X
تبلیغات
؟!!؟!؟!؟!؟!؟

 

آفتاب: «مسعود ده‌نمکی» در خصوص برخی شبهات که پس از فرار «شهرام جزایری» مطرح می‌شود و طی آنها اصل پرونده وی به عنوان ترفندی برای بد نام کردن شخصیت‌های برجسته سیاسی کشور معرفی می‌شود، اظهار داشت: بازی با افکار عمومی بسیار بد است. بروز این شائبه در افکار عمومی که شهرام جزایری مهره‌ای برای آلوده کردن نام مسئولین کشور بوده پس از 28 سال از عمر دستگاه‌های امنیتی و قضایی نظام بسیار خطرناکتر از انحراف در اصل مبارزه با مفاسد اقتصادی است. 

وی در گفت‌وگو با خبرنگار سیاسی آفتاب با بیان اینکه «برای اجرای عدالت باید عادل بود» افزود: شهرام جزایری هم رفت تا تبدیل به یکی از اسرار مگوی سیستم قضایی کشور شود تا شاید آیندگان به بازی‌های روزگار ما بخندند. 

این فعال فرهنگی و سیاسی جریان حزب‌الله تصریح کرد: قوه قضائیه باید از خودش اعاده حیثیت کند زیرا پرونده‌ای که درست یا غلط سمبل مبارزه با مفاسد اقتصادی در ذهن مردم ما بود، اکنون چنان سرنوشت خنده‌داری پیدا کرده و به علاوه این مسائل آنقدر در ذهن مردم عادی شده که دیگر کسی از شنیدن این اخبار شوکه نمی‌شود. 

ده نمکی‌ با اشاره به این مساله که «نگرانی او از عاقبت پرونده شهرام جزایری از زمان محاکمات او شروع شد» اظهار داشت: مسئولین قضایی باید از همان زمانی که اسامی کله گنده‌های جناح‌های سیاسی در این پرونده مطرح شد و این مساله به عنوان سمبل مبارزه با مفاسد اقتصادی در جامعه بر روی زبان‌ها افتاد، خود را برای پاسخگویی به توقعات افکار عمومی آماده می‌کردند. 

وی در توضیح این نکته، افزود: شرایط این پرونده در افکار عمومی به گونه‌ای بود که اگر به نتیجه می‌رسید، می‌توان به نتایج مبارزه با مفاسد اقتصادی امیدوار بود و اگر این پرونده عاقبت خوبی پیدا می‌کرد، می‌شد به تحقق عدالت اجتماعی امیدوار بود. 

این فعال جریان حزب‌الله تصریح کرد: دو کفه معادلات پرونده شهرام جزایری با هم توازن نداشتند زیرا هنگامی که اسامی کله‌گنده‌های سیاسی در این پرونده مطرح شد، باز به گونه‌ای عمل شد که گویی تنها مجرم پرونده شخص شهرام جزایری است. 

وی افزود: توقع مبارزه با شهرام جزایری‌های دو و سه هیچ‌گاه بر‌آورده نشد و این سرنوشت مبهم و آزاردهنده‌ای که برای متهم به ظاهر اصلی این پرونده به وجود آمد، به نوعی تمام زحمات و عملکردها درخصوص مبارزه با مفاسد اقتصادی را زیر سوال برده است. 

ده نمکی در پایان تاکید کرد: بازی با افکار عمومی بد است و این شائبه که شهرام جزایری با گذشت 28 سال از عمر نظام و دستگاه‌های امنیتی و قضایی تنها مهر‌ه‌ای برای آلوده کردن نام مسئولین کشور بوده از انحراف در اصل مبارز با مفاسد اقتصادی خطرناک‌تر است.

+ نوشته شده توسط دنیا در یکشنبه 1385/12/06 و ساعت 4:30 PM |

جزئیات تازه از فرار جزایری

آفتاب: شهرام جزایری فعلا در ایران است اما همسر، فرزند، پدر و مادر او چند روز قبل از فرار جزایری به یكی از كشورهای خارجی رفته‌اند.سخنگوی قوه‌ قضاییه با اعلام این مطلب در جمع خبرنگاران اطلاعات بیشتری را در این زمینه اعلام کرد و گفت «جزایری كه با قرار 100 میلیارد تومانی در بازداشت به‌سر می‌برد، وقتی برای امور كارشناسی به محل استقرار هیات كارشناسی می‌آمده، ماموران را به دلیل تاملات روحی كه اظهار می‌كرده اغفال کرده و  درخواست می‌كند مدتی را در منزل باشد و سپس به محل هیات كارشناسی بیاید كه متاسفانه ماموران به او اجازه می‌دهند به خانه‌ خودش برود و همین مساله باعث می‌شود از فرصت سوءاستفاده و فرار كند». 

سخنگوی قوه قضائیه زمان دقیق فرار شهرام جزایری را ساعت 8:50 اول اسفندماه اعلام کرد.

علیرضا جمشیدی در تشریح نحوه فرار شهرام جزایری گفت: جزایری پس از فرار در شهرك اكباتان لباس جدیدی خریده و حدود یك میلیارد تومان پول برایش تهیه شده كه با تحقیقات به عمل آمده، منابع مالی كه این مبلغ را در اختیارش قرار دادند، شناسایی شدند كه جزییات بیشتر در این باره، در روزهای آینده اعلام می‌شود. 

وی در پاسخ به سوال یكی از خبرنگاران مبنی بر این كه آیا محل فرار خانواده جزایری مشخص است، با تایید این مساله از اعلام جزییات بیشتر در این باره خودداری كرد. 

به گفته جمشیدی «مامورانی كه جزایری را تحت‌الحفظ به هیات كارشناسی برده‌اند، هم‌اكنون در بازداشت به سر می‌برند و از محل احتمالی اختفای وی در سراسر كشور بازرسی به عمل آمده و همچنین از عواملی كه در فرار او نقش داشته‌اند نیز تحقیق به عمل آمده است.» 
 علیرضا جمشیدی افزود: با حكم رییس قوه قضاییه، علیرضا آوایی رییس دادگستری استان تهران، اصغر جهانگیر رییس حفاظت و اطلاعات قوه قضاییه و حجت‌الاسلام خلفی دادستان انتظامی قضات، مامور پیگیری موضوع متواری شدن شهرام جزایری شدند.

به گفته‌ وی، این هیات 3 نفره مامور شده‌اند تا نتیجه‌ بررسی‌های خود را درباره‌ی موضوع شهرام جزایری تا 15 روز دیگر به رییس قوه قضاییه اعلام كنند.

سخنگوی قوه‌ی قضاییه تاکید کرد: به دنبال فرار جزایری، تحقیقات بسیار گسترده‌ای توسط حفاظت اطلاعات قوه‌ قضاییه با همكاری مراجع اطلاعاتی و انتظامی آغاز شد و از جمله كارهایی كه تاكنون انجام شده این است كه از منزلی كه دراختیار متهم بوده به دقت بازرسی به عمل آمده و مشخص شده وی و خانواده‌اش به مقصد معلومی فرار كرده‌اند.

جمشیدی افزود: تاكنون از حدود 5 – 6 نفر از كسانی كه به گونه‌ای در فرار جزایری نقش داشته‌اند، بازجویی به عمل آمده كه هم‌اكنون این تحقیقات كامل نشده است. بعضی از این افراد بازداشت هستند و بعضی‌ها آزاد.

وی در پاسخ به سوال یكی از خبرنگاران در مورد علت تاخیر در صدور رای پرونده با توجه به صراحت قانون مبنی بر صدور رای طی یك هفته، گفت: قاضی بعد از اخذ آخرین دفاع، طبق قانون موظف است ظرف یك هفته رای پرونده را صادر كند كه در پرونده‌ جزایری با توجه به این كه چند متهم مطرح بود و فقط از خود وی به عنوان متهم ردیف اول، آخرین دفاع اخذ شده بود و به علاوه خود جزایری و وكلایش با توجه به حجم گسترده پرونده كه حدود سی چهل هزار پرونده بوده است، درخواست استمهال كرده بودند كه مورد پذیرش قاضی واقع شد، همین مساله باعث شد كه صدور رای به تاخیر بیفتد.

سخنگوی قوه قضاییه گفت: نكته دوم این كه در پرونده‌ای مثل جزایری كه تقریبا سیصد صفحه رای بدوی و هشتاد تا نود صفحه رای تجدیدنظر صادر شده،‌ این امكان وجود ندارد كه رای ظرف یك هفته صادر شود. این‌كه آیا این مساله تخلف انتظامی محسوب می‌شود، باید گفت عرف قضایی ما این مساله را پذیرفته كه در مواردی، این امكان وجود ندارد كه رای ظرف یك هفته صادر شود.

سخنگوی قوه قضاییه در پاسخ به سوالی درباره ضرورت تشكیل پلیس قضایی و همچنین اطلاعات و آموزش‌های مامورانی كه جزایری را بدرقه می‌كردند، گفت: دو نفر مامور مراقبت، جزایری را با دستبند منتقل می‌كردند كه طبق تحقیقاتی كه خود من انجام داده‌ام، شش‌ماه آموزش ویژه بدرقه و مراقبت زندانی دیدند و ماموران مجرب و خوبی بودند. 

وی همچنین در پاسخ به این سوال كه آیا قرار است فقط این دو مامور به عنوان مقصران احتمالی در این باره تحت تعقیب قرار گیرند؟ تصریح كرد: مردم مطمئن باشند، همان گونه كه در حكم رییس قوه قضاییه آمده است، بدون اغماض و جوسازی، هیات عالی‌رتبه‌ منتخب رییس قوه قضاییه موضوع را رسیدگی خواهد كرد و اطمینان می‌دهیم با تخلف هر كسی در هر مقامی كه باشد با قدرت برخورد شود و در زمان مقرر نتایج را خدمت مردم اعلام می‌كنیم.

جمشیدی همچنین گفت: تاكنون شصت میلیارد تومان از اموال جزایری شناسایی شده كه این مقدار یا به بیت‌المال انتقال داده شده یا در حال انتقال دادن است. وی با بیان این‌كه این مبلغ با كسر بدهی‌های جزایری است، گفت: از رقم بدهی‌های جزایری اطلاعی ندارم.

سخنگوی قوه قضاییه همچنین با بیان این‌كه اقدامات لازم با اینترپل انجام شده است، گفت: امیدواریم مراحل به اینترپل نرسد اما چنان‌چه به این‌جا برسد، بر اساس قرارداد استرداد مجرمان كه بسیاری از كشورها آن را پذیرفته‌اند، اقدام خواهد شد.

جمشیدی گفت: با توجه به این كه جرم جزایری فساد بوده است، براساس كنوانسیون مریدا كه 168 كشور آن را پذیرفته‌اند، اقدامات لازم برای استرداد وی در صورت خارج شدن احتمالی او از كشور انجام خواهد شد.

جمشیدی همچنین گفت: در برخی از رسانه‌ها موضوع فرار جزایری، سیاسی شده كه باید بگوییم براساس تحقیقات انجام شده و پرونده‌ای كه برای وی تشكیل شده، این فرار از جنس سیاسی نیست چون جزایری متهم سیاسی نبود بلكه یك مفسد اقتصادی بود.

سخنگوی قوه قضاییه ادامه داد: تصور من این است كه متهم احتمال تبرئه خود را می‌داد اما بعد از برگزاری دادگاه و مشاهده عزم قاضی، متوجه شد كه مجدد محكوم خواهد شد و به همین دلیل اقدام به فرار كرد. جمشیدی گفت: انتظارمان از رسانه‌ها این است كه در فضای به‌وجود آمده اقدامات خوب انجام شده در پرونده جزایری را زیر سوال نبرند.

+ نوشته شده توسط دنیا در یکشنبه 1385/12/06 و ساعت 4:28 PM |

       
    
    در ايام نوروز بايرام را ببينيد
    بايرام سريال نوروز شبكه دو سيماست كه در 15 قسمت 45 دقيقه‌اي از روز اول فروردين، مهمان خانه‌هاي مردم خواهد بود.
    موضوع اين سريال درخصوص شخصي به نام بايرام است كه با شخصيت مثبتي كه دارد هر كجا كه وارد مي‌‌شود اتفاق جديدي برايش رخ مي‌‌دهد و هر اتفاق يكي از داستان‌هاي اين مجموعه را رقم مي‌‌زند.
    در حال حاضر 35 درصد تصويربرداري اين سريال كه تهيه‌كنندگي آن را محمد صالحيان عهده‌دار است به اتمام رسيده كه پس از اتمام سي درصد كار در لوكيشن خارجي، در چند روز آينده شاهد ادامه تصويربرداري در لوكيشن‌هاي داخلي خواهيم بود.
    حضور دوباره فتحعلي اويسي و امير جعفري از نكات قابل توجه اين سريال است كه بعد از چند سال دوباره در كنار هم حضور خواهند داشت. همچنين هنرمنداني چون غلامحسين لطفي، رضا فيض‌نوروزي، زهره حميدي، رويا افشار، يلدا قشقايي، نفيسه روشن، سهيل تاكي، علي ترابي و ابراهيم آبادي در آن به ايفاي نقش خواهند پرداخت.
    از ديگر عوامل اين سريال كه كارگرداني آن را مسعود نوابي عهده‌دار است مي‌‌توان به علي خودسياني (نويسنده)، مجتبي چراغعلي (دستيار اول و برنامه‌ريز)، محسن فخار (مدير توليد و مجري طرح)، زين‌الدين علامه (تصويربردار)، رضا كشاورز (صدابردار)، محمدرضا ميرزا محمدي (طراح لباس و صحنه)، عليرضا باقربيگي (طراح گريم)، آرش معيريان (تدوين)، فريدون مسروري علي عطار (دستيار دوم كارگردان)، فرحناز خسروي (منشي صحنه)، عباس شوقي (امور توليد)، كيارش قوام‌زاده، افشين كريمي، فرنوش جعفري (دستياران صحنه و لباس)، عطيه مهرپيوند و سياوش امين‌زاده (اجراي گريم)، مرتضي پورنجات (عكاس) اشاره كرد.
    علاقه‌مندان به سريال‌هاي نوروزي مي‌‌توانند در نوروز 86 شاهد پخش اين سريال از شبكه دو سيما باشند.
    
    
    

    
    

    
    

    
    

    
    

    
    

    
    

    
    

    
    

    
    
+ نوشته شده توسط دنیا در یکشنبه 1385/12/06 و ساعت 4:16 PM |
+ نوشته شده توسط دنیا در سه شنبه 1385/12/01 و ساعت 11:57 PM |

    
    بهنوش بختياري بازيگري كه در اكثر ساخته‌هاي مهران مديري حضور داشته و با نقش‌هاي متفاوت بر محبوبيت خود در بين سريال‌هاي تلويزيون افزوده است.
    بهنوش بختياري متولد 29/2/1354 در بيمارستان اقبال تهران و ساكن شهرك ژاندارمري است.
    پدرش بختياري و مادرش تهراني است. بهنوش عضو آخر يك خانواده 6 نفري است. يك خواهر و دو برادر بزرگ‌تر از خود دارد كه هر سه متاهلند.
    در رشته مترجمي زبان ليسانس گرفته و با توجه به علاقه فراواني كه به اين رشته دارد به محض اين‌كه فرصتي پيدا كند، به سراغ اين رشته و ترجمه متون مي‌رود.
    با توجه به شايعات فراواني كه در مورد ازدواج او بر سر زبان‌هاست هنوز مجرد است و به قول خودش شايد اصلا ازدواج نكند.
    

    با مجموعه هواي تازه ساخته محمد رحمانيان پا به عرصه بازيگري گذاشت و بعد از آن در مجموعه‌هاي وكيل محله، خانه قديمي، سايه‌ها و معجزه وكيل هم بازي كرد.
    قبل از بازيگري به عنوان منشي صحنه فعاليت مي‌كرد كه اين كار او را بسيار مسئوليت‌پذير و منظم بار آورد كه پايه‌گذار موفقيت‌هاي او در بازيگري بود.
    سال 75 به مدت يك سال زيرنظر خانم مهتاب نصيرپور در مدرسه رسام هنر دوره يك ساله تئاتر را گذراند كه به واسطه آن با ادبيات بازيگري آشنا شد.
    به موسيقي علاقه فراواني دارد، پدرش هم در اين وادي كار مي‌كند و يكي از دو برادرش هم در زمينه موسيقي فعال است.
    
    در مجموعه زير آسمان شهر(3) و ورود ممنوع ممنوع به عنوان دستيار كارگردان در كنار مهران غفوريان حضور داشت.
    علاقه زيادي به فوتبال ندارد اما فوتبال‌هاي ملي رادنبال مي‌كند در صورتي كه فرصت پيدا كند به ورزش بدنسازي مي‌پردازد.
    علاقه‌اي به بيزينس ندارد. به قول خودش هر كسي جلوي او از پول و حساب و كتاب حرف بزند احساس مي‌كند او سرگرم صحبت به زبان اسپانيايي است.
    عاشق خطاطي است و خيلي دلش مي‌خواهد اين هنر را به صورت حرفه‌اي دنبال كند.
    با توجه به مشغله كاري فراوان زياد به كارهاي خانه‌داري و آشپزي نمي‌رسد اما بسيار منظم و خوش‌سليقه است. چلوكباب از غذاهاي مورد علاقه اوست.
    عاشق لهجه بختياري پدرش است اما خودش به لهجه بختياري صحبت نمي‌كند.
    علاقه فراواني به مسافرت دارد. آخرين مسافرتش به شهر مقدس مشهد بود و سرعين اردبيل به يادماندني‌ترين نقطه‌اي بود كه به مسافرت رفته است.
    

    علاقه فراواني به مطالعه دارد و تا فرصتي به دست آورد به مطالعه مي‌پردازد. او عاشق مطالعه كتاب‌هاي روان‌شناسي و رمان است. آخرين كتابي كه مطالعه كرده سلاخ خانه شماره 5 بود.
    در دوران كودكي برخلاف بسياري از بچه‌ها كه خيلي شلوغ و شر هستند دختر آرام و دوست‌داشتني بوده.
    به موسيقي كلاسيك علاقه فراواني دارد و از بين خوانندگان پاپ به صداي رضا صادقي، مرحوم ناصر عبداللهي و مازيار علاقه فراواني دارد.
    در صورتي كه وقت كند به سينما مي‌رود. او سعي مي‌كند همه فيلم‌هاي روز را ببيند. آخرين فيلمي كه در سينما ديده «وقتي همه خواب بودن» است.
    علاقه فراواني به مهمانداري هواپيما دارد. او پذيرايي در اوج آسمان را عاشقانه دوستدارد.
    از خواندن شعر لذت مي‌برد، اما اصلا نمي‌تواند شعر بگويد و يا شعر حفظ كند ولي بسيار روحيه رمانتيكي دارد.
    آخرين كارهايش مستند ايرانگردي و كار 90 دقيقه‌اي «يك روزي زنجيرش رو پاره مي‌كنم» ساخته آقاي عباسي است كه هنوز پخش نشده.
    به بازي خانم‌ها ثريا قاسمي، مريلا زارعي، گوهر خيرانديش، ليلا حاتمي، سحر ولدبيگي و شقايق دهقان علاقه فراواني دارد.
    تا به حال در اكثر كارهاي مهران مديري به ايفاي نقش پرداخته و در اكثر نقش‌هايش موفق ظاهر شده است، به هيچ عنوان از بازي كسي ايراد نمي‌گيرد و اهل بدگويي نيست.
    براي بازي چندين پيشنهاد دارد كه به خاطر بازي در مجموعه باغ مظفر به پيشنهادهايش جواب نه داده. او شرط بازي در كارهاي روتين را متن و كارگردان و عوامل خوب عنوان مي‌كند.
+ نوشته شده توسط دنیا در سه شنبه 1385/12/01 و ساعت 11:49 PM |
http://www.imaginationcubed.com/Imagine?aIsOldDrawing=Y

خیلی ممنون از کسایی که تولدم را تبریک گفتن

+ نوشته شده توسط دنیا در سه شنبه 1385/12/01 و ساعت 11:42 PM |
Happy Bithday

فردا تولد منه

‍‍‍ایمیل تبریک یادتون نره

Go to fullsize image

 

 

 

+ نوشته شده توسط دنیا در یکشنبه 1385/11/29 و ساعت 4:1 PM |

    

 

هديه تهراني

مهدي صفوي

 

 

 

 

 

 سحر ولد بيگي

نيما فلاح

 

 

 

 

 

حسن پور شيرازي

مهناز افضلي

 

 

 

 

حميد سمندريان

هما روستا

 

 

 

 

 محمد رضا شريفي نيا

آزيتا حاجيان

 

 

 

 

 

ليلا حاتمي

علي مصفا

 

 

 

 

مهدي هاشمي

گلاب آدينه

 

 

 

 

 

نيلو فر خوش خلق

امين حيايي

 

 

 

 

بهرام بيضايي

م‍ژده شمسايي

 

 

 

 

 

فهيمه رحيمي نيا

بهزاد فراهاني

 

 

 

 

 

مجيد جعفري

اكرم محمدي

 

 

 

 

 

 

نيما بانكي

ليلي رشيدي

 

 

 

 

 

 

احمد حامد

فاطمه معتمد آريا

 

 

 

 

 

فرزانه نشاط خواه

جمشيد جهانزاده

 

 

 

 

 

 

عزيز ساعتي ( فيلمبردار )

ميترا محاسني

 

 

 

 

 

شهين عليزاده

آتش تقي پور

 

 

 

 

بهروز بقايي

پرستو گلستاني

 

 

 

 

 

آتنه فقيه نصيري

رفيع پيتز

 

 

 

 

 

هادي مرزبان

فرزانه كابلي

 

 

 

 

 

 

جلال مقامي

ر فعت هاشم پور

 

 

 

 

 

 

مهرداد شكرابي

عاطفه رضوي

 

 

 

 

 

 

فاطمه گودرزي

عبدالرضا گنجي

 

 

 

 

 

فريبرز كامكاري

الهام پاوه نژاد

 

 

 

 

اصغر همت

افسر اسدي

 

 

 

 

   

محمد رحمانيان

مهتاب نصير پور

 

 

 

 

علي اسيوند

حميرا رياضي

 

 

 

داوود رشيدي

احترام برومند

 

 

 

 

 

امين تارخ

منصوره شادمنش

 

 

 

 

 

جهانگير كوثري

رخشان بني اعتماد

 

 

 

 

 

پيام صابري

زيبا بروفه

 

 

 

 

بهاره رهنما

پيمان قاسم خاني

 

 

 

 

 

 

امير جعفري

ريما رامين فر

 

 

 

عباس صالحي

رزيتا غفاري ( مرحومه )

 

 

 

 

 

سعيد تهراني

لادن طباطبايي

 

 

 

 

 

 

مهوش صبر كن

محمود پاك نيت

 

 

 

جمشيد آهنگراني

منيژه حكمت

 

 

 

 

حسن جوهرچي

مهناز بيات

 

 

 

 

 

اتيلا پسياني

فاطمه تقوي

 

 

 

 

حسين عرفاني

شهلا ناظريان

 

 

 

 

 

اسماعيل رياحي

شهلا رياحي

 

 

 

 

لادن مستوفي

شهرام اسدي

 

 

 

 

 

محسن مخملباف

مرضيه مشگيني

 

 

 

 

 

بهروز افخمي

ناهيد طلوع

 

 

 

 

 

 

سهيلا رضوي

فرخ نعمتي

 

 

 

كيومرث پوراحمد

مهرانه ربي

 

 

 

 

 

مير ولي ا.... مدني

رويا تيموريان

 

 

 

 

 

فرشيد نوابي

الهام چرخنده

 

 

 

 

 

 

مرحوم فيروز بهجت محمدي

آزيتا لاچيني

 

 

معسود جعفري جوزاني

فهيمه سرخابي

 

 

 

 

 

نجف دريا بندري

فهيمه راستكار

 

 

 

 

 

 

 

سروش خليلي

فاطمه دانش زاد

 

 

 

فروزان جليلي فر

حميد فرخ نژاد

 

 

 

 

 

 

غلامرضا آزادي

فريال بهزاد

 

 

 

 

 

 

ابوالفضل جليلي

مريم اشرفي

 

 

 

 

 

فرشيد رحيميان

كتايون رياحي

 

 

 

 

 

 

 

ناصر هاشمي

سيما تيرانداز

 

 

شاهرخ فروتنيان

افسانه چهره آزاد

 

 

 

 

                                 برگرفته از سايت www.yadeyar.ir

+ نوشته شده توسط دنیا در یکشنبه 1385/11/29 و ساعت 3:16 PM |

+ نوشته شده توسط دنیا در پنجشنبه 1385/11/26 و ساعت 4:17 PM |
images/20070214/Patra.jpg
 
جام جم آنلاين: براساس مطالعاتي كه باستان‌شناسان بر روي يك سكه نقره‌اي 2000 ساله به عمل آورده‌اند كلوئوپاترا و همسرش آنتوني آنچنان كه در سينما يا در كتب تاريخي به تصوير درآمده‌اند زيبارو و استثنايي نبوده‌اند.
به گزارش CNN ، اين سكه نقره‌اي متعلق به دو هزار سال پيش نشان مي‌دهد كه كلوئوپاترا و همسرش آنتوني كه تاريخ از آنها به عنوان دو دلداده نام برده و افسانه‌ها درباره آنها ساخته شده آنچنان زيبا نبوده‌اند.
نقش اين دو شخصيت تاريخي را در سينما اليزابت تيلور هنرپيشه نام‌آور زن هاليوود و ريچارد برتون بازي كرده‌اند كه از قضا آن دو نيز در آن زمان با يكديگر زن و شوهر رسمي بوده‌اند.
اين سكه نشان مي‌دهد كه كلوئوپاترا ملكه مصر داراي يك پيشاني كوتاه، چانه‌اي باريك و دماغي نوك تيز بوده است و دلداده رمي او يعني آنتوني چشم‌هايي درشت و از حدقه درآمده، گردني كلفت و دماغي قلاب مانند داشته است. به جز كارگردانان سينما، مورخين نيز در كتاب‌هاي خود از كلوئوپاترا به عنوان ملكه زيبايي ياد كرده‌اند كه ابتدا از ژوليوس سزار و سپس از رقيب او مارك آنتوني دلبري كرد و آنها را شيفته خود ساخت.
اما سكه‌اي كه امروز چهارشنبه در دانشگاه نيوكاسل به نمايش درآمد به همگان نشان داد كه آنها آنگونه كه تاريخ و هاليوود مجسم كرده‌اند زيبارو نبوده‌اند.
+ نوشته شده توسط دنیا در پنجشنبه 1385/11/26 و ساعت 3:30 PM |

سرپرست هيات باستان‌شناسي قلعه‌ي «دا و دختر» از وجود يك گورستان متعلق به دوره‌هاي ساساني و اسلامي و چند برج در حريم درجه‌ي دو اين قلعه خبر داد.

سيدمحسن حسيني در گفت‌وگو با خبرنگار بخش ميراث فرهنگي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، يادآوري كرد: با توجه به اين‌كه قلعه‌ي دا و دختر در فهرست آثار ملي ثبت شده است، با دريافت مجوز از پژوهشكده‌ي باستان‌شناسي و تامين بودجه‌ي لازم از محل اعتبارات استاني، بررسي و شناسايي قلعه و گمانه‌زني آن از ابتداي دي‌ماه آغاز شد.

وي با بيان اين‌كه اكنون حريم مصوب قلعه مشخص شده است، افزود: داخل اين حريم كه محوطه‌اي با وسعت بيش از حدود 80 هكتار است‏، قبرستاني مربوط به دوره‌هاي ساساني و اسلامي وجود دارد كه تعداد قبرهاي آن معلوم نيست. البته تعدادي از قبرها توسط قاچاق‌چيان حفاري شده‌اند. همچنين علاوه بر مشخص شدن محل ديوارها و حصار قلعه‌، پي چند برج ديده‌باني در اضلاع گوناگون يافت شده‌اند.

حسيني درباره‌ي مصالح استفاده‌شده در اين قلعه، توضيح داد: در محوطه‌ي ضلع جنوبي قلعه‏، ساخت و سازهاي معماري با مصالح آجري و ملات گچ ديده مي‌شوند. همچنين مصالحي ديگري مانند تير، قلوه‌سنگ و قلوه‌گچ نيز وجود دارند.

معاون پژوهشي سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري خوزستان گفت: يكي از عواملي كه در تخريب قلعه موثر است، انفجارهاي معدن گچ با فاصله‌ي حدود يك‌هزار متري قلعه است كه البته بخش حقوقي سازمان ميراث فرهنگي خوزستان درحال پي‌گيري اين موضوع است.

او درباره‌ي شدت اين انفجارها، تصريح كرد: انفجارها به‌حدي است كه در هنگام كار در قلعه‌ احساس مي‌شود كه در نزديكي منطقه يك بمب منفجر شده است.

به گفته‌ي حسيني علاوه بر اين مشكل، چند پروژه‌ي ديگر نيز در اطراف قلعه اجرا مي‌شوند كه بدون مجوز كار خود را انجام مي‌دهند و اين موضوع نيز درحال پي‌گيري است؛ زيرا هر كدام از اين پروژه‌ها به‌نحوي سبب تخريب قلعه خواهند شد.

وي اضافه كرد:‌ با توجه به اين‌كه حريم محوطه و قلعه تعيين شده، محوطه‌اي در ضلع جنوبي قلعه براي سرويس‌هاي بهداشتي و پاركينگ مشخص شده است، تا منطقه براي بازديد عموم آماده شود.

+ نوشته شده توسط دنیا در پنجشنبه 1385/11/26 و ساعت 3:28 PM |

   
    در ايام دهه فجر، مجموعه « از نفس افتاده» از شبكه اول سيما پخش مي شد كه توانست مخاطبان زيادي را جذب خود كند، اين مجموعه كه كارگردان آن قاسم جعفري بود، به مانند ديگر كارهاي او توسط صديقه صحت تهيه شده، در اين مجموعه تلويزيوني بازيگراني چون، اشكان خطيبي، زهره فكور صبور، خاطره حاتمي و... به ايفاي نقش پرداختند، از نفس
افتاده در سال هاي 1350 به بعد رخ مي دهد و داستان عشق آرش و شيده است كه پس از سال ها دوري در حادثه اي خونين همديگر را مي يابند اين مجموعه بخشي از مفاصد اقتصادي و جنايات رژيم شاهنشاهي را به نمايش مي گذارد...
    اما ايفاگر نقش آرش كه كاراكتر اصلي مجموعه بود را اشكان خطيبي بر عهده داشت، وي در 19 مهر ماه سال 1357 در تهران به دنيا آمد، فرزند اول خانواده است و يك برادر و يك خواهر دارد، عمه اش اولين نقاش زن سبك قهوه خانه اي است. خودش به جز موسيقي و بازيگري، گاهي نمايشنامه هاي انگليسي را هم به فارسي ترجمه مي كند، مدرك تحصيلي اش كارشناسي تئاتر از دانشگاه آزاد است، وي در مجموعه « آخرين گناه» كه در ايام ماه مبارك رمضان از شبكه دوم پخش مي شد، نقش جواني را بازي مي كرد كه تمام بدنش مي لرزيد و به خوبي توانست ايفاگر آن باشد...
    
    خطيبي مي گويد: شخصيت‌ها در مجموعه «از نفس افتاده» نوع جديدي از تحول را به مخاطب نشان مي‌دهند.
    او در ادامه مي گويد: اشكان خطيبي بازيگر نقش آرش در مجموعه تلويزيوني «از نفس افتاده» در گفت و گو با خبرنگار راديو و تلويزيون فارس گفت: اگر قرار است براي يك سري آدم‌هاي معاصر كار كنيم و تاريخي نه چندان دور را براي آنها به تصوير بكشيم بايد با زبان مردم معاصر آن را به خورد مردم بدهيم تا باور‌پذيرتر باشد.
    
    وي افزود: بنابراين من به همراه كارگردان و نويسنده به نتيجه رسيديم كه جنس ديگري از تحولات مرسوم در سريال‌هاي تلويزيوني را به تصوير بكشيم. تحولي كه نرم باشد و توي ذوق مخاطبان زيرك و باهوش امروز نزند.
    وي در ادامه گفت: من تمام تلاشم را به كار مي‌گيرم تا كاراكتر‌هايي را كه بازي مي‌كنم به بهترين شكل به مخاطب نشان بدهم و پيچيدگي‌هاي دروني آن را نشان بدهم. شخصيت‌هايي كه طي فشار و شرايطي كه ايجاد مي‌شود مجبور به تحول و تصميم‌گيري مي‌شوند.
    
    وي در ادامه درباره حضور عشقي چند ضلعي در اين مجموعه گفت: حضور جريانها و داستان‌هاي عاشقانه براي نشان دادن هدف‌هاي بزرگتر به خودي خود اشكال ندارد. البته من از حضور آن طرفداري نمي‌كنم ولي عشق در كارهاي چخوف هم بيان مي‌شود و شايد اين عشق در برخي از داستان‌هاي او به 8 ضلع نيز برسد.
    وي در ادامه درباره حضور داستان‌هاي عاشقانه براي به تصوير كشيدن تاريخ گفت: در مجموعه از نفس افتاده براي اولين بار اين اتفاق نيفتاده است هرچند كه شايد از اين نظر نقطه ضعف به شمار رود ولي ما در تمام دنيا چند وضعيت نمايشي بيشتر نداريم و هنوز كه هنوز است داستانهاي عاشقانه طرفداران خود را دارند.
    
    وي در ادامه گفت: درباره اينكه چرا اين داستان عاشقانه است بايد بگويم آقاي قاسم جعفري سعي مي‌كند در مجموعه‌اش مخاطب را نگه دارد. اگر قرار است اين داستان در سال‌هاي 55 و 56 اتفاق بيافتد و دوباره ساواك و مردان انقلابي و... نشان داده شود چه بهتر كه اين مضامين در قالبي نو بيان شوند.
    
    وي افزود: يك داستان عاشقانه دو ويژگي دارد يكي جذاب بودن داستان براي تماشاگر ايراني و ديگري رنگ و بوي ديگري دادن به خلاءهاي اجتماعي و سياسي آن دوره. شخصيت آرش، با توجه به چنين ويژگي‌هايي ساخته شد و زنده شدن عشق دوران كودكي نيز به پيچيدگي‌هاي شخصيتي او بر مي‌گردد. هر شخصيتي در برهه‌هايي از زندگي خود دچار ترديد و فراز و نشيب مي‌شود كه در نهايت از نفس افتاده اين تحولات را در مقطع زماني خاص به تصوير كشيده است.
    اشكان خطيبي گفت: سعي كرديم كه سير تحول شخصيت «آرش» در سريال «از نفس افتاده» كليشه‌اي نباشد و آهسته و پيوسته اين اتفاق بيفتد.

    
    و در ادامه مي گويد: تلاش كرديم كه تحول شخصيت «آرش» در اين سريال به گونه‌اي باشد كه براي بيننده باورپذير باشد.
    وي درباره‌ي تاثير زمان اندك براي ساخت سريال‌هاي مناسبتي بركار بازيگران اظهار كرد: نه تنها كار بازيگر، بلكه نحوه‌ي عملكرد همه‌ي عوامل تحت تاثير زمان اندك قرار مي‌گيرد و آنان مجبور مي‌شوند كه مدت زمان بيشتري را در طول روز كار كنند و اين عجله موجب مي‌شود كه علي‌رغم آگاهي آنان، برخي مسايل از دست برود.
    
    اين بازيگر به ذكر مثالي پرداخت: در اين شرايط يك بازيگر پس از پايان يك روز كاري بايد به محل استراحت خود برود و به جاي استراحت، روي متن فردا كار كند؛ يا نورپرداز زمان كمتري براي دستيابي به نور مطلوب سكانس‌ها دارد.
    اين روزها آن قدر به من فشار آمده است كه فكر نمي‌كنم، بازي در چنين سريال‌هايي را بپذيرم. البته بستگي دارد كه در آينده چه نقش‌هايي با چه كارگردان‌هايي به من پيشنهاد شود.

+ نوشته شده توسط دنیا در پنجشنبه 1385/11/26 و ساعت 3:21 PM |

 


کالین پاول (وزیر سابق امور خارجه‌ آمریکا) و انجلینا جولی در مراسم یونسکو

 


کالین پاول (وزیر سابق امور خارجه‌ آمریکا) و انجلینا جولی


از سمت راست به چپ: هیلاری کلینتون (همسر بیل کلینتون، رئیس‌جمهور سابق آمریکا و سناتور کنونی ایالت نیویورک)- رایس (مشاور سابق امنیتی بوش و وزیر امور خارجه کنونی آمریکا) و انجلینا جولی در مراسم 2005 Awards for Business Excellence


انجلینا جولی و آقای شوکت عزیز، نخست‌وزیر پاکستان


انجلینا جولی و سناتور جمهوری‌خواه ایندیانا، آقای لاگر (Lugar)

+ نوشته شده توسط دنیا در چهارشنبه 1385/11/25 و ساعت 5:1 PM |

     

    
    چند سالی که 25 بهمن (14 فوریه) روز ولنتاین و خرید گل و عروسک ، شکلات و ... در کشورمان باب شده است . اکثر جوان ها بدون اطلاع از اینکه اصلا این ولنتاین خوردنی یا پوشیدنی است، فقط می دانند که باید برای کسانی که دوست دارند هدیه بخرند و با این کار بر علاقه خود به آن فرد تاکید ورزند .
    اگر روزهای اخیر به مغازه های شهرمان سری زده باشید ، مملو از جعبه های خوشگل کادویی ، عروسک ، شکلات و انواع و اقسام هدایای گول زننده ست . خلاصه غوغایی شده در این شهر شلوغ.
    انتخاب روزی به عنوان روز دوستی و عشق در سال کار بسیار قشنگی است .بهانه ای است که ما بتوانیم یکبار دیگر علاقه خود را به کسی که دوستش داریم نشان دهیم که عروسک و گل و کادو همه بهانه عشق هستند .
    حالا اصلا جریان این ولنتاین چیست ؟ از کجا شروع شده ؟
    داستان ولنتاین از این قرار است :
    در قرن سوم میلادی که مطابق می شود با اوایل امپراطوری ساسانی در ایران ، در روم باستان فرمانروایی بوده است به نام کلودیوس دوم . کلودیوس ، عقاید عجیبی داشت ، از جمله اینکه سربازی خوب خواهد جنگید که مجرد باشد ؛ از این رو ازدواج را برای سربازان امپراطوری روم قد غن می کند. کلودیوس به قدری بی رحم و فرمانش به اندازه ای قاطع بود که هیچ کس جرات کمک به ازدواج سربازان نداشت . اما کشیشی به نام والنتیوس ( همان ولنتاین خودمان ) ، مخفیانه عقد سربازان رومی را با دختران محبوبشان جاری می کرد . کلودیوس دوم از این جریان خبر دار می شود و دستور می دهد که ولنتاین را به زندان بیاندازند . ولنتاین در زندان عاشق دختر زندان بان می شود . سرانجام کشیش به جرم جاری کردن عقد عشاق با قلبی عاشق اعدام می شود . . .
    بنابراین او را به عنوان فدایی و شهید راه عشق می دانند و از آن زمان نهاد و سمبلی می شود برای عشق !
    
    

    اما متاسفانه مردم برگزاری جشنها و مناسبتهای بیگانه را نشانه تمدن و فخر می دانند . همه اسم ولنتاین را شنیده اند و مراسم آن را مانند سایر بیگانگان بجا می آورند ولی تا به حال اسم "سپندار مذگان " به گوششان هم نخورده است .
    حالا همانطور که داستان ولنتاین را با دقت مطالعه کردید داستان " سپندار مذگان" را با دقت بیشتری بخوانید :
    در ایران باستان، نه چون رومیان از سه قرن پس از میلاد، که از بیست قرن پیش از میلاد، روزی موسوم به روز عشق بوده است. در تقویم جدید ایرانی دقیقا مصادف است با ۲۹ بهمن، یعنی تنها ۳ روز پس از روز ولنتاین فرنگی. این روز «سپندارمذگان» یا «اسفندارمذگان» نام داشته است.
    در ایران باستان هر ماه را سی روز حساب می‌‌کردند و علاوه بر اینکه ماه ها اسم داشتند، هریک از روزهای ماه نیز یک نام داشتند. به‌عنوان مثال روز اول «روز اهورامزدا»، روز دوم، روز بهمن ( سلامت، اندیشه) که نخستین صفت خداوند است، روز سوم اردیبهشت یعنی «بهترین راستی و پاکی» که باز از صفات خداوند است، روز چهارم شهریور یعنی «شاهی و فرمانروایی آرمانی» که خاص خداوند است و روز پنجم «سپندارمذ» بوده است." سپندار مذ" لقب ملی زمین است. یعنی گستراننده، مقدس، فروتن. زمین نماد عشق است چون با فروتنی، تواضع و گذشت به همه عشق می‌‌ورزد. زشت و زیبا را به یک چشم می‌‌نگرد و همه را چون مادری در دامان پر مهر خود امان می‌‌دهد. به همین دلیل در فرهنگ باستان اسپندارمذگان را به‌عنوان نماد عشق می‌‌پنداشتند. در هر ماه، یک بار، نام روز و ماه یکی می‌‌شده است که در همان روز که نامش با نام ماه مقارن می‌‌شد، جشنی ترتیب می‌‌دادند متناسب با نام آن روز و ماه. مثلاً شانزدهمین روز هر ماه مهر نام داشت و که در ماه مهر، «مهرگان» لقب می‌‌گرفت. همین طور روز پنجم هر ماه سپندارمذ یا اسفندار مذ نام داشت که در ماه دوازدهم سال که آن هم اسفندار مذ نام داشت، جشنی با همین عنوان می‌‌گرفتند.
    سپندارمذگان جشن زمین و گرامی داشت عشق است که هر دو در کنار هم معنا پیدا می‌‌کردند. در این روز زنان به شوهران خود با محبت هدیه می‌‌دادند. مردان نیز زنان و دختران را بر تخت شاهی نشانده، به آنها هدیه داده و از آنها اطاعت می‌‌کردند.
    

    ملت ایران از جمله ملت هایی است که زندگی اش با جشن و شادمانی پیوند فراوانی داشته است، به مناسبت های گوناگون جشن می‌‌گرفتند و با سرور و شادمانی روزگار می‌‌گذرانده اند. این جشن ها نشان دهنده فرهنگ، نحوه زندگی، خلق و خوی، فلسفه حیات و کلاً جهان‌بینی ایرانیان باستان است.
    از آنجايي كه ما با فرهنگ باستاني خود ناآشناييم شكوه و زيبايي اين فرهنگ با ما بيگانه شده است. نقطه مقابل ملت ما آمريكاييها هستند كه به خود جهان بيني دچار مي باشند. آنها دنيا را تنها از ديدگاه و زاويه خاص خود نگاه مي كنند. مردماني كه چنين ديدگاهي دارند، متوجه نمي شوند كه ملت هاي ديگر شيوه هاي زندگي و فرهنگ هاي متفاوتي دارند. آمريكاييها بشدت قوم پرستند و خود را محور جهان مي دانند. آنها بر اين باورند كه عادات، رسوم و ارزش هاي فرهنگي شان برتر از سايرين است. اين موضوع در بررسي عملكرد آنان بخوبي مشهود است. بعنوان مثال در حالي كه اين روزها مردم كشورهاي مختلف جهان معمولا به سه، چهار زبان مسلط مي باشند، آمريكاييها تقريبا تنها به يك زبان حرف مي زنند. همچنين مصرانه در پي اشاعه دادن جشن ها و سنت هاي خاص فرهنگ خود هستند.
    "اطلاع داشتن از فرهنگ هاي ساير ملل" و "مرعوب شدن در برابر آن فرهنگ ها" دو مقوله كاملا جداست.با مرعوب شدن در برابر فرهنگ و آداب و رسوم ديگران، بي اينكه ريشه در خاك، در فرهنگ و تاريخ ما داشته باشد، اگر هم به جايي برسيم، جايي ست كه ديگران پيش از ما رسيده اند و جا خوش كرده اند!
    براي اينكه ملتي در تفكر عقيم شود، بايد هويت فرهنگي تاريخي را از او گرفت. فرهنگ مهم ترين عامل در حيات، رشد، بالندگي يا نابودي ملت ها است. هويت هر ملتي در تاريخ آن ملت نهاده شده است. اقوامي كه در تاريخ از جايگاه شامخي برخوردارند، كساني هستند كه توانسته اند به شيوه مؤثرتري خود، فرهنگ و اسطوره هاي باستاني خود را معرفي كنند و حيات خود را تا ارتفاع يك افسانه بالا برند. آنچه براي معاصرين و آيندگان حائز اهميت است، عدد افراد يك ملت نيست؛ بلكه ارزشي است كه آن ملت در زرادخانه فرهنگي بشريت دارد.
    شايد هنوز دير نشده باشد كه روز عشق را از 26 بهمن (Valentine) به 29 بهمن (سپندار مذگان ايرانيان باستان) منتقل كنيم.
    

    امیدواریم که همیشه شاد و سربلند باشید و از ابراز عشق به اطرافیانتان دریغ نکنید.
    در زندگی عشق بهاست ، برای آن به دنبال بهانه نباشید.
    
    
    
    
    
    
    
 
    
    
    
    
    
    
+ نوشته شده توسط دنیا در چهارشنبه 1385/11/25 و ساعت 4:59 PM |
 

HAPPY VALENTINE

+ نوشته شده توسط دنیا در چهارشنبه 1385/11/25 و ساعت 4:17 PM |

   
    بيست و پنجمين جشنواره فجر در حال برگزاري است و در شب 22 بهمن ماه اسامي برندگان در بخش هاي مختلف سينماي فجر مشخص خواهد شد، اما آنچه كه در زير مي خوانيد، حواشي از اين جشنواره است.
    
    ***
    
    اسامي نامزدهاي دريافت سيمرغ بلورين در رشته‌هاي مختلف بخش سوداي سيمرغ (مسابقه سينماي ايران) بيست و پنجمين جشنواره فيلم فجر اعلام شد.

     روابط عمومي جشنواره فيلم فجر، هيئت داوري جشنواره بيست و پنجم متشكل از علي نصيريان، محمد داوودي، شهريار بحراني، محمدرضا هنرمند و جواد طوسي، نامزدهاي بخش مسابقه سينماي ايران (سوداي سيمرغ) را به شرح زير معرفي كرد:
    
    نامزدهاي دريافت سيمرغ بلورين بهترين فيلم عبارتند از:
    1-فيلم اتوبوس شب به تهيه‌كنندگي مهدي همايونفر
    2-فيلم روز سوم به تهيه‌كنندگي عليرضا جلالي
    3-فيلم ميناي شهر خاموش به تهيه‌كنندگي امير شهاب رضويان
    
    نامزدهاي دريافت سيمرغ بلورين بهترين كارگرداني عبارتند از :
    1-كيومرث پوراحمد براي كارگرداني اتوبوس شب
    2-بهرام توكلي براي كارگرداني فيلم پابرهنه در بهشت
    3-امير شهاب رضويان براي كارگرداني فيلم ميناي شهر خاموش
    4-محمد مهدي عسگرپور براي كارگرداني فيلم اقليما
    5-محمد حسين لطيفي براي كارگرداني فيلم روز سوم
    
    نامزدهاي دريافت سيمرغ بلورين بهترين فيلمنامه:
    1- رخشان بني اعتماد ، فريد مصطفوي ، محسن عبدالوهاب و نغمه ثميني براي فيلمنامه خون بازي
    2- مهدي سجاده چي براي فيلمنامه روز سوم
    
    نامزدهاي دريافت سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول زن:‌
    1-رويا تيموريان براي بازي در فيلم گوشواره
    2-باران كوثري براي بازي در فيلم خون بازي
    3-باران كوثري براي بازي در فيلم روز سوم
    4-پريوش نظريه براي بازي در فيلم تك درخت ها
    
    نامزدهاي دريافت سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول مرد:
    1-پوريا پورسرخ براي بازي در فيلم روز سوم
    2-سعيد پورصميمي براي بازي در فيلم تك درخت‌ها
    3-بهرام رادان براي بازي در فيلم سنتوري
    4-مسعود رايگان براي بازي در فيلم خون بازي
    5-خسرو شكيبايي براي بازي در فيلم اتوبوس شب
    

    نامزدهاي دريافت سيمرغ بلورين بهترين فيلمبرداري:
    1-همايون پايور براي فيلمبرداري تك درخت ها
    2-فرج حيدري براي فيلمبرداري قاعده بازي
    3-حميد خضوعي ابيانه براي فيلمبرداري پابرهنه در بهشت
    4-ابراهيم غفوري براي فيلم روز سوم
    5- محمود كلاري براي فيلم خون بازي
    
    نامزدهاي دريافت سيمرغ بلورين بهترين تدوين:
    1-بهرام دهقاني براي فيلم پابرهنه در بهشت
    2-محمدعلي سجادي براي فيلم مخمصه
    3- سپيده عبدالوهاب براي فيلم خون بازي
    4-فرامرز هوتهم براي فيلم ميناي شهر خاموش
    
    نامزدهاي دريافت سيمرغ بلورين بهترين موسيقي متن:
    1-داريوش تقي پور براي فيلم ميناي شهر خاموش
    2-كامبيز روش روان براي فيلم بچه هاي ابدي
    3-اردوان كامكار براي فيلم سنتوري
    4-عليرضا كهن ديري براي فيلم روز سوم
    
    نامزدهاي دريافت سيمرغ بلورين بهترين بازيگر زن نقش مكمل:
    1-پانته‌آ بهرام براي بازي در فيلم بچه هاي ابدي
    2-بيتا فرهي براي بازي در فيلم خون بازي
    3-پريوش نظريه براي بازي در فيلم پاداش سكوت
    
    نامزدهاي دريافت سيمرغ بلورين بهترين بازيگر مرد نقش مكمل:
    1-صابر ابر براي فيلم ميناي شهر خاموش
    2- حامد بهداد براي فيلم روز سوم
    3-مهرداد صديقيان براي فيلم اتوبوس شب
    4-جعفر والي براي فيلم پاداش سكوت
    5-افشين هاشمي براي فيلم پا برهنه در بهشت
    

    
    روز پاياني
    مراسم اختتاميه بيست و پنجمين جشنواره بين‌المللي فيلم فجر 22 بهمن ماه ساعت 18 و سي دقيقه در تالار وحدت تهران برگزار مي‌شود.
    در اين آيين سيمرغ‌هاي بخش رقابتي سوداي سيمرغ بر اساس آراي هيات داوران سينماي ايران به برگزيدگان اهداء مي‌شود.
     اجراي اين مراسم به عهده حسين پاكدل است.
    در اين مراسم حسام‌الدين سراج و گروه وي قطعاتي را براي حاضران اجرا خواهند كرد.
    
    "رئيس" را داوري نكنيد
    مسعود كيميايي كارگردان فيلم "رئيس" طي يادداشتي از دبير بيست و پنجمين جشنواره فيلم فجر خواست با توجه به صداي نامطلوب نسخه فعلي اين فيلم آن را در جشنواره مورد داوري قرار ندهند.
     فيلم رئيس که در جشنواره به روي پرده رفت و با استقبال مخاطبان روبه‌رو شد به گونه‌اي كه در حدود 70 درصد از آراي مردمي را به خود اختصاص داد.
    مسعود كيميايي كه در سالن نمايش فيلم حاضر بود گفت: صداي فيلم مشكل دارد و به همين دليل قصد داشتيم آن را اكران نكنيم اما با توجه به تقاضاي مخاطبان فيلم را با كيفيت موجود در نوبت‌هاي نمايش در جشنواره نمايش مي‌دهيم.
    كيميايي همچنين طي نامه‌اي از تماشاگران حاضر در سالن به دليل كيفيت بدي صداي فيلم پوزش خواست.
    
    "روز سوم" و دوازده نامزدي جايزه
    فیلم سینمایی "روز سوم" به کارگردانی محمدحسین لطیفی جز دو بخش بهترین تدوین و بهترین بازیگر زن نقش مکمل، در 12 رشته دیگر نامزد دریافت جایزه سیمرغ بلورین بیست و پنجمین جشنواره فیلم فجر شد.
    به گزارش مهر، بعد از "روز سوم"، فیلم‌های "خون بازی" رخشان بنی اعتماد و محسن عبدالوهاب با هشت مورد، "مینای شهر خاموش" امیرشهاب رضویان با هفت مورد و "پابرهنه در بهشت" بهرام توکلی با شش مورد، بیشترین تعداد نامزدی را دارند.
    از نکات جالب فهرست امسال نامزدهای جشنواره فیلم فجر نامزدی باران کوثری برای دو فیلم "خون بازی" و "روز سوم" در بخش بهترین بازیگر نقش اول زن است، به طوری که به نظر می‌رسد این بازیگر جوان در مقایسه با دو نامزد دیگر این بخش، رویا تیموریان برای "گوشواره" و پریوش نظریه برای "تک‌درخت‌ها"، برای دریافت جایزه این بخش بخت بیشتری داشته باشد.

    در این میان تعدادی از فیلم‌ها که پیش از آغاز جشنواره انتظار می‌رفت در بخش های زیادی نامزد دریافت جایزه شوند، صرفا در یکی دو رشته نامزد شده‌اند که از جمله آنها می‌توان به "سنتوری" و "اخراجی‌ها" اشاره کرد. فیلم جدید داریوش مهرجویی تنها در دو رشته بهترین بازیگر مرد نقش اول و بهترین موسیقی متن نامزد شده و نخستین تجریه کارگردانی مسعود ده‌نمکی با وجود صدرنشینی در بخش فیلم برگزیده مردم، تنها در دو بخش طراحی صحنه و لباس و جلوه‌های ویژه بخت خود را برای بردن سیمرغ می‌آزماید.
    در میان پنج فیلم نامزد بهترین کارگردانی، دو فیلم "پابرهنه در بهشت" و "اقلیما" در بخش بهترین فیلم نامزد نشده‌اند. ضمن اینکه در بخش بهترین فیلمنامه، اعضا هیئت داوران تنها دو فیلمنامه "خون بازی" و "روز سوم" را شایسته نامزدی دانسته و معرفی کرده‌اند.
    
    سنتوري يا اخراجي ها
    در هشتمين روز شمارش آراي مردمي فيلم «سنتوري» ساخته داريوش مهرجويي درصدر فيلم‌هاي ايران قرار گرفت.
    
    در آخرين روز شمارش آراي مردمي فيلم سنتوري ساخته داريوش مهرجويي با 65/88 درصد آراء، اخراجي‌ها ساخته مسعود ده نمكي با 41/88 درصد آراء، روز سوم ساخته محمدحسين لطيفي با 54/74 درصد از آراء، خون بازي ساخته رخشان بني اعتماد با 56/72 درصد از آراء، اتوبوس شب ساخته كيومرث پوراحمد با 24/70 آرا ، رييس ساخته مسعود كيميايي با 43/69 درصد از آراء، پاداش سكوت ساخته مازيار ميري با 72/66 درصد از آراء، بچه‌هاي ابدي ساخته پوران درخشنده با 95/58 درصد قاعده بازي ساخته احمدرضا معتمدي با 56/52 درصد از آرا و پارك وي ساخته فريدون جيراني با 27/51 درصد آراء و پا برهنه در بهشت ساخته بهرام توكلي 32/50 درصد از آرا فيلم هاي برگزيده مردمي در جشنواره بودند.
    

    
     "اخراجی‌ها" پاسخ به روشنفکرهاست
    مسعود ده‌نمکی که در نشست نقد و بررسی "اخراجی‌ها" با هیجان و حرارت زیادی صحبت می‌کرد، فیلم خود را تودهنی به روشنفکرها و متحجرهایی دانست که در راه ساخت و نمایش آن مانع‌تراشی می‌کنند.
     در این نشست که در هشتمین روز جشنواره فیلم فجر با حضور تعداد زیادی از مخاطبان سینمای ویژه رسانه های گروهی در سینما فلسطین برگزار شد، ده نمکی ضمن بیان این مطلب گفت: "فیلم اول، دوم، سوم ندارد. همه اینها برای من وسیله است. فیلمسازی هدف و شغل من نیست. از ابتدا که فیلمنامه نوشته می شد اثر وجهی قصه محور داشت و از ابتدا قرار بود قصه آدم ها را مطرح کنیم. نه اینکه توپ و تانک و جنگ را به تصویر بکشیم. ما سراغ آدم هایی رفتیم که قصه را بسازند."
    وی درباره اینکه 10 سال پیش به بازیگران و فیلمسازان انگ های مختلف می زد، اما حالا خود فیلمساز شده است، اظهار داشت: "20 سال پیش من با این آدم ها زندگی کردم. به همان اندازه که باندبازی و دسته بازی در عرصه سیاست وجود دارد در عالم ... بگذریم. خیلی حیف شد که به خاطر حضور من در این فیلم بازی نقش پردازان خوب آن دیده نشد. من از آنها شرمنده ام. البته به نظر من مسئله مهم این است که مردم از فیلم خوششان بیاید. "اخراجی ها" در بخش مسابقه فیلم های اول و دوم هم حضور دارد. من از همین جا اعلام می کنم اگر جایزه ای در خصوص کارگردانی یا فیلمنامه به من داده شود، به خاطر بازیگرانم این جایزه را دریافت نخواهم کرد."
    این فیلمساز درباره میزان تاثیرگذاری این فیلم توضیح داد: "ای کاش مطبوعاتی ها بین مردم می آمدند. نسل سوم آمدند و با یکدیگر ارتباط برقرار کردند. دیدن جوی که برای دیدن این فیلم بین مردم وجود دارد، میزان اهمیت و جذابیت آن را مشخص می کند. به عقیده من، آنهایی این فیلم را نفی می کنند که جنگ را زیر کولر گازی دور از میدان نبرد دنبال کردند. در جبهه ترس در کنار شجاعت، پیروزی همگام با شکست و مبارزه در کنار عبادت وجود داشت. وقتی مردم تا چهار صبح در صف می ایستند تا فیلم را تماشا کنند، حتی خبر دارم جعفری جلوه همراه با خانواده خود تا ساعت یک بامداد در کنار خانواده اش پشت در سینما بود، اما موفق به تماشای فیلم نشد."
    وی تاکید کرد: "من خوشحالم فیلمی ساخته ام که مردم از آن استقبال کرده اند و تمام هدف من همین بود. اینکه من را به کار با لیبرال ها متهم می کنند و شریفی نیا متهم به کار کردن با چماقدارها می شود، مسئله مهمی نیست. من خوشحالم که توانستم هم به روشنفکرها و هم به متحجرها تودهنی بزنم. این افراد همان هایی هستند که سینما و شخصیت های دفاع مقدس را کلیشه ای می خواهند و با تفاوت در قصه ها و کاراکترها موافق نیستند. من زمانی حرف هایم را داد می زدم. زمانی رسید که آنها را نوشتم. در دوره ای دیگر مستند ساختم و حالا همان حرف ها را به فیلم تبدیل می کنم."

    ده نمکی در پاسخ به اینکه فیلم 500 میلیون تومان هزینه داشته است، پاسخ داد: "در مورد مبلغ ساخت این فیلم حرف و حدیث های زیادی مطرح می شود. این در حالی است که برخی فیلم ها با بودجه های میلیاردی ساخته می شود. در این فیلم به شکسته شدن یک دوربین اشاره می کنند، در حالی که در برخی فیلم ها سر صحنه آدم ها کشته می شوند و هیچ کس اعتراض نمی کند. مسئله اینجاست که خیلی ها دوست ندارند این فیلم به نمایش دربیاید. آنها جنگ و آدم های آن را کلیشه ای می خواهند. در جنگ این نوع آدم ها بوده اند. وقتی شهید آوینی می گوید من از راه طی شده آمده ام، پیشینه ای دارد که باید مورد توجه قرار بگیرد. اما اکنون گفتن این حرف ها جزو خط قرمزهاست."
    وی درباره اینکه به آسانی توانسته فیلم نخست خود را بسازد، اظهار داشت: "همه آنهایی که می خواهند فیلم بسازند با مسایل و مشکلات زیادی مواجه بودند. فیلم اولی ها نه تنها برای گرفتن مجوز و پیدا کردن تهیه کننده دچار مشکل هستند، بلکه حتی خود را باید به چهره پرداز، فیلمبردار و سایر عوامل تولید اثبات کنند تا به آنها اعتماد داشته باشند. البته سینمای 35 میلیمتری بسیار گران قیمت است، اما تولید دیجیتال کار را تا حدودی راحت کرده است."
    کاسه ساز به عنوان تهیه کننده "اخراجی ها" درباره هزینه های تولید این فیلم گفت: "ساخت این فیلم هزینه متعادلی داشت. چون بخش عمده ای از فیلم در کوچه و خیابان ساخته شد و بخش هزینه بر آن سکانس های بازسازی صحنه های جنگی بود. در ضمن مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی در ساخت فیلم مشارکت داشت و وزیر ارشاد، معاون سینمایی، عقیدتی سیاسی ارتش، سپاه پاسداران، انجمن سینمای دفاع مقدس و بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس از این فیلم حمایت مادی و معنوی کردند."
    وی راجع به اینکه به آسانی به ده نمکی برای ساخت فیلم اعتماد کرده، توضیح داد: "بنده جزو تهیه کنندگانی هستم که با فیلمسازانی چون ملاقلی پور، جعفری جوزانی و شهرام اسدی کار کرده ام و با کارگردان های اول نیز همکاری می کنم. من تاکنون با هشت کارگردان فیلم اولی در زمینه تولید فعالیت کرده ام. ده نمکی این فیلمنامه را به دفتر ما آورد. ابتدا با هم فیلم های مستند "فقر و فحشا" و "کدام استقلال، کدام پیروزی" را دیدیم. سپس وی یک فیلم کوتاه ساخت که بخشی از توانایی های حرفه ای خود در این زمینه را نشان داد. سپس درباره ساخت "اخراجی ها" توافق کردیم. هر کس فکر می کند توانایی ساخت فیلم بلند سینمایی دارد با فیلمنامه به دفتر ما بیاید تا در این زمینه با هم مذاکره کنیم."
    این تهیه کننده در خصوص اهمیت ساخت این فیلم و مضمون آن یادآور شد: "به عقیده من نسل سوم انقلاب، جنگ را از نزدیک مشاهده و درک نکرده اند و این موضوع را از زبان دیگر اعضا خانواده خود شنیده اند. این فیلم سعی می کند تصویری واقعی و کامل از جنگ ارایه کند. ده نمکی روزی که به دفتر ما آمد به این فرمایش حضرت امام خمینی (ره) اشاره کرد که فرموده بودند: "جبهه های جنگ کارخانه انسان سازی است." این فیلم نیز بر اساس همین فرمایش امام (ره) شکل گرفت."

    محمدرضا شریفی نیا که انتخاب بازیگران "اخراجی ها" را بر عهده داشت، درباره این اثر گفت: "این پروژه با تلاش تمامی دست اندرکاران تولید فیلم به کمال رسید. شاید در تاریخ سینمای ما تا این اندازه از یک فیلم عرصه دفاع مقدس استقبال نشده باشد. این موضوع نشان می دهد که مردم ما تا چه اندازه تشنه تماشای دیدن آثار قابل توجه و شاخص بر پرده سینماها هستند."
    وی در مورد شباهت بازی های این فیلم و نبود برخی از بازیگران که از ابتدا نام شان هنگام تولید ذکر شده بود، اظهار داشت: "هیچ جای بازی شهره لرستانی شبیه "لیلی با من است" نبود. مهمتر اینکه این فیلم در مدت زمانی حدود 150 دقیقه ارایه شد. اما چون هیچ سینمایی فیلمی با این مدت زمان را اکران نمی کند، حدود 100 دقیقه از فیلم انتخاب و ارایه شد. همین مسئله باعث شد بازی برخی بازیگران فیلم به طور کامل حذف و بازی برخی دیگران از نقش پردازان تا حدود زیادی کم شود."
    اکبر عبدی که نقش بایرام را در فیلم دارد، راجع به این اثر گفت: "زندگی جلو دوربین یا صحنه دشوار است. من سعی کردم در این فیلم به جای بازی کردن، زندگی را تجربه کنم. به عقیده من جایزه اصلی فیلم را از دست سینماروها می گیریم. استقبال از "اخراجی ها" به اندازه ای است که برخی سینماهای جشنواره آن را چند بار پخش کردند. نمی دانم چرا با ده نمکی این کار را می کنند؟ آیا دنبال این هستند که محسن مخملباف دیگری ساخته شود که کشور خود را رها کرد و مجبور به کوچ شد؟"
    سیدجواد هاشمی در پاسخ به دلیل حضور خود در فیلم اعلام کرد: "این فیلم نخستین اثر دفاع مقدسی من است که در پایان شهید نمی شوم. به نظر من این فیلم آینه ای از افراد مختلفی است که در جبهه حضور پیدا می کردند و در فضای جبهه دچار تحول می شدند. من در جبهه دوستی داشتم که به "ابرام قمه" معروف بود. چون زمانی به قمه زنی می پرداخت. وی که نام واقعی اش ابراهیم محمدپور است در جبهه شهید شد. من به شدت به این دیالوگ فیلم اعتقاد دارم که همه باید بگویند مملکت مال همه است نه یک سری آدم خاص."
+ نوشته شده توسط دنیا در شنبه 1385/11/21 و ساعت 4:23 PM |
Image
 
Image
 
Image
 
Image
 
Image
 
Image
 
Image
+ نوشته شده توسط دنیا در پنجشنبه 1385/11/12 و ساعت 3:42 PM |

همزمان با دهه فجر لباسهاي اقوام و طوايف ايراني در شهر رم پايتخت ايتاليا به نمايش گذاشته مي‌شود.

به گزارش روابط عمومي اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان تهران، در اين نمايشگاه 70 دست لباس زيباي ايراني با طرح‌ها و رنگهاي متنوع به همت رايزني فرهنگي جمهوري اسلامي ايران در ايتاليا و همكاري اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان تهران در معرض ديد قرار مي‌گيرد.

اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان تهران درصدد است تا با مساعدت ساير رايزنان فرهنگي جمهوري اسلامي ايران در اروپا نسبت به نمايش لباسهاي ايراني اقدام كند.

+ نوشته شده توسط دنیا در پنجشنبه 1385/11/12 و ساعت 3:31 PM |
۱۲ بهمن ۱۳۸۵
Image
 
Image
 
Image
 
Image
 
Image
 
Image
 
 
+ نوشته شده توسط دنیا در پنجشنبه 1385/11/12 و ساعت 3:29 PM |

به گزارش ايسنا به نقل از شورت‌نيوز، «ليويه» 36 ساله اهل شهر «ژوهايي» در مراسمي سنتي و در برابر 100 مهمان‌، با آدمكي اسفنجي شبيه خود به عنوان عروس خانم، پيمان زناشويي بست.

ليويه، لباسي قرمز بر تن اين آدمك كرده و براي خود و او ساقدو‌ش‌هايي نيز انتخاب كرد.

وي گفت: با تمام احترامي كه براي سنن گذشتگان قائلم، از آنجا كه فقط توانستم شيفته و عاشق خود شوم، تصميم گرفتم با خودم ازدواج كنم.

ليويه ادامه داد: دلايل زياد ديگري براي ازدواج با خود مي‌توانم ارايه بدهم كه يكي از ‌آنها نارضايتي از واقعيات موجود زندگي است.
اين مرد چيني اظهار كرد: اين ازدواج، دوباره مرا به اصل خودم برمي‌گرداند. تعريف من از ازدواج با تعريف ديگران فرق مي‌كند.

+ نوشته شده توسط دنیا در پنجشنبه 1385/11/12 و ساعت 3:13 PM |


 این تن تن و میلوی پرحاشیه

مزدک علی نظری- مطلبی که در ادامه خواهید خواند، در تازه ترین شماره ماهنامه «نسیم هراز» چاپ شده است. البته کمی فشرده و خلاصه تر از این که اینجا می بینید، با عنوان 40 نکته...!

مناسبت مشخص است و با توجه به مجموعه گزارش ها و مطالبی که پیشتر درباره «تن تن و میلو» در همین سایت قرار گرفته، نیاز به توضیح بیشتری نیست. اما نکته اساسی اینکه: در جریان جمع آوری اطلاعات، با وبلاگ tintinesque.blogspot.com آشنا شدم. صفحه ای پربار که به جرات می شود گفت عنوان تنهای «وبلاگ» کمش است! بخش زیادی از مواد خام یا حتی عین جملات این نوشته، از این وبلاگ وام گرفته شده.

حالا می توانید متن کامل 70 نکته جالب درباره تن تن و میلو و خالق شان، هرژه را بخوانید. امیدوارم خوشتان بیاید.

 

1. وقتی هرژه 18 ساله بود، در روزنامه ای به نام «قرن بیستم» شروع به کار کشیدن استریپ کرد. همانجا بود که شخصیت «توتور» (Totor) را خلق کرد، موجودی که بعدها سر و شکل جالبی پیدا کرده و تن تن نام گرفت.

 

2. چندی پیش، یک تیم تحقیقاتی در اروپا شروع به ساخت هواپیما با انرژی خورشیدی کردند که سرپرستی این تیم بر عهده نوه پرفسور تورنسل بود؛ یعنی نوه آقای Auguste Piccard که هرژه برای آفریدن شخصیت تورنسل از او الهام گرفته بود.

 

3. طبق پژوهش یک پرفسور کانادایی که در ژورنال پزشکی کانادا هم چاپ شده، تن تن مشکل هورمونی داشته! این پرفسور با مطالعه کتاب های تن تن مشاهده کرده که این شخصیت حدود 50 دفعه بر اثر ضربه به سر بیهوش شده. همین امر موجب شده تن تن به مشکل کمبود هورمون رشد و همچنین hypogonadotropic hypogonadism دچار بشود و همین هم جوان ماندن تن تن، تاخیر در بلوغ و کمبود احساسات جنسی او را توجیه می کند!

 

4. گفته می شود شخصیت «راستاپوپولوس» یعنی همان یونانی خرپول، که توی کار قاچاق مواد است و دشمن اصلی تن تن به حساب می آید؛ از شخصیت «اوناسیس» ثروتمند آمریکایی که رقیب عشقی جان اف کندی بود، الهام گرفته شده.

 

5. سال گذشته دولت کنگو به نشانه اعتراض به گفته های وزیر امور خارجه بلژیک، سفیرش را از کشور زادگاه تن تن فراخواند. رئیس جمهور کنگو در اینباره گفته بود: «وزیر خارجه بلژیک، مثل تن تن رفتار کرده!» یعنی مثل ماجرای «تن تن در کنگو» رفتار نژادپرستانه از خودش نشان داده. ولی بعد سیاسی ها آشتی کردند و قضیه به خیر گذشت!

 

6. در کنار فستیوال ها، سالگردها، یادبودها و خلاصه همه برنامه هایی که هر سال به یاد تن تن در بلژیک برگزار می شود، هواداران این موجود محبوب روز 26 سپتامبر هم یک مراسم ویژه دیگر دارند: سالگرد تاسیس مجله کمیک تن تن.

 

7. مجله کمیک استریپ تن تن تا سال 1993 هم منتشر می شد ولی بعد از چند بار عوض کردن اسم، بالاخره تعطیل شد. برخلاف انتظار، این مجله به هرژه تعلق نداشته بلکه پس از جنگ جهانی دوم که هرژه به دلیل کار کردن در زمان اشغال بلژیک توسط نازی ها، مغضوب همکاران واقع شده بود، توسط یکی از دوستانش به نام «ریموند لابلانک» راه افتاد. ماجراهای تن تن در این مجله ادامه یافته و بعد شهرت جهانی پیدا کرد. سری داستان های «بلیک و مورتیمور»، به قلم «ادگار پییر ژاکوب» همکار و دستیار هرژه، در مجله تن تن متولد شد.

 

8. این نقل قول را هم از «جواد مجابی» نویسنده معروف داشته باشید: «در کتاب های تن تن، قهرمان داستان در دنیای فردی اش که با منطق دنیای بزرگترها ناسازگار است، حرکت می کند. چه ماجراهایش واقعی باشد و چه خیالی، داوری اخلاقی در کار نیست. اخلاق خاص بزرگترها که بر ساخته قراردادهای اجتماعی است، راه شیطنت های او را نمی بندد. ذهن بچه به این نتیجه می رسد که تخیل حد و مرزی ندارد و تو دائماً می توانی رشد کنی و متفاوت باشی. از دیگران و حتا از خودت.» قابل توجه آن ها که به بهانه جلوگیری کتاب های مصور از خیالپردازی و خلاقیت کودکان، سال ها مانع چاپ شان شدند.

 

9. می دانستید که نسخه انگلیسی کتاب «تن تن در كنگو» خیلى كم یاب است؟ چرا؟ چون انگلیسى ها به دلیل وجود آنچه «نمادهاى نژادپرستى» در این كتاب می دانستند، آن را چاپ نكردند. بریتانیایی ها معتقد بودند در این داستان سیاه پوست ها احمق جلوه داده شده و به آن ها توهین شده است. البته این قسمت، از اولین كتاب هاى هرژه بود و می شود گفت جوانی و بی تجربگی کار دستش داد.

 

10. در سال 1999 میلادی، اعضای پارلمان فرانسه سر این كه «آیا تن تن چپى است یا راستى؟» بحث داشتند؛ «دیدیه كوئینتین» نماینده حزب گلیست و طرفدار رئیس جمهور ژاک شیراک، با این ادعا كه تن تن ضدكمونیست و ضد حكومت های كاپیتالیستی مبتنی بر درآمد نفت بوده است، سعی می كرد مواضع او را نزدیک به مواضع راست میانه حزب گلیست فرانسه اعلام كند. از طرف دیگر «یان گلو» نماینده حزب سوسیالیست نخست وزیر لیونل ژوسپن، سعی می كرد با اشاره به مواضع تن تن در مورد مواد مخدر و دیگر مواضعی كه به نوعی به جهت گیری های چپ های میانه رو فرانسوی نزدیک است، او را به نفع حزب خود مصادره كند! خب البته این بحث به هیچ نتیجه قابل ذکری نرسید جز یک حاشیه دیگر برای این شخصیت معروف و کتاب داستان هایش.

 

11. در یک نظرخواهی از کاربران سایت اینترنتی رسمی تن تن؛ کاپیتان هادوک با 60 درصد آرا، محبوب ترین شخصیت این مجموعه داستان ها شناخته شد و تن تن با 27 و جناب پرفسور تورنسل با 5 درصد آرا، بعد از او قرار گرفتند. میلو و دوپونت ها هم هرکدام با 3 درصد آرا، به طور مشترك مقام چهارم را كسب كردند.

 

12. متوجه شدید که خیلی های دیگر درباره هادوک با شما هم عقیده اند؟ حالا این نکته را هم در مورد «مرد پیر دریاها» بخوانید: چند وقت پیش روزنامه گاردین نوشته بود که هرژه هنگام نوشتن کتاب خرچنگ پنجه طلایی (که در آن برای اولین بار هادوک ظاهر می شود) از وجود کاپیتانی به این اسم خبر نداشته. ولی بعد خبردار می شود که واقعاً یک ناخدای انگلیسی به این اسم و رسم بوده. ضمناً گفته می شود اسم او از اسم کاپیتان کشتی «المپیک» (خواهرخوانده «تایتانیک» معروف) گرفته شده. یادمان باشد هرژه را دیدیم ازش بپرسیم کدام واقعیت دارد!

 

13. چندی پیش یک داستان ناتمام دیگر هم از هرژه پیدا شد؛ او داستان این کتاب را در 1958 از یک نویسنده دیگر گرفته بود، ولی دو سال بعد پس از کشیدن 8 صفحه، بی خیال کار شد. ظاهراً قرار بوده تن تن اینبار به آلمان (برلین) برود ولی به دلایلی کار را قطع کرده. شاید چون برخلاف بقیه قصه ها، داستان آن از خودش نبوده. شاید هم... کسی چه می داند؟

 

14. نویسنده وبلاگ  tintinesque.blogspot.comکه یک طراح حرفه ای است، نکته جالبی را کشف کرده؛ او می نویسد: «به نظر من خیلى جالبه كه هیچكدوم از دخترا با تن تن حال نمی كنن! من كه یه دختر رو هم ندیدم كه تن تن خونده باشه... البته با توجه به اینكه تن تن شدیداً پسرونه است و شخصیت دختر هم نداره، میشه دركشون كرد... ولى حتى یه نفر؟» راست می گوید ها!

 

15. گویا «میلو» اسم دوست دوران بچگی هرژه بوده که به یاد آن دختر، روی همراه باوفای تن تن گذاشته شده.

 

16. دوپون ها اوایل کار در نسخه سیاه و سفید قصه ها كه در روزنامه چاپ می شد، اسم نداشتند بلکه این کارآگاهان دوقلو شماره داشتند: یكى شان X-33 بود و دیگری X-33A!

 

17. اسامی کتاب های تن تن گاهی با سلیقه ناشران داخلی جور در نمی آمدند. به این ترتیب بعضی هایشان در کشور ما نام تازه ای پیدا کردند، به این شرح؛ نیلوفر آبی: گل آبی. عصای شاه اتوکار: عصای اسرار آمیز. ستاره دنباله دار: ستاره اسرار آمیز. راز تک شاخ: اسب شاخدار. گنج های راکام سرخ: گنج های راکام. زندانی های خورشید: معبد خورشید. هدف كره ماه: مقصد ماه. کاشفان در ماه: روی ماه قدم گذاشتیم. ماجرای کلکیولس: ماجرای تورنسل. تن تن و پیكاروها: تن تن و پیکارگران.

ضمناً تن تن در سرزمین شوراها به: «تن تن در شوروی» هم معروف است.

 

18. می دانید که هرژه اول كارش را از یک روزنامه کمیک شروع كرد و ماجراهای تن تن به صورت هفته اى یک صفحه، در آن چاپ می شد. او براى اینكه داستان هایش را هیجان انگیز كرده و خواننده ها را براى هفته آینده تشنه نگه دارد، هر دفعه سعى می كرد تن تن را در یک شرایط وخیم و خطرناك قرار بدهد. جالب اینجاست كه او خیلى وقت ها حتى به فكر اینكه بعد چطور باید تن تن را از این اوضاع نجات بدهد هم نبوده؛ ولی در عرض هفته بعد و خصوصاً شب آخر، توی سر خودش می زده تا یک راه حلى براى نجات دادن تن تن پیدا كند!

 

19. آخرین کتاب هرژه یعنی «تن تن و آلفا آرت»، با مرگ او نیمه کاره ماند و انتشاراتی های معتبر دنیا هرگز اجازه چاپ دنباله آن یا کتاب سازی های دیگر را به خود ندادند. با این حال، نسخه چاپ شده از این کتاب در ایران، در حقیقت کتابی جعلیست که بر خلاف وصیت هرژه (که خواسته بود بعد از مرگش کسی ماجراهای تن تن را ادامه ندهد) ساخته شده. البته از ناشرانی که بی اجازه ناشر اصلی کتاب ها و با زیر پا گذاشتن قانون کپی رایت کتاب ها را چاپ می کنند، این دسته گل تازه چندان هم بعید نبود!

 

20. نسخه کامل شده آلفا آرت، کار یک طراح کانادایی به نام «Yves rodier» است. جالب این که او وقتی فقط  17 سال داشت به این کار دست زد.

 

21. چندی پیش انتشارات «کسترمن» که ناشر کتاب های هرژه است، بالاخره از خر شیطان پایین آمد و قبول کرد که تن تن و آلفا آرت را چاپ کند، البته وفادار به وصیت هرژه و به همان شکل ناتمام اش. قبلاً این کتاب توسط ناشری دیگر و با قیمت بالا منتشر شده بود.

 

22. در مورد دیگر شاهکارهای ناشران ایرانی (جدا از حذف و تغییرات مفصل در دیالوگ ها، اسامی و بعضی تصاویر)، باید از رنگ کردن خودسرانه کتاب تن تن در سرزمین شوراها نوشت؛ اصل این کتاب سیاه و سفید است و هرژه آن را رنگ نکرده. شاید کار دختر کوچولوی جناب ناشرین باشد!

 

23. اولین ماجراى تن تن (تن تن در سرزمین شوراها) در ضمیمه كودكان روزنامه Le petit vingtieme چاپ می شد؛ هفته اى یک روز (پنجشنبه ها) و در یک صفحه. با اینکه این قسمت ضعیف ترین داستان در مجموعه کتاب های تن تن است، ولی محبوبیت آن به حدی بود كه از همان روزهاى اول انتشار، در روزهایى كه داستان تن تن چاپ می شد تیراژ روزنامه را چندین برابر می کردند!

 

24. بیشتر داستان سرزمین شوراها را سردبیر روزنامه شدیداً كاتولیک Le petit vingtieme كه یک كشیش دوآتشه و سخت مخالف با كمونیسم بود، به هرژه دیكته می کرد. منبع دیگری كه هرژه براى این كتاب استفاده كرده، كتاب Moscou sans voiles بود كه آنهم شدیداً ضد شوروى و یک طرفه بود. حالا فهمیدید چرا هرژه در این داستان آنقدر به پر و پای روس ها پیچیده؟

 

25. هرژه یهودی، به خاطر کتاب «ستاره دنباله دار» متهم به ضد یهودی بودن شد؛ چراکه شخصیت منفی داستان در نسخه اصلی، سرمایه داری با اسم یهودی Blumenstein بود. ولی هرژه فوراً همه اتهامات را تکذیب کرده و در چاپ های بعدی، اسم بدمن قصه را به Bohlwinkel تغییر داد. بامزه اینجاست که او این اسم جدید را از نام یک شیرینی فروشی در بلژیک گرفته بود، غافل از اینکه این اسم هم یک اسم یهودی است! بعداً هم که نویسنده و تصویرگر قصه ما متوجه ماجرا شد، دیگر بی خیال شده و به کتابش دست نزد.

 

26. در نسخه اصلی همین کتاب، گروه اکتشافی اروپا (که تن تن جزو آن ها است) با گروه اکتشافی آمریکا سر زودتر رسیدن به شهابسنگ مسابقه دارند. آمریکایی ها در واقع «آدم بدها» هستند و کارهای کثیف و ناجوانمردانه ای انجام می دهند، که البته آخرش مغلوب می شوند. ولی در نسخه ای که بعداً چاپ شد، دیگر این گروه آمریکایی نیست و حتی پرچم آمریکا هم از بالای دکل کشتی شان برداشته شده و پرچم کشور تخیلی «Sao Rico» جای آن را گرفته. اگر گفتید چرا؟!

 

27. می گویند هرژه اعتقاد شدیدی به وفادار بودن و صداقت داشته است. با این وجود او زنش را رها کرد و رفت با یکی از همکارانش ازدواج کرد!

 

28. اسم اصلى هرژه، «ژرژ رمى» (Georges Remi) بود. گویا او حروف اول فامیل (R) و اسم کوچکش (G) را ترکیب کرده؛ یعنى RG كه اگر با لهجه جینگول فرانسوى تلفظ كنید، خوانده می شود: Herge!

 

29. هرژه از مشکلات روحی زیادی رنج می برد، مخصوصاً وقتی که فشار کار زیاد می شد. به همین دلیل وقتی در مجله تن تن کار می کرد دوبار وسط کار و بدون اطلاع، غیبش زد! غیبت های او گاهی ماه ها و حتی یک بار بیش از یک سال طول کشید. اولین بار وسط «سرزمین طلای سیاه» و دومین بار در جریان «هدف کره ماه» بود که این اتفاق افتاد. مجله هم که نمی دانست جواب خواننده ها را چه بدهد، می نوشت که: هرژه گم شده!


30. دفعه دوم که هرژه فرار کرد، بعد از چند ماه نامه ای با یک طرح جالب فرستاد که در مجله هم چاپ شد. او در این نقاشی خود را خسته و ولو شده روی مبل نشان می داد و خستگی ناشی از کار زیاد را دلیلی برای غیبت خود ذکر کرده بود. برگشتنش هم به همین اندازه جالب بود؛ وقتی برگشت، طرحی کشیده بودن که کارآگاهان دوقلو به او دستبند زده و دارند برش می گردانند. ضمناً تن تن و باقی شخصیت ها هم هستند و هر کدام متلکی به او می اندازند!

 

31. هرژه اواخر کار، از تن تن تنفر پیدا كرده بود. تاجایی که در آخرین داستان كامل تن تن (پیكاروها) شروع كرد به بازى كردن با شخصیت هاش. مثلاً تن تن كه طى همه این سال ها شلوارهاى گشاد می پوشید، یک هو شروع به پوشیدن شلوار جین كرد! یا موتورسوارى می كرد و کلاً رفتارش عوض شده بود. این براى خیلى از طرفداران تن تن خوشایند نبود و خیلى ها را شاكى كرد. یكى دیگر از کارهای عجیب هرژه، بلایى بود كه به سر كاپیتان هادوک آورد و به خاطر حقه تورنسل، براى همیشه از خوردن «نوشابه» (!) محبوبش عاجز شد. و این یعنى فاجعه!

 

32. هرژه علاوه بر شخصیت های ماجراهای تن تن؛ در سال 1935 چند شخصیت کمیک دیگر به نام های: ژو، زتی و جاکو را خلق کرد که در 5 کتاب ظاهر شدند. اما آن ها هیچوقت به گرد محبوبیت تن تن هم نرسیدند. این کتاب ها در ایران هم منتشر شده اند.

 

33. به مناسبت هفتاد و پنجمین سال تولد هرژه، مجمع ستاره شناسی بلژیک، سیاره تازه کشف شده ای را به اسم او نام گذاری کرد؛ این سیاره بین مریخ و ژوپیتر قرار دارد.

 

34. آن پسرک چینی «چانگ»، در کتاب «گل آبى» را یادتان هست؟ شاید بدانید که او یک شخصیت واقعی و صمیمی ترین دوست هرژه بوده. «چانگ چون چن» دانشجوی نقاشی در دانشگاه بروكسل بود و در جریان نوشتن کتاب گل آبی اطلاعات خوبی به هرژه داد. ولی بعد چانگ به وطنش برگشت و تصویرگر بلژیکی سال ها از دوست عزیزش بی خبر ماند. همین شد که داستان تن تن در تبت را نوشت تا شاید با توجه به محبوبیت تن تن در دنیا، خبری از چانگ بیابد. خیلی ها اعتقاد دارند این کتاب بهترین کار هرژه است.

 

35. اما بشنوید از آن طرف، وقتی چانگ پیدایش می شود و به اصرار دوستش می رود بروکسل؛ هرژه که دچار مشکلات روحی زیادی بوده، می بیند دوتایی شان خیلی تغییر کرده اند و آن دیدار به خوبى چیزى كه هرژه آرزو داشت، از آب درنمی آید... ملاقات هرژه با چانگ (بعد از 42 سال) پوشش خبری گسترده ای داشت؛ وقتی چانگ از هواپیما پایین آمد، ده ها دوربین و خبرنگار دور و برش بودند و او از این قضیه خیلی جا خورد.

+ نوشته شده توسط دنیا در پنجشنبه 1385/11/12 و ساعت 3:11 PM |

لندن (رويترز)- نام خانم لي ردموند LEE REDMOND)) ، 65 ساله، در آخرين نسخه کتاب رکودهاي جهاني گينس ثبت شد آن هم به خاطر داشتن ناخن هايي که در مجموع طول آنها به 51/7 متر مي رسد.

اين خانم که از اهالي ايالت يوتا است از 27 سال قبل شروع به بلند کردن ناخن هايش کرد. او هر روز ناخن هايش را با دقت و وسواس با مسواک تميز مي کند، مانيکور مي کند و به آنها روغن زيتون مي زند.

با اين همه وي قصد دارد در ماه نوامبر ناخن هايش را کوتاه کند چون بايد از همسرش که آلزايمر دارد پرستاري کند

+ نوشته شده توسط دنیا در پنجشنبه 1385/11/12 و ساعت 3:5 PM |

+ نوشته شده توسط دنیا در پنجشنبه 1385/11/12 و ساعت 3:0 PM |
  
    «اميرحسين صديق» را همه با مجموعه «زي‌زي‌گولو» مي‌شناسند، اما طي اين سالها كارهاي زيادي را بازي كرده است، هتل مرواريد، خودرو تهران 11 و همچنين فيلم سينمايي نوك برج و بازي در كنار محمدرضا فروتن و نيكي كريمي كه البته از كارهاي معروف او ياد كرديم، همچنين به تازگي فيلم «تله» از او بر پرده اكران است و اين روزها هم مجموعه «كتابفروشي هدهد» به كارگرداني مرضيه برومند از وي پخش مي‌شود، صديق در هشتم آبان‌ماه سال 51 در تهران به دنيا آمد، ديپلم خود را در مدرسه هنر و ادبيات گرفت و ليسانسش را در رشته بازيگري به اتمام رساند.
    وي در حال حاضر ساكن محله نياوران تهران است، بازيگري كه بمبي از انرژي است، مي‌گويد: از خودم انتظارهاي زيادي دارم، راجع به كارم اميدوارم كه هميشه آدم‌هاي اطرافم از من راضي باشند، مي‌گويد: در غمگين‌ترين لحظات زندگي‌ام تنها به سراغ «خودم» مي‌روم، گاهي باهاش دعوا مي‌كنم، گاهي گپ مي‌زنم، گاهي هم مي‌خندم و در نهايت به نوعي با خودم كنار مي‌آيم. گزيده‌اي از گفته‌هاي وي را بخوانيد:
    • تا اونجا كه من مي‌دونم صديق مجرده.
    • من نه فكر مي‌كنم چهره‌ام منفي و شروره و نه سعي مي‌كنم مثبت بازي كنم، من يك بازيگرم و نقش‌هايي كه به من پيشنهاد مي‌شه‌رو يا مي‌پذيرم يا رد مي‌كنم. هيچ‌وقت فقط به خاطر مثبت و يا منفي بودن در مورد نقش تصميم نگرفتم. فقط هميشه سعي كرده‌ام به بهترين شيوه كه مي‌تونم كاراكتر مورد نظر رو بازي كنم.
    • حتما شما نقش‌هاي منفي رو كه بازي كردم نديديد ولي شايد به دليل چهره و نوع بازي بيشتر پيشنهاد اين نوع نقش‌ها رو داشتم.
    • اميرحسين صديق يك آدم معموليه كه سعي مي‌كنه خوب باشه و خوبي كنه كه گاهي موفقه و گاهي نه، مثل همه آدم‌هاي ديگه يك سري نكات مثبت و منفي در شخصيتش هست. من كه خوب مي‌شناسمش مي‌دونم كه سعي مي‌كنه در كار و روابطش هميشه رو به پيشرفت حركت كنه البته سعي مي‌كنه.
    • من با تئاتر در سن 12، 13 سالگي در كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان آشنا شدم، به همراه تحصيل تئاتر كار كردم و به مدرسه هنر و ادبيات صدا و سيما رفتم، در اونجا گروه‌هاي حرفه‌اي تئاتر كار كردم و بعد پيشنهاد كار در تلويزيون و سينما داشتم. همين‌طور ادامه پيدا كرد تا امروز...
    • وا... تا قبل از سريال زي‌زي‌گولو اصلا تصور نمي‌كردم كه يك روز حرفه من بازيگري بشه و اصلا كسي رو در فاميل و آشنا نداشتم كه حتي بتونم كمك و راهنمايي براي كارهام از او بگيرم.
    • به عنوان يك شغل مي‌شه از بازيگري ياد كرد اما نمي‌شه به عنوان يك شغل روي بازيگري حساب كرد چون آينده آرامش و برنامه‌ريزي نداره.
    • سال 1370 در فيلم قافله بازي كردم كه كار آقاي مجيد جوانمرد و اولين فيلم من بود. لوكيشن اصفهان بود و يادمه كه بعد از امتحان كنكور خودم‌رو رسوندم به اصفهان، قبل از فيلمبرداري خيلي هيجان زده بودم و از ديدن روابط حرفه‌اي سركار متعجب! اما بعدا همه اينها برام عادت شد.
    • در اوايل راه خانواده خيلي كارم رو دوست نداشتند و حتي يك بار مادربزرگم خيلي دوستانه به من پيشنهاد كرد دنبال يك شغل جدي و آبرومند بگردم ولي الان خانواده جزو بيننده‌هاي پر و پا قرص كارهام هستند.
    • تمام زندگي صحنه بازي است و به تعداد آدم‌هاي روي زمين هم بازيگر براي اين صحنه وجود داره فقط مي‌مونه كه ما كدوم نقش رو انتخاب كنيم. آدم خوبه يا آدم بده؟!
    • خيلي از اوقات كه از زندگي و آدم‌ها و روابط و جامعه و فشارها و... خسته بودم تنها پناهگاه امن من كارهاي هنري بود. اصولا اعتقاد دارم هنر در هر شكلش به انسان يك جهان‌بيني خاص مي‌ده، باعث مي‌شه نگاه‌ها عوض بشه كه البته به آدمش هم بستگي دارد.
    • اينطور كه از برخوردهاي ديگران برداشت مي‌كنم فكر كنم شخصيت «قاسم» در مجموعه خودرو تهران 11 قسمت نامزدي (كه مردم به اسم محبوبه خانم از اين شخصيت ياد مي‌كنند) به نسبت از كارهاي ديگرم جذاب‌تر بود.
    • هيچ‌وقت يادم نمي‌ره كه مادرم وقتي اومد سر صحنه زي‌زي‌گولو و منو با گريم كهنسالي ديد اشكش سرازير شد و گفت: آرزو داشتم زنده باشم و پيري تو رو ببينم كه ديدم.
    • پروژه‌هايي كه با خانم برومند همكار بوده‌ام رو بيشتر از بقيه كارهام دوست دارم. چون هر لحظه برايم يك كلاس درس كار و زندگي بوده.
    • سنم كه كمتر بود «خيلي» خجالتي بودم. ولي هر چه سنم بيشتر مي‌شود مي‌بينم كه خجالتم كمتر مي‌شود، نمي‌دانم چرا ولي فكر مي‌كنم شرايط سني ايجاب مي‌كند.
    • من از روئيدن خار سر ديوار دانستم
    كه ناكس كس نمي‌گردد از اين بالا نشستن‌ها
    • يك شبي تو يكي از محله‌هاي پرت و خلاف، يك عده جوان جلوي ماشينم رو گرفتن و سويچم رو برداشتند، پياده‌ام كردند و بي‌دليل شروع كردند به كتك زدن من، زير دست و پا بودم كه يكي‌شون گفت: ا... اين يارو... باباي زي‌زي‌گولو، همه دست از زدن من برداشتند، يه ذره نگاهم كردن، بلندم كردند، لباسهامو تكوندند، سويچم رو بهم دادند، معذرت‌خواهي كردند كه منو نشناختند، سوار ماشينم كردن. گيج و منگ و كتك خورده دور كه مي‌شدم تو آينه كه نگاه كردم ديدم وايستاده بودند برام دست تكون مي‌دادند و باي‌باي مي‌كردند. هيچ‌وقت نفهميدم اونا كي بودند؟ مي‌خواستن پولمو بزنند؟ يا ماشينمو؟ يا چي؟ اما خدا رو شكر كه يكي‌شون منو شناخت وگرنه خدا ميدونه چه بلايي سرم مي‌يومد.
    • آل‌پاچينو، جيم‌كري و برادپيت بازيگران مورد علاقه‌ام هستند.
    
    
    
    

    
    

    
    

    
    

    
    

    
    

    
    

    
    

    
    

    
    
+ نوشته شده توسط دنیا در سه شنبه 1385/11/03 و ساعت 3:38 PM |
 
    نادر سليماني را از سال‌ها قبل با بازي در مجموعه «ساعت خوش» مي‌‌شناسيم، اما او اعتقاد دارد، همان‌قدر كه اين مجموعه برايمان، خوب بود برايمان دردسر هم آفريد، پس از پخش اين مجموعه دو ماه ممنوع‌الكار شدم، قرار بود مسعود كيميايي در فيلم ضيافت از ما استفاده كند، اما تمامي رشته‌ها پنبه شد...
    حضور او در ساعت خوش با بازي در نقش خان‌دايي در كنار سعيد آقاخاني و ترانه محبوب آنها «سلام سلام، خان دايي‌جان» هنوز از يادها نرفته است سيماني از نامهرباني‌ها به ويژه ممنوع‌الكاري‌اش كه هيچ‌گاه دليلش را نفهميد، خاطره بسيار تلخي در دل دارد، او در باطن غمگين است، اما عجيب اين‌كه در سر صحنه خنده از لبانش محو نمي‌‌شود، چهل سال از خداوند عمر گرفته است و در عرصه هنري، خود را يك تئاتري مي‌‌داند، بچه جنوب، «آبادان» است، مثل خيلي از آباداني‌ها، خونگرم... از كارهاي سينمايي او مي‌‌توان به مرد عوضي، لاك‌پشت، كليد ازدواج، علي سنتوري، نصف مال من نصف مال تو، اشاره داشت... گفته‌هاي او را بخوانيد:

    • من گله‌اي كوچك دارم، دوستان وقتي در چارچوب جادويي و خيالي ديده نشويم ما را باور ندارند و قبول نمي‌‌كنند كه هنرمند هستيم. وقتي كه ديده مي‌‌شويم تازه به ياد ما مي‌‌افتند. اين اشتباه است، هنرمند اگر بميرد هم زنده است، سعي كنيم در زمان زنده بودن به ياد او باشيم و از او تقدير كنيم، اين حرف‌ها را براي خودم نمي‌‌گويم براي همه هنرمندها مطرح مي‌‌كنم. البته اين گله را دوستانه محسوب كنيد.
    • مي‌‌توان گفت بازيگري طنز غريزي است اما معتقدم اول بايد خوب ببيني بعد خوب گوش كني و در آخر هم خوب ادا نمايي، بايد در وجود بازيگراني كه كار طنز انجام مي‌‌دهند بداهه‌گويي سرشته شده و بازيگر طنز با اين مهم آميخته باشد در غير اين صورت نسبت به خواسته‌هاي مردم كم خواهد آورد، بايد درون‌مايه كار طنز را داشته باشي، البته مي‌‌شود آن را به مرور زمان ياد گرفت ولي خيلي سخت است.
    • شما در طنز جاهايي را مثل كاريكاتور درست مي‌‌كني، يك‌ جور اغراق البته دست روي نقاطي خواهي گذشت كه حساسيت برانگيز است حال به سود آن موضوع يا ضررش.
    • ساده‌نگري اصل اول يك طنز است و بعد نكته‌بيني، اين دو مقوله‌اي است كه در كارهاي مهران مديري وجود دارد. همين موضوع طنز او را از بقيه كارها جدا مي‌‌كند و باعث تمايز مي‌‌شود. در كل مديري دنبال قيد و بند‌هاي مرسوم نمايشي نيست البته اين هم يك گونه از طنز به حساب مي‌‌آيد.
    • خودم را بازيگر تئاتر مي‌‌دانم، اگر غلو حساب نكنيد تئاتر را خيلي مي‌‌پسندم چون ساده و بي‌‌غل و غش بوده به قول خودمان Face to face است، نفس به نفس تماشاگر كار مي‌‌كني خيلي سخت‌تر از بازي در سينما و تلويزيون است، در تئاتر جاي برگشتي وجود ندارد، گذشته همان لحظه تمام مي‌‌شود و به حال مي‌‌رسد.
    • پرويز پرستويي نمونه يك بازيگر بسيار تواناست يا اكبر عبدي و...
    
    • كارگرداني را بعد از بازيگري خيلي دوست دارم البته نه اين‌كه آن را در زماني كوتاه تجربه كنم و به خاطر وقت مناسب در اختيار نداشتن يا همان «فورسماژور» بودن، سريع و تند دست به كار شوم، دوست دارم يك يا دو سال روي آن تحليل و بررسي كنم و بعد به عمل برسانم. اميدوارم روزي اين روياي شيرين به واقعيت تبديل شود نه فقط براي من بلكه براي تمام كارگردان‌هاي جوان.

    
    • «سلطان و شعبان» را خيلي دوست داشتم. بعد «محله برو بيا» و «محله بهداشت». از بهترين طنزهايي بود كه ديدم.
    
    • ممنوع‌الكاري آن هم بدون هيچ دليل قانع‌كننده‌اي، بعد از ساعت خوش چه فيلم‌هاي خوبي آن هم با كارگردان‌هاي بزرگي مثل مهرجويي، افخمي، بيضايي، يدا... صمدي و مسعود كيميايي را از دست دادم، آن‌موقع شنيده بودم ضيافت آقاي كيميايي اول قرار بود با بچه‌هاي ساعت خوش ساخته شود.
    
    • به زندگي شيمايي‌ها خيلي زياد علاقه دارم، بچه‌هايي كه در جنگ شيميايي شدند مشكلات متعدد و طاقت‌فرسايي دارند اين را به‌خاطر چيز خاصي نمي‌‌گويم براي امتحان هم كه شده يك دقيقه نفس خود را حبس كنيد آنها به سختي نفس مي‌‌كشند اگر داستان آنها عين واقعيت ساخته شود مي‌‌توان خنده و گريه را همزمان از مخاطب گرفت، مي‌‌شود كاري كرد كه مردم در سينما و بعد از بيرون آمدن زار‌زار گريه كنند.
    
    • از خودم راضي‌ام چون نادر سليماني خيلي زحمت مي‌‌كشد. اين را جدي مي‌‌گويم تا آنجايي كه توان دارد به رفقايش كمك مي‌‌كند و به فكر خانواده‌اش هم هست، پس چرا بايد ناراضي باشم؟
    
    • وقتي تهمت ناروا به من مي‌‌زنند يا حرفي را به زور مي‌‌خواهند به من بقبولانند به شدت عصبي مي‌‌شوم. اين تنها نقطه ضعفم است، اين‌كه كاري نكرده‌ باشم و بگويند تو انجام داده‌اي، آنقدر جسارت دارم اگر كاري كرده باشم با قدرت جوابگوي آن باشم چون كسي را بالاتر از خدا نمي‌‌بينم.
    
    • در زماني كه كاري پيشنهاد نشود فقط قرض كردن را ياد گرفته‌ايم. خوشبختانه يا متاسفانه حقيقت محض است، چه كار مي‌‌توانم انجام دهم مكانيكم؟ راننده‌ام؟ بايد قرض كنيم و خجالت بكشيم اول قرض مي‌‌كنيم بعد كه كار جور شد قرض‌ها را مي‌‌پردازيم.
    
    • ممنوع‌الكاري بدترين ساعت زندگي من است. زماني بود كه انتظار مي‌‌كشيدم در باز شود و بگويند تو مي‌‌تواني بازي كني، اگر نگذارند بازيگر بازي كند انگار دست و پايش يا زبانش را قطع كرده‌اند، انگار همه چيزش را گرفته‌اند، يك مرده متحرك.

    
    • عاشق كارتون هستم شايد ساعت‌ها بنشينم به تماشا كردن و خسته نشوم در حالي كه يك فيلم سينمايي خسته‌ام كند و از ديدن آن حالم به هم بخورد، پا به پاي پسر شش ساله‌ام هومان به تماشاي كارتون مي‌‌نشينم سيندرلا، پينوكيو، سفيد برفي و هفت كوتوله و در كل همه كارتون‌هاي والت ديزني، پت و مت هم ماه است. بازيگر بايد كارتون ببيند مخصوصا اگر كارش طنز باشد، در كارتون خلاقيت فوق‌العاده‌اي وجود دارد چون غيرممكن‌ها را به راحتي ممكن مي‌‌كند.
    
    • يك بار عاشق شده‌ام، كه الان همسرم هستند. دروغ هم نمي‌‌گويم عشق نور الهي است و اگر عشق نداشته باشي مطمئن باش اتصالت به خداوند درست نيست، من عاشق خانواده‌ام هستم.
    
    • چهاردهم اسفند 1345 در آبادان، به دنيا آمدم.
    
    • تا 14 سالگي در منطقه ارتشي‌هاي كارون آبادان، بعد از شروع جنگ رفتيم شيراز، رفسنجان و تهران، نقطه به نقطه تهران هم زندگي كرده‌ام چون مستاجر بوده‌ام و هنوز هم هستم.
    
    • الان در غرب تهران، مرزداران زندگي مي‌‌كنم.
    
    • فوق‌ديپلم بازيگري و كارگرداني، ديپلمم نيز راه ساختمان بود.
    
    • من زياد شيطنت نمي‌‌كردم، شيطنتم از دبيرستان به بعد شروع شد بيشتر هم كل كل انداختن با بچه‌ها. يك بار دسته بخاري كلاس را طوري گذاشتم كه حسابي داغ شود معلم وقتي آن را گرفت دستش سوخت. الان از كارم عذر مي‌‌خواهم ولي در كل رابطه‌ام با معلم‌ها خيلي خوب بود.

    
    • از سن 14 تا 21 سالگي كشتي آزاد مي‌‌گرفتم. به خاطر تئاتر ورزش را ول كردم، ورزش كردنم از زماني كه وارد دانشكده شدم كم شد تا روز به روز به وزنم اضافه شد.
    
    • وزنه‌برداري كار كرده‌ام البته بيشتر براي علاقه‌ام. به صورت تفريحي هم به پينگ‌پنگ و دوچرخه‌سواري پرداخته‌ام.
    
    • اصلا فوتبال بازي نكرده‌ام، تا به حال پايم به توپ نخورده، فوتبال سخت است اما تماشاي آن را دوست دارم به‌خصوص بازي‌هاي تيم ملي چون عرق ملي‌ام اجازه نمي‌‌دهد تماشا نكنم.
    
    • در استان فارس دوبار مدال طلا در رشته كشتي گرفتم البته طلا كه نبود از اين مدال‌هاي مثلا طلا در وزن 72 كيلو رده سني جوانان اول شدم.
    
    • شگردم يك خم و دو خم بود، خاك هم بيشتر مي‌‌رفتم دنبال سگك، يك خم را خيلي خوب تبديل به دو خم مي‌‌كردم.
    
    • اصلا برايم فرق نمي‌‌كند استقلال ببرد يا پرسپوليس، اميدوارم هر دو تيم موفق باشند. از ورزشي كه تعصب در آن جنجال و حاشيه به پا كند بدم مي‌‌آيد.
    
    • جهان پهلوان تختي هميشه زنده است. براي او نمي‌‌توان مرگي در نظر گرفت، سن من كه قد نمي‌‌دهد اما شنيدم مردانگي در وجودش موج مي‌‌‍زده، نمايانگر يك ورزشكار و انساني اصيل است.
    
    • هنرمندها هم مثل ورزشكاران زود فراموش مي‌‌شوند. در هنر هم علي دايي‌هاي زيادي داشتيم كه بعد از زحمات زياد آنها را شكستيم و فراموش كرديم، در هنر هم مثل ورزش اين جمله صدق مي‌‌كند كه قهرمان زنده را عشق است
+ نوشته شده توسط دنیا در سه شنبه 1385/11/03 و ساعت 3:6 PM |

    
    مهران مديري كارگرداني كه اين شب‌ها با باغ مظفر مهمان خانه‌هاي مردم است يكي از كارگردان‌هاي موفق تلويزيون و كارهاي متفاوت و طنزهاي روتين او زبانزد خاص و عام است. نوآوري و ارائه كارهاي متفاوت او باعث شده تا بينندگان فراواني با اسم او پاي تلويزيون بنشينند.مهران مديري، بازيگر و كارگردان توانايي است كه در قلب ها تك تك ايرانيان راه پيدا كرده، چه او را از جعبه جادويي ببينيد،‌چه نبينيد... از او چه مي‌دانيد.

    • متولد دي‌ماه سال 1340، پدر و مادرش اراكي هستند اما او در تهران به دنيا آمد.
    • پدرش كارمند وزارت نيرو است و مهران آخرين فرزند يك خانواده شش نفره، او سه برادر بزرگ‌تر از خود دارد.
    • بزرگ‌ترين برادرش از پيانيست‌هاي قابل است و برادر دومش نقاش و گرافيست. در خانواده مديري هنر اهميت فراواني دارد.
    • از پنج سالگي با موسيقي آشنا شد و از 12 سالگي تنها به موسيقي كلاسيك گوش مي‌داد. او يكي از كامل‌ترين آرشيوهاي موسيقي كلاسيك را دارد.
    • در كودكي زياد شر و شور نبود اما بسيار كنجكاو بود، به طوري كه در غياب برادرش به اتاق او مي‌رفت و تمام كتاب‌هاي نقاشي‌اش را زير و رو مي‌كرد.
    • برادر نقاشش (حميد) در سوئد زندگي مي‌كند. هنر و ادب موجب شد تا مهران تاثير فراواني از او بگيرد.
    • اولين تئاتر زندگيش را در دبستان بازي كرد. او در اين تئاتر نقش لوطي را به خوبي ايفا كرد تا نشان بدهد كه هنر در خونش است.
    • همواره به دنبال تجربه و مطالعه بود به طوري كه آشنايي با كارهاي «سالواتور دالي» تاثير زيادي بر روي او گذاشت كه آثار آن هنوز هم در مهران مشهود است.
    • در شانزده سالگي جذب تئاتر شد و اولين كار حرفه‌اي‌اش را تمرين كرد اما اين كار هرگز بر سر صحنه نرفت اما موجب شد تا او بيشتر با تئاتر آشنا شود.
    • همه با حضورش در عرصه هنر موافق بودند. هنوز هم اعضاي خانواده‌اش بهترين كارشناسان و منتقدان كارهايش هستند.
    • با مدرك ديپلم علوم انساني سال 1361 به راديو رفت و در اين رسانه ملي به فعاليت پرداخت.

    • مدت شش، هفت سال گوينده و بازيگر يكي از مجموعه‌هاي پرطرفدار راديو به نام «داستان شب» بود.
    • همزمان با كار راديو از فعاليت‌هاي تئاتر غافل نمي‌شد و چند نمايش را به روي صحنه داشت، كار گويندگي باعث كامل شدن صداي او شد.
    • سال 1366 اولين تئاتر طنزش را بازي كرد. اين تئاتر كه «پانسيون» نام داشت در تئاتر مولوي روي صحنه رفت.
    • در اواخر 1371 در نمايشي در نياوران، نصرا... رادش، سليماني‌فرد و صيادي را كشف كرد كه بعدها در بسياري از كارها با او همكاري داشتند.
    • گروه مديري به سرعت به شهرت رسيد. در سال 1372 با داريوش كاردان اولين برنامه نوروزي خود را ساخت.
    • در سال 1373 طنز متفاوت «ساعت خوش» را ساخت كه با استقبال فراواني از سوي مردم روبه‌رو شد.
    • ساعت خوش يكي از بهترين و پربيننده‌ترين برنامه‌هاي طنز تلويزيوني شد اما به دليل مشكلاتي كه به وجود آمد برنامه تعطيل شد.
    • با وجود دامن زدن مطبوعات به حاشيه‌ها مديري هرگز اسير حواشي مطبوعات و شايعه‌هاي فراوان نشد و كارش را ادامه داد.
    • از ساعت خوش به بعد دور مطبوعات را خط كشيد و بسيار كم مصاحبه كرد. او هنوز هم از مطبوعات دلخور است.
    • فيلم ديدار ساخته محمدرضا هنرمند هم كه قبل از ساعت خوش با بازي مهران مديري ساخته شده بود پاسوز «ساعت خوش» شد و به موقع اكران نشد.
    • اوايل دهه 70 از راديو به تلويزيون رفت و در تلويزيون اولين كارهاي او «نشانه‌هاي نور» و «باغ گيلاس» بودند.
    • مردم كه تا آن زمان با صداي او آشنا بودند در باغ گيلاس با چهره‌اش نيز آشنا شدند. او در اين سريال تا حدودي به شهرت رسيد.
    • در سال 1371 وارد سينماي حرفه‌اي شد. در «ديگه چه خبر» دستيار طراح صحنه بود و عضو گروه كارگرداني تهمينه ميلاني.
    • با نوروز «77» دوباره به جعبه جادويي برگشت اولين تصويرش را مردم بعد از پنج سال نشناختند و موهايش كاملا سفيد شده بود.
    • با جنگ 77 توانست 85 درصد مردم ايران را پاي تلويزيون بنشاند. نبوغ او در عدم تكرار خود و نوآوري‌هاي پايان‌ناپذيرش است.
    • علت موفقيت او ارائه شيوه جديد مجري‌گري و بازيگري و حضور توامان نقش و واقعيت است، با يك دوربين غوغا كرد و به
شيوه تئاتري كار را بدون قطع مي‌گرفت.
    • اولين كسي است كه طرح برنامه‌هاي نود قسمتي و روتين را اجرا كرد. او اعتقاد دارد بايد با مردم صادق و روراست بود.
    • هنوز هم خيلي‌ها از سوژه‌ها و ايده‌هاي او كپي‌برداري مي‌كنند. مديري در موسيقي و خوانندگي هم دستي‌ بر آتش دارد. حتي كنسرت هم اجرا كرده و تيتراژ شب‌هاي برره و باغ مظفر را خودش خوانده است.
    • او اولين برنامه‌سازي است كه پشت صحنه كارهايش را به مردم نشان داد.
    • صداقت را بزرگ‌ترين صفت آدمي مي‌داند. او معتقد است چرا مردم نبايد حقايق، اشتباهات و تپق‌هاي ما را ببينند.
    • متاهل است و صاحب يك پسر و يك دختر است.
    • در كارش بسيار جدي است و براي كارش زمان مي‌گذارد به طوري كه در طول يك كار كمتر مي‌تواند به خانواده‌اش سر بزند و آنها را ببينند.
    • سال 1378 اولين كاست دكلمه او به بازار موسيقي آمد.
    • «از روي سادگي» اولين آلبوم پاپش بود كه در سال 1378 به بازار آمد و با استقبال طرفدارانش روبه‌رو شد.
    • آشنايي با حميد و مجيد آقاگليان زندگي حرفه‌اي او را عوض كرد و با پاورچين به خلق شاهكاري بدون تكرار رسيد.
    • با جايزه بزرگ در نوروز 1384 ثابت كرد توان مديريت هر كاري را دارد.
    • تنها بازيگر و سازنده تاريخ نمايش ايران است كه صرف نامش در اثري، مردم را پاي تلويزيون ميخكوب مي‌كند. حضور در كنار او مبدل به رمز موفقيت خواهد شد

+ نوشته شده توسط دنیا در یکشنبه 1385/10/17 و ساعت 4:6 PM |
 ممنوعيت پخش يك فيلم در حال اكران بعلت حضور “زهرا اميرابراهيمي”

»با بروز مشکلاتي براي نمايش فيلم «سفر به هيدالو» از روز گذشته فيلم «ستاره است» دومين قسمت از سه گانه «ستاره ها»ي فريدون جيراني در سينماهاي تهران به نمايش درآمد.

به گزارش البرز اکران فيلم ستاره است در حالي صورت مي گيرد که اين فيلم نيز به جاي فيلم «ستاره مي شود» براي نمايش در سينماها آماده شده بود که با چند هفته تاخير از ديروز به نمايش درآمد. پيش از اين قرار بود در گروه سينماهاي نمايش دهنده «ستاره است» فيلم سفر به هيدالو ساخته جديد مجتبي راعي به نمايش درآيد که ظاهراً بنا به دلايلي که خود راعي آنها را «مسائل حاشيه يي» عنوان کرد، هنوز نتوانسته مجوز نمايش عمومي دريافت کند. راعي دو روز پيش در نامه يي سرگشاده ضمن مروري بر اتفاقاتي که باعث به تاخير افتادن اکران فيلمش شده، آورده؛ «به واسطه مسائل حاشيه يي فيلم و اما و اگرهاي مطرح شده (از آنجا که هيدالو نام تاريخي شوستر است) بايد بگويم؛ گنه کرده در بلخ آهنگري- به هيدالو زدند سر مسگري». انتقادات راعي بيشتر ناظر بر اتفاقاتي است که براي يکي از بازيگران فيلمش در ماه هاي اخير به وجود آمده است. زهرا اميرابراهيمي بازيگر سريال نرگس در فيلم سفر به هيدالو يکي از نقش هاي فرعي را ايفا مي کند. راعي در پايان نامه اش از اينکه به تاثيرات فرهنگي اکران فيلم سفر به هيدالو توجه نمي شود انتقاد کرده است. اما فيلم ستاره است که به عنوان جايگزين سفر به هيدالو اکران شده است، خود نيز به جاي فيلم ديگري در برنامه نمايش قرار گرفته است. سازندگان فيلم «ستاره است» پيش از اين قصد اکران فيلم «ستاره مي شود» را داشتند اما بروز همان اتفاقات درباره بازيگر سريال نرگس باعث لغو نمايش اين فيلم يک روز قبل از آغاز اکران عمومي آن شد.

فيلم ستاره مي شود در داستانش مسائل حاشيه يي سينما و اتفاقات پشت پرده سينما را دستمايه قرار داده بود که حتي نمايش در جشنواره فيلم فجر واکنش تعدادي از سينماگران را برانگيخته بود به طوري که همين فيلم براي نمايش مجبور به کوتاه کردن بخش هاي زيادي شده بود. بخش هايي که بيشتر مربوط به همين اتفاقات حاشيه يي سينما مي شد. ستاره است درباره يکي از ستارگان مشهور سينما است که قرار است نقش زن معتاد و توزيع کننده مواد مخدر را در فيلمي بازي کند.

او با لباس معتادان به يکي از پارک هاي جنوب شهر مي رود اما به اشتباه با زني آشنا مي شود که اتفاقات بعدي را شکل مي دهد. نيکي کريمي، انديشه فولادوند و امين حيايي بازيگران اصلي اين فيلم هستند.

به نظر مي رسد بروز مشکلاتي براي يکي از بازيگران فرعي مجموعه هاي تلويزيوني و فيلم ها همچنان سينماي ايران را دچار معضلات بزرگ تري کرده است معضلاتي که بيشتر ناشي از سوءتفاهم رايج درباره سينما است.

+ نوشته شده توسط دنیا در یکشنبه 1385/10/17 و ساعت 3:56 PM |

 

شبكه تلويزيوني فاكس نيوز آمريكا كه به گروههاي تندرو در اين كشور وابسته است، در ادامه سياستهاي ضد ايراني اش امروز در بخشهاي مختلف خبري خود در گزارشهايي با استفاده از تصاويري از رئيس جمهور ايران وي را به عنوان يكي از خطرناكترين مردان جهان معرفي كرد.

به گزارش رجانيوز، در اين نماهنگ جديد كه فاكس نيوز از آن به صورت تيزر تبليغاتي براي برنامه هايش استفاده مي كند، تصوير محمود احمدي نژاد در كنار تصوير «كيم جونگ ايل» رهبر كره شمالي، «سيد حسن نصرالله» رهبر حزب الله لبنان، «اسامه بن لادن» رهبر شبكه تروريستي القاعده و «هوگو چاوز» رئيس جمهور ونزوئلا قرار داده شده است.

همزمان با پخش اين تصاوير فاكس نيوز از عبارت هايي درباره اين پنج نفر استفاده مي كند كه عبارتند از: «اينها تصاوير افراد شيطاني هستند!» «اين ها تصاوير افرادي است كه تهديدهاي مرگبار براي امريكا هستند!»

فاكس نيوز در ادامه مي گويد: بايد اين پرسش را مطرح كرد كه چه عاملي سبب اين نفرت آن ها از امريكاست؟ بايد به اين مساله پرداخت كه چه عواملي سبب مي شود اين افراد به اقداماتشان مبادرت كنند؟

فاكس نيوز اين تصاوير را در قالب نماهنگ گزارش گونه اي با عنوان «خطرناكترين مردان جهان» پخش مي كند. قرار است فاكس نيوز در روزهاي آتي در گزارشهاي ويژه اش برنامه هاي اختصاصي درباره اين افراد پخش كند

+ نوشته شده توسط دنیا در یکشنبه 1385/10/17 و ساعت 3:51 PM |


     سحر جعفري‌جوزاني در نقش فروغ‌السلطنه سريال باغ مظفر توانسته انتظارها را برآورده كند.
     كاراكتر فروغ بدون اغراق يكي از پايه‌هاي استحكام مايه‌هاي طنزگونه سريال جديد مهران مديري است و جعفري‌جوزاني نشان داده قواعد حضور در چنين كاري را به خوبي مي‌شناسد.
    سر به سر گذاشتن‌هاي فروغ و نازي (شقايق دهقان) بدون شك براي بيننده دلنشين است و جاهايي كه كامران تبديل به دست مايه قدرت‌طلبي آنها براي رو كم‌كني طرف مقابل مي‌شود بار طنز مجموعه را افزون‌تر مي‌كند.
    البته مديري مي‌تواند با وارد كردن خواستگاري سمج براي فروغ از توانايي‌هاي بيشتر بازيگري سحر جعفري‌جوزاني در بهتر شدن باغ مظفر استفاده كند.
    حتي اين نقش را مي‌توان برعهده نيما (هادي كاظمي) بگذارد، لودگي او و خصوصيات اخلاقي فروغ حسابي بيننده را به ريسه مي‌اندازد و حتي فرصت عرض‌اندام بيشتري به بردبارخان يا همان نادر سليماني خودمان در كنار شخصيت‌هاي ديگر مرتبط با داستان مي‌دهد كه در نهايت سريال را دلنشين‌تر خواهد كرد.
    سحر جعفري‌جوزاني دختر مسعود جعفري‌جوزاني كارگردان نامدار سينماي ايران است، بله، سحر دختر خوب بابا است، دختري كه مانند پدرش هنرمند ارزشمندي است. او بازيگري را در سينما و تلويزيون تجربه كرده اما هنوز روي صحنه تئاتر نرفته است.
    ناديده گرفتن توانايي‌هاي سحر جوزاني در سريال باغ مظفر دور از انصاف است، بايد قبول كرد اكثريت بيننده‌هاي اين سريال فروغ را تاثيرگذار و جذاب يافته‌اند بخوانيد او چه مي‌گويد.

    
    • خيلي خوشحالم كه در باغ مظفر بازي مي‌كنم، خرسندم نقشي را بازي مي‌كنم كه متفاوت است، يك جور نقش منفي كه در قالب طنز شيريني‌هاي ويژه‌اي دارد، فروغ متفاوت‌تر از نقش‌هاي قبلي‌ام است كه در تلويزيون بازي كردم و همين موضوع را برايم جذاب و شيرينش كرده، فكر مي‌كنم برگشتنم به تلويزيون آن هم با كاري كه دوستش دارم به موقع بود.
    • بازيگر بايد براي هر نقشي توانش را بگذارد، هر نقشي را كه براي بازي كردن قبول كرده‌اي حتما دوستش داشته‌اي، بايد براي آن زحمت بكشي و تمام توانت را به كارگيري، من هم سعي كردم تمام توانم را بگذارم.
    • باغ مظفر كار خوبي است و خود من هم دوستش دارم، البته بايد بگويم كه تمام كارهاي مهران مديري را دوست دارم، از زمان ساعت خوش تا به حال، گروه نويسنده‌هاي ايشان خيلي خوب و قدرتمند هستند، بازيگران باغ مظفر را دوست دارم و معتقدم با استعداد به حساب مي‌آيند، مديري جنس كار طنز را خوب مي‌شناسد و انتظارات مردم را به خوبي برآورده مي‌كند.
    • كارگرداني را هم دوست دارم، در كل هنر را دوست دارم اما در حال حاضر نمي‌شود گفت كدام يك ارجحيت دارد، نويسندگي يا بازيگري.
    • از بچگي پدرم را در حال نويسندگي و فيلم ساختن ديدم، هميشه در پشت صحنه فيلم‌هاي پدر حضور داشتم و ايشان من را با خود مي‌بردند، تصويري كه هميشه از پدرم در ذهن داشتم به شدت برايم جذاب بود به دليل همين جذابيت‌ها وارد اين وادي شدم. علاقه‌ام به پدرم خيلي موثر بود، بزرگ شدن در چنين محيطي و تجربه چنين شرايطي من را جذب بازيگري كرد.
    • شايد بخشي از هنر ژنتيكي باشد، اما خيلي‌ها هستند كه خانواده آنها هنرمند نيستند، ولي آنها هنرمند به حساب مي‌آيند، هم بايد ژنتيك را دخيل دانست و هم نه، يك جورايي ژنتيك موثر است و بايد علاقه و پشتكار را نيز به حساب آورد.
    • پدرم خودش يك هنرمند است و عاشق كارش، از وقتي يادم مي‌آيد هنر يك جوري برايش به معني زندگي كردن بوده است، بدون هنر زندگي براي ايشان معني ندارد، من هم با اين تفكر بزرگ شدم، تا زماني كه به سنين جواني نرسيده بودم در فيلم‌هايش يكي، دو سكانسي بازي مي‌كردم اما چون نقشي در آن سن برايم نبود من را به نوشتن ترغيب مي‌كردند، پدرم مي‌گفت هر وقت ناراحتي و دلت مي‌گيرد بنويس تا سبك شوي، اما بازيگري براي من به صورت جدي جور ديگري پيش آمد.
    • براي سريال آژانس دوستي مي‌نوشتم و قرار نبود در آن بازي كنم، در يكي از قسمت‌ها پرداختن به زندگي خصوصي يكي از راننده‌ها مدنظر بود و كارگرداني آن قسمت‌ها را فرامرز قريبيان برعهده داشتند، من توضيحاتي در مورد خصوصيات اخلاقي همسر آن راننده دادم كه بايد چگونه باشد. قريبيان گفت خودت بازي كن و من به صورت جدي بازيگري را شروع كردم.
    • وقتي روان‌شناسي بداني بيشتر از روحيات آدم‌هاي مختلف سر در مي‌آوري. دانستن روان‌شناسي به هر نوع هنري كمك مي‌كند، به طور مثال وقتي موزيسيني، روان‌شناسي بداند بهتر مي‌تواند اثري ارائه دهد كه مخاطب را جذب كند حتي يك گريمور اگر به روان‌شناسي آشنايي داشته باشد به طور حتم نتيجه كارش بهتر خواهد شد، اين موضوع در مورد طراحي لباس يا كارهاي ديگر هم صدق مي‌كند، شماي خبرنگار نيز اگر روان‌شناسي بدانيد بهتر مي‌توانيد من را به حرف زدن ترغيب كنيد.

    • تمام كارهاي پدرم را دوست دارم، برخي از «راش‌هاي» در چشم باد را ديده‌ام و فكر مي‌كنم جزو بهترين كارهاي پدرم باشد. «در مسير تندباد» و صميميت و سادگي فيلم «جاده‌هاي سرد» را نيز مي‌پسندم.
    • پدرم نقش مهمي در زندگي‌ام داشته، از بچگي برايم قصه مي‌گفت، از وقتي يادم مي‌آيد كتاب مي‌خواند و باعث مي‌شد من هم كتاب بخوانم، هميشه نوشته‌هايش را براي من مي‌خواند و مي‌گفت كه هنر نقش خيلي مهمي در زندگي آدم دارد، از پدر ياد گرفتم كه با هنر مي‌توان روي مردم تاثير گذاشت و آنها را متوجه خيلي چيزها كرد، تاثير او روي زندگي من خيلي عميق بود، من عاشق پدرمم.
    • آدم فقط يك بار به دنيا مي‌آيد و يك بار هم مي‌تواند زندگي كند من هم از اين قاعده مستثني نيستم. بايد به بهترين شكل از فرصت زندگي كردن استفاده برد، زندگي با همه خوبي‌ها و بدي‌هايش قشنگ است.
    • در ترافيك بودن نيز آدم را خسته مي‌كند، وقتي مريضم و... اين‌ها ساعت‌هاي ناراحتي من است البته اين‌ها همه جزيي از زندگي است و وجود دارد.
    • در سال 1357 در سانفرانسيسكو به دنيا آمدم. با اين‌كه در سانفرانسيسكو به دنيا آمدم اما كاملا ايراني بزرگ شدم چون در سن پنج سالگي آمدم ايران، پدرم از بچگي راجع به كوه دماوند با من صحبت مي‌كرد و قصه ضحاك مار به دوش را برايم تعريف مي‌كرد البته به گونه‌اي كه براي يك بچه قابل درك باشد، با اين‌كه مي‌روم و برمي‌گردم اما ترجيح مي‌دهم در ايران زندگي كنم و خودم را ايراني مي‌دانم.
    • بله، بچه كه بودم ژيمناستيك مي‌رفتم، با پسرعموهايم فوتبال بازي مي‌كردم. به نظرم ورزش لازم است چون همانقدر كه سلامت روح اهميت دارد، سلامت جسم نيز به يك هنرمند در طي كردن پله‌هاي ترقي و موفقيت كمك مي‌كند. بازيگر بايد در كنار روحي سالم، جسمي سالم نيز داشته باشد. با ورزش مي‌توان از سستي و كرخي فاصله گرفت.
    • عاشق تماشاي فوتبال هستم.
    • هر وقت فوتبال پخش شود و بازي خوبي باشد نگاه مي‌كنم، فرقي ندارد داخلي باشد يا خارجي، اما براي ديدن جام‌جهاني يا دربي‌هاي استقلال و پرسپوليس برنامه‌ريزي مي‌كنم تا تماشاي آنها را از دست ندهم.
    • از ديدن بازي‌هاي منچستريونايتد لذت مي‌برم، به بازي برزيل هم علاقه دارم اما عاشق تيم ملي فوتبال ايرانم.
    • هميشه فكر مي‌كنم تيم ملي بايد براي خوب بازي كردن غيرتي شود، بازي با استراليا را فراموش كرده‌ايد، تعصب و انگيزه ايراني كه تبلور يافت، غيرممكن را به ممكن تبديل كرد. براي موفقيت فوتبال ملي در كشورما بايد جدا از تاكتيك تيمي و تكنيك انفرادي راهي پيدا كرد تا تعصب بازيكنان بارور شود.
    • به غير از بازي با استراليا كه شهره خاص و عام است و ديدار ايران و آمريكا كه كلي كيف كردم، بايد به دو بازي با كره‌جنوبي اشاره كنم. يكي آن بازي 6 بر 2 كه علي دايي چهار تا گل زد، يكي هم پيروزي 4 بر 3 در جام ملت‌هاي چين كه علي كريمي سه گل زد، آن هفت گل دايي و كريمي به كره فراموش‌نشدني است.
    • توپ فوتبال گرد است و هيچ چيز قابل پيش‌بيني نيست. در همه اين سال‌ها علي دايي به فوتبال ما خدمت كرده و با تمام وجود توانايي‌اش را براي سربلندي تيم ملي به كار برده است. اين درست نيست كه غيرمنصفانه با او برخورد كنيم. نبايد عملكردش در سطح ملي را به راحتي به فراموشي بسپاريم اما در مورد اين‌كه چه تيمي قهرمان ليگ برتر مي‌شود، بايد گفت پيش‌بيني خيلي زود است.

+ نوشته شده توسط دنیا در دوشنبه 1385/10/11 و ساعت 3:48 PM |
Image
 
Image
 
Image

+ نوشته شده توسط دنیا در دوشنبه 1385/10/11 و ساعت 3:46 PM |
 
images/20061230/saddam-die.jpg
 
جام جم آنلاين: صدام كه هزاران نفر را اعدام كرده بود ، هنگام اعدام از شدت ترس رنگ به چهره نداشت و مي‌لرزيد. مشاور امنيت ملي عراق گفت صدام مردي در هم شكسته بود. مي‌توانستيد ترس را در صورتش بخوانيد.
موفق الربيعي گفت اين صحنه سياه ورق خورده است. صدام رفته است. امروز عراق كشوري براي همه عراقي‌ها است و همه عراقي‌ها به آينده اميدوارند. ربيعي كه خود شاهد اعدام صدام بود، گفت صدام به شدت ترسيده بود. صدام حاضر نشد نقاب سياه روي صورتش كشيده شود.
معاون منشي مطبوعاتي كاخ سفيد نيز گفت بوش هنگام اعدام صدام در خواب بود و او را بيدار نكردند. مشاور امنيت ملي امريكا قبل از خواب به بوش خبر داده بود كه صدام در آستانه اعدام قرار دارد.
جورج بوش رييس جمهور امريكا گفت اعدام صدام نشانه پايان سالي دشوار براي مردم عراق و نظاميان امريكايي است و هشدار داد كه اعدام وي خشونت را در عراق متوقف نخواهد كرد.
به گزارش آسوشيتدپرس، با اين حال بوش گفت اين امر نقطه عطف مهمي در مسير تبديل عراق به دموكراسي است.
+ نوشته شده توسط دنیا در دوشنبه 1385/10/11 و ساعت 3:44 PM |
 
images/20061230/dead.jpg
 
جام جم آنلاين: تلويزيون العراقيه، آخرين لحظات پيش از اعدام صدام، ديكتاتور سابق عراق در ساختمان پنجم اداره اطلاعات و امنيت نظامي كاظميه را پخش كرد.
به گزارش سي ان ان ، در آغاز اين فيلم، ابتدا نوري المالكي، نخست وزير عراق ديده مي شود كه شاهد اجراي حكم اعدام است و پس از وي صدام ، با روپوش سياه و دست بسته ديده مي شود.

پنج مرد نقابدار، صدام را دربرگرفته اند. يكي از نقابداران پيش از آن كه ريسمان دار را به گردن وي بيندازد با وي صحبت مي كند.

صدام، رئيس جمهور مخلوع و ديكتاتور سابق عراق صبح روز شنبه به اتهام كشتار شيعيان دجيل در اوايل دهه هشتاد ميلادي با چوبه دار اعدام شد.
+ نوشته شده توسط دنیا در دوشنبه 1385/10/11 و ساعت 3:35 PM |
پیش‌گویی جالب منجم تونسی نایب رئیس اتحادیه جهانی منجمان در مصاحبه با روزنامه اماراتی البیان از تحولات سیاسی - اجتماعی بسیار مهم در سال 2007 خبر داد. به گزارش شبکه تلویزیونی الجزیره قطر، حسن الشارنی، منجم تونسی، مهمترین این تحولات را ترور شاه اردن و رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین ذکر کرد و گفت: منطقه عربی شاهد درگیری‌ها‌ و حمام خون‌ها‌یی بخصوص در عراق و سوریه خواهد بود. شارنی افزود: زندگی حسن نصرالله، دبیرکل حزب الله لبنان هم در خطر است و این بار از عملیات ترور سازمان اطلاعات اسرائیل (موساد) جان به در نمی‏برد. وی درباره صدام نیز پیش بینی کرد، خبر بیماری او و سپس خبر مرگ وی به طور غیرمنتظره ای اعلام شود. شارنی همچنین پیش بینی کرد عملیات تروریستی در عربستان سعودی از سر گرفته شود. به پیش بینی شارنی، ترور شخصیت‌ها‌ی برجسته در سودان نیز یکی دیگر از ویژگی‌ها‌ی این سال خواهد بود. وی همچنین از مرگ زین الدین زیدان، فوتبالیست الجزایری تبار فرانسه در یک حادثه رانندگی خبر داد
+ نوشته شده توسط دنیا در دوشنبه 1385/10/11 و ساعت 3:33 PM |
images/20061231/Oja.jpg جام جم آنلاين: جنازه ديكتاتور سابق عراق كه به خطار ريختن خون صدها هزار انسان بي گناه و جنايت عليه بشريت به دار مجازات آويخته شده بود سحرگاه امروز در روستاي عوجه محل تولدش در تكريت دفن شد.
به گزارش روز يكشنبه پايگاه اينترنتي BBC ، جنازه صدام در ساعت چهار بامداد امروز يكشنبه در نزديكي تالار جشن‌هاي روستاي عوجه با حضور تعدادي از افراد عشيره صدام به خاك سپرده شد.
"موسی فرج" یکی از اعضای خانواده صدام در گفتگو با خبرگزاری فرانسه گفت: صدام در ساعت چهار صبح روز یکشنبه به وقت محلی در زادگاه خود در روستای "العوجه" در نزدیک تکریت دفن شد.
وی افزود: صدها نفرازافراد عشیره "بوناصر" درمراسم تدفن صدام شرکت داشتند و آمریکایی ها می خواستد که او در سریعترین زمان ممکن دفن شود.
صدام در روستای العوجه در چهار کیلومتری جنوب شهر تکریت در استان صلاح الدین متولد شد. اجساد دو فرزندش عدی و قصی که در ژوئیه سال 2003میلادی به دست ارتش آمریکا کشته شدند، در همین روستا، اما در محل دیگری دفن شده اند.
هنوز هيچ فيلم و تصوير گويايي از مراسم تدفين صدام منتشر نشده اما برخي از شبكه هاي خبري تصاويري را پس از دفن وي منتشر كرده اند كه عده اي از اعضاي خانواده و عشيره او بر بالا سر قبرش عزاداري مي كنند.
+ نوشته شده توسط دنیا در دوشنبه 1385/10/11 و ساعت 3:24 PM |
     
    در ايام ماه مبارك رمضان، مجموعه آخرين گناه را هر روز از تلويزيون ديديم، در همان زمان با پگاه يك گفتگوي خواندني انجام داديم، با اين حال خيلي از خوانندگان با ما تماس گرفتند و سوالات زيادي مطرح كردند، كه از پگاه بپرسيم، از اين رو يك بار ديگر بنا به درخواست شما گفتگويي با پگاه البته از نوعي ديگر انجام داديم كه خواندنش خالي از لطف نيست، ضمن اين‌كه پگاه رسما اعلام كرد، من پرسپوليسي هستم، اما بازيگر نقش مقابل من مينا لاكاني استقلالي بود. وي اين روزها در كار جديد شاهد احمدلو نقش‌آفريني مي‌كند. او قرار بود فوتبال را در نقش دروازه‌بان به شكل حرفه‌اي ادامه دهد، اما به يك باره سر از تلويزيون و سينما در آورد. بازيگري از نگاه او يعني «خلق كردن» مي‌باشد.

    • من به تقدير و قسمت خيلي اعتقاد دارم، آن چيزي كه از شرايط موجود بر مي‌آيد و مي‌شود با استناد به آن حدس زد ادامه همين بازيگري است، بدم نمي‌آيد كار و شغل دومي داشته باشم تا مجبور نشوم كارهايي را قبول كنم كه با تفكراتم متفاوت است، اميدوارم كاري را در بازيگري به خاطر شرايط مالي انجام ندهم.
    • هدف نهايي من از بازيگري عين خود زندگي كردن است.
    • بازيگري از آن لحاظ برايم مهم است تا بتوانم بيشتر در زندگي لذت ببرم، وقتي كاري را دوست نداشته باشي و انجامش دهي، به طور حتم نتيجه خوب نخواهد شد، اين جمله كليشه‌اي را شنيده‌اي كه آنچه از دل برآيد لاجرم بر دل نشيند؟
    سختگير بودنم در انتخاب‌ها به اين دليل نيست كه مخاطبين يا منتقدان چه خواهند گفت، از اين منظر مهم است كه من با كاري كه انجام مي‌دهم بتوانم ارتباط برقرار كنم، شايد به يك جور خودخواهي بتوان تعبيرش كرد كه نتيجه‌اش تنها عايد خودم نخواهد شد، كار در سينما گروهي است، اگر بازيگر حالش خوب نباشد انرژي منفي‌اش در ديگران هم تاثير مي‌گذارد پس بايد براي انتخاب كار، آن را دوست داشت.
    • شغل من بازيگري است و منبع درآمد ديگري ندارم، پول هم يكي از فاكتورهايي است كه زمان انتخاب در تصميم من دخيل مي‌باشد اما سعي كرده‌ام فاكتور چندم باشد نه فاكتور اول يا دوم.
    • اين تجربه بارها ثابت شده كه يك نفر نمي‌تواند فيلم را از شكست نجات دهد، نمونه‌هاي آن در سينما موجود است، چه سينماي ايران چه سينماي جهان.
    • ته ذهنم كارگرداني را دوست دارم و يكي از دلمشغولي‌هايم به حساب مي‌آيد. كارهاي ديگر اين عرصه نه تاكنون آنچنان كار خاصي جذبم نكرده است.

    • انشاا... يك روز فيلم مي سازم، در اولين فرصتي كه پيش بيايد يك فيلم كوتاه با سوژه انتظار خواهم ساخت.
    • برخي آدم‌ها براي شهرت، محبوبيت و جايگاه ويژه تلاش‌هاي مذبوحانه هم انجام مي‌دهند. مافيا در سينماي ما وجود دارد، من آن را حس كرده و با آن دست و پنجه نرم كرده‌ام حتي در همين بخش كاري شما مطبوعات مگر مافيا وجود ندارد؟ همه جا وجود دارد.
    • مطمئن باش هر كس راه خودش را پيدا مي‌كند چيزي كه براي من مهم است اين‌كه از خودم به عنوان يك انسان راضي باشم. خدا از حق خودش مي‌گذرد اما از حق بنده‌اش نمي‌گذرد. اين‌كه كسي از دست من ناراحت نباشد برايم خيلي اهميت دارد، شايد جايي از حق خودم هم بگذرم تا سوءتفاهم‌ها به حداقل برسد، همان مافيايي كه مطرح كرديم بر طبق امكاناتي شكل مي‌گيرد كه در اختيارش گذاشته مي‌شود، برخي هم وارد اين بازي مي‌شوند تا رشد كنند دليلش هم ضعف فرهنگي است، با صداقت مي‌شود اين مافيا را شكست داد.
    • قبل از بازيگري در شبكه دو براي تهيه كارهاي مستند اجتماعي به عنوان دستيار تهيه‌كننده فعاليت مي‌كردم.
    • براي همه كارهايم با اين انرژي سركار رفتم كه بهترين كارم بشود، گفتم چيزي كه برايم بسيار مهم است لذت بردن از كار و زندگي است.
    سريال تفنگ سرپر جايي بود كه اين شرايط مهيا شد، حتي مي‌توانم به شبانه هم اشاره كنم اما در مورد كارهاي ديگرم به صورت نسبي علاقه‌ام به آنها كم و زياد دارد.
    • آقاي شكيبايي و خانم تهراني در كاغذ بي‌خط و همچنين شوكران، خانم ليلا حاتمي در ليلا، آقاي مظفري در سگ‌كشي و مسافران، گلشيفته فراهاني در بوتيك و درخت گلابي، جاني دپ، ژوليت بينوش و آل‌پاچينو بهترين نقش‌هايي بود كه ديدم.
    • زماني كه دروغ مي‌شنوم يا موقعي كه خوابم مي‌آيد و شرايط خوابيدن مهيا نباشد، از بدترين ساعات زندگي ام است.
مي‌داني يكي از بدترين روزهاي چند وقت اخير زندگي‌ام كي بود. همين چند روز قبل كه به خاطر باريدن ده سانتي‌متر برف براي رفتن به منزل از ساعت 15/20 تا پنج صبح در اتوبان چمران گير كردم، يعني چه در پايتخت يك مملكت با كوچك‌ترين برفي بايد شاهد ترافيكي اين چنين باشيم، آن هم در يكي از بزرگراه‌هاي اصلي، خنده‌دار است نيست؟ شايد هم بايد بگويم گريه‌دار است.
    • شيطنت در مدرسه كه كار روتين بود، هر كس با توجه به روحيات و شخصيت دروني‌اش شيطنت‌هاي مختلفي داشت. من هم طنز مخصوص به خودم را داشتم و بيشتر براي ديگران اسم انتخاب مي‌كردم.
    • در 13 سالگي رفتم پرسپوليس تست دروازه‌باني دادم آن موقع ضياء عربشاهي و كاظم سيدعليخاني به دروازه‌بان‌ها شوت مي‌زدند و وحيد قليچ انتخاب مي‌كرد، من هم انتخاب شدم، دو سه هفته هم رفتم تمرين ولي چون راه بين خانه و محل تمرين دور بود ديگر ادامه ندادم.
    • يك بار هم تيم هما بازيكن انتخاب مي‌كرد من هم انتخاب شدم اما چون دوستم انتخاب نشد نرفتم، در هما هم به عنوان هافبك تست دادم.
    • هميشه در مدرسه و كوچه مشغول فوتبال بودم تا پايان دبيرستان هم بازي مي‌كردم بعد از آن سربازي پيش آمد و كنار گذاشتم و تبديل شد به گهگداري بازي كردن، در دروازه‌باني احساس مي‌كنم اگر ادامه مي‌دادم شايد الان در تيم ملي حضور داشتم.
    • من ناصر حجازي را خيلي دوست دارم، عابدزاده را هم همين‌طور.
    • دروازه‌بان‌هاي فوتبال ايران در حال حاضر صددرصد نيستند و با ايده‌آل‌هاي تيم ملي يك مقداري فاصله دارند، ميرزاپور در كار با پا ضعيف است، رحمتي خيلي زياد ريسك مي‌كند. طالب‌لو جثه ضعيفي دارد، رودباريان به نظر من قدش كمي كوتاه است، فرشيد كريمي همش روي شش قدم مي‌ايستد، محمد محمدي هم در خروج‌ها با مشكل روبه‌روست، البته نه هنگام ارسال توپ از جناحين اما بي‌جهت از دروازه بيرون مي‌آيد.
    • پينگ‌پنگ، بدنسازي، واليبال و يك كم هم ورزش‌هاي رزمي مثل تكواندو كه خيلي ادامه نداشت را به صورت تفريحي انجام داده ام.
    • دو آتيشه و متعصب صرف نيستم ولي پرسپوليس را بيشتر دوست دارم مي‌توانيد من را يك پرسپوليسي حساب كنيد.
    • پرسپوليس دنيزلي بازيكن ندارد، در حقيقت از كمبود مهره به ويژه مهاجم گلزن رنج مي‌برد، در اين تيم گلزني به چشم مي‌آيد؟ به طور مثال وقتي كريم باقري آسيب مي‌بيند كسي است جايگزينش شود؟
    • باشگاه‌هاي انگلستان را خيلي دوست دارم، در انگليس از بازي چلسي و آرسنال خوشم مي‌آيد و در اسپانيا هم رئال مادريد.
    • علي پروين را دوستدارم ولي اصلا نمي‌شناسمش شايد برخي در موردش بد صحبت كنند ولي من همين طوري به او علاقه‌مندم، آدم به شدت باهوشي است و كاراكتر بسيار دوست‌داشتني دارد، در تاريخ فوتبال ايران ناصر محمدخاني مرا

به وجد مي‌آورد، حميد درخشان را هم دوست داشتم. در بين خارجي‌ها مارادونا جايگاه خاصي دارد. در بين مربيان هم از منچيني خوشم مي‌آيد يا خود مورينيو. فراموش نكن كه اسطوره دروازه‌باني من كسي نبود جز سپ ماير. راستي يك سوال هيچ وقت معلوم نشد. چرا دل بوسكه را از رئال بركنار كردند؟ رئال ديگر بعد از او نتيجه جالبي نگرفت. دل بوسكه بلد بود چگونه از بازيكنان استفاده كند هر چند به او مربي فوتبال بودن نمي‌آمد و مي‌توانستي در هر كار ديگري به غير از فوتبال تصورش كني.
    • خوب بازي كردن فوتبال مثل همه ورزش‌هاي ديگر نيازمند شناختن و ياد گرفتن اصولي آن است. وقتي مربي خارجي مي‌گويد در باشگاه‌هاي بزرگسالان مجبور بوده به بازيكنان كنترل توپ كه از اصول اوليه فوتبال است ياد بدهد ريشه‌اش را در مديريت پيدا كنيد، مشكل عدم سرمايه‌گذاري روي نونهالان و فوتبال پايه است، در فوتبال ما يك روز فلان بازيكن سرما مي‌خورد تيم نتيجه نمي‌گيرد يا يك روز سرحال است تيم نتيجه مي‌گيرد.
    • بازي‌هاي ليگ امسال را نديدم حسم اين است كه استقلال و پرسپوليس مي‌توانند يك پاي قهرماني باشند، سايپا اگر همين جور ادامه دهد مي‌تواند قهرمان شود.
    • فوتبال ايران را مي شود به آش شله‌قلمكار تشبيه كرد يا بهترين مثالي كه مي‌شود زد به آشي كه آشپز خوبي ندارد.
    • فكر نمي‌كنم روزي فيلم ورزشي بسازم. اما اگر فيلمي در مورد علي پروين ساخته شود، فيلم جذابي خواهد شد و براي هر بازيگري ايفاي نقش او مي‌تواند آرزو باشد، چون كاراكتر (شخصيت) پروين به شدت سينمايي است.

منبع:www.ksab.net

 

+ نوشته شده توسط دنیا در پنجشنبه 1385/09/23 و ساعت 10:12 PM |
    

    عمو پورنگ چهره محبوب کودکان ایرانی عصر دوشنبه برای عزیمت به سفر حج با بینندگان برنامه کودک و نوجوان شبکه اول سیما خداحافظی کرد.
    
    به گزارش پایگاه اطلاع رسانی حج ، عمو پورنگ چهره محبوب کودکان ایرانی عصر روز دوشنبه با کودکان ایرانی خداحافظی کرد تا برای به جا اوردن مناسک حج عازم مدینه منوره شود.
    
    عمو پورنگ و همکار خردسالش امیر محمد در ابتکاری زیبا به در این برنامه خداحافظی بخشی از سفر معنوی حج را در بیانی کودکانه به مخاطبان خود منتقل کرد و فضای معنوی دیگری به این برنامه بخشید .
    
    وی به همه کودکان ایرانی قول داد در سفر حج دعاگوی همه آنها باشد و در مقابل از کودکان وعده گرفت در در زمانی که عمو پورنگ در سفر حج است آنها به مادران خود کمک کرده و درس هایشان را بهتر از قبل بخوانند.
+ نوشته شده توسط دنیا در سه شنبه 1385/09/21 و ساعت 3:20 PM |
   
    «آندرانيك تيموريان» شايد تا سال گذشته فكر نمي‌‌كرد جزو ملي‌پوشان تيم ملي در آلمان باشد و فيكس شود، اما بازي‌هاي خوب او باعث شد كه به اين مهم دست پيدا كند و آن‌قدر خوب بازي كند تا سر از بولتون انگليسي درآورد و دومين لژيونر فوتبال‌ ما در انگليس پس از كريم باقري كه زماني در چارلتون بازي مي‌‌كرد، نام بگيرد، مي‌خواهيم با او بيشتر آشنا شويم خودش برايمان مي‌‌گويد:
    
    * آندريانيك در زبان ارامنه يعني بزرگ.

    * اگه راستش را بخواهيد تو شناسنامه‌ام نوشته تيمازيان... منتهي چون تلفظش براي اطرافيان سخت بود ترجيح داديم كه ما را با فاميلي تيموريان بشناسند اما خب در بازي تايوان آقاي خياباني اين مسئله را مطرح ساخت و از اون روز به بعد همه دوستانم در اين‌باره از من مي‌‌پرسند.
    * اهل تهران هستم و در محله مجيديه بزرگ شدم.
    * دوران كودكي از بهترين و پاك‌ترين دوران زندگي است گاهي وقت‌ها دلم براي آن همه انرژي و پاكي لك مي‌‌زند.
    * تو خونه خيلي شيطون بودم و صداي همه رو در مي‌‌آوردم، اما برعكس بيرون از خونه خيلي آروم بودم و دايم اداي بچه‌ مودب‌ها را در مي‌‌آوردم طوري كه همه فكر مي‌‌كردند من آروم و مودب‌ترين بچه دنيام...!
    * من تو يك خانواده متوسط به دنيا آمدم، دو برادر و سه خواهر دارم به نوعي كوچك‌ترين عضو خانواده هستم البته در اين زمينه هنوز با خواهرم به تفاهم كامل نرسيده‌ام!
    * آخه من و او با هم دوقلوييم و هر كدوم ادعا مي‌‌كنيم كه ته تغاري هستيم!
    * به خاطر بازي برادر بزرگم سرژيك از همون بچگي با فوتبال و توپ آشنا شدم تا به خودم جنبيدم، ديدم كه فوتبال تبديل به عشقم شده.
    * بعد از سال‌‌ها عضويت تو كوچه و خيابان‌ها به آرارات رفتم البته اون موقع به عنوان دروازه‌بان تست دادم بعد هم به عقاب رفتم مدتي هم در استقلال بازي كردم بعد هم به ابومسلم پيوستم.
    * مي‌‌خواهم تا اونجايي كه در توانم هست به خانواده‌ام كمك كنم، چون از وقتي پدرم فوت كرده من احساس مسئوليت بيشتري به خانواده‌ام دارم در ضمن من دو تا خواهر و يك برادر بزرگ‌تر از خودم دارم كه همگي مجرد هستند. الان شرايط ازدواج ندارم.
    * يه پسر ساده و سر به زيرم، بدجوري هم به اعتقادات اخلاقي پايبندم. حتي تو كابوس‌هام هم به كارهاي خلاف و بد فكر نمي‌‌كنم در كل خيلي مثبتم.
    * ‌دوست ندارم براي شهرت كاري كنم، نه اين‌كه مشهور بودن خوب نباشد نه! چون هر كس بگويد از شهرت بدش مي‌‌آيد دروغ گفته، چون هميشه تو چشم بودن لذت‌بخشه! منتهي من هميشه از خدا جنبه آن را هم مي‌‌خواهم. چون در آن صورت شهرت باعث سقوط و فراموشي آدم مي‌‌شه.

    * دوست دارم به زندگي نگاه منطقي داشته باشم البته احساسات هم خوب است منتهي به وقت و شرايطش!
    * تعداد دوست‌هاي صميمي من انگشت شمار است كه آنها هم از بچه‌هاي ارامنه هستند و بيشتر وقتم را با آنها مي‌‌گذرانم.
    * تنهايي اگر هيچ حسني نداشته باشد حداقلش اين است كه قدر خانواده‌ات را بيشتر مي‌‌داني و از پس كارهايت برمي‌آيي با اين‌كه آنجا غريب بودم و تعداد ارامنه هم در آنجا كم است ولي هيچ‌وقت فكر نكردم كه در مشهد تنها و غريبم.
    * تقريبا يك شب در ميان با دوستانم به بارگاه ملكوتي امام رضا (ع)مي رفتم، حس وصف‌ناپذيري به من مي‌‌داد. جالب است بدانيد اولين باري كه به آنجا رفتم حاجت هم گرفتم كه براي من بسيار لذت‌بخش بود.
    * حاجتم اين بود ‌كه در فوتبالم پيشرفت كنم تا بتوانم به خانواده‌ام بيشتر كمك كنم و در نهايت اين‌كه يكي از مسافران آلمان باشم.
    * شرايط زندگي در انگليس سخت است، بايد همه كارها را حرفه‌اي انجام دهي، حتي، غذاخوردنت بايد حرفه‌اي باشد، در انگليس اگر تمرينات را جدي نگيري از كورس عقب مي‌‌ماني و به نيمكت بايد تبعيد شوي.
    * اوقات فراغت را در انگليس، تنها به كتاب خواندن مي‌‌گذرانم.
+ نوشته شده توسط دنیا در سه شنبه 1385/09/21 و ساعت 3:16 PM |

 

شوراي المپيك آسيا در اقدامي عجيب به ورزشكاران ايران هشدار داد كه در صورت درج شعارهاي «مذهبي» بر روي پيراهن‌هاي ورزشي‌شان با محروميت روبرو خواهند شد.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، خبرگزاري فرانسه نوشت:« شوراي المپيك آسيا به ورزشكاران ايران هشدار داد كه اگر به درج كردن شعارهاي مذهبي بر روي لباس‌هاي ورزشي‌شان ادامه دهند آنها با محروميت‌هايي روبرو خواهند شد.»

حسين المسلم، دبير كل شوراي المپيك آسيا گفت:« ما به كميته‌ي ملي المپيك ايران هشدارهايي جدي مبني بر اين كه از اين شعارها استفاده نكنند داده بوديم.»

مسلم گفت كه اگر ورزشكاران به اين كار ادامه دهند محروميت‌هاي بيشتر و حتي جريمه‌هاي مالي نيز براي آنها در نظر گرفته خواهد شد.

مهم‌ترين ورزشكار ايران كه صاحب دو مدال طلاي المپيك و ركورددار جهان در سنگين وزن وزنه‌برداري است، روي پيراهن ورزشي‌اش چنين مي‌كند. بخشي از حركت‌ او بوسيدن نام «ابوالفضل» است كه در زير پرچم ايران درج شده است.

رضازاده نام پسر خود را «ابوالفضل» گذاشته است. مسلم ادامه داد:« ما تمام كميته‌هاي ملي كشورهاي آسيايي را درباره‌ي احترام به قوانين شوراي المپيك آسيايي درباره‌ي شعارهاي ورزشي آگاه كرده‌ايم.»

+ نوشته شده توسط دنیا در سه شنبه 1385/09/21 و ساعت 3:13 PM |

    از جمله بازيگران سينماي ايران كه با بازي در سريال‌هاي تلويزيوني و بازي‌هاي خوب در فيلم‌هاي سينمايي، جايگاه خوبي را توانسته در بين علاقمندان به سينما و تلويزيون پيدا كند حميد گودرزي است. اين بازيگر توانا كه از صداي خوبي هم برخوردار است و در آلبوم گروه هفت هم به خوانندگي پرداخته يكي از عامل هاي موفقيت و فروش فيلم‌هايي است كه در آنها ايفاي نقش مي‌‌كند.
    * * *
    * حميد گودرزي متولد دوم آذرماه 1356 در تهران و فرزند يك خانواده چهار نفري است.
    * پدر حميد تاجر فرش و مادرش خانه‌دار است. تنها خواهرش گرافيك خوانده اما عشق وكالت دارد.
    * ديپلم تجربي دارد اما فارغ‌التحصيل دانشكده هنر و معماري است. او مثل خواهرش در رشته‌اي به غير از تحصيلات دانشگاهي‌اش قدم برداشته.
    * در كنكور سال 74 در رشته دندانپزشكي قبول شد اما از بس عاشق بازيگري بود دندانپزشكي را رها كرد.

    * بزرگ شده ميدان آرژانتين تهران است و از آنجا خاطره‌هاي زيادي دارد.
    در دوران كودكي بسيار شر و شيطان بوده. او حتي كلاس اول دبستان كتاب‌هايش را به دوره‌گردي داد و جايش گوجه‌سبز گرفت.
    *اتومبيل بهروز بقايي يك بار مقابل دبيرستان حميد پنچر شد و حميد به كمكش رفت و اين اتفاق خوش يمن بسيار در عالم هنر به كارش آمد. زيرا همان جا از بقايي درخواست كرد تا در راه بازيگر شدن كمكش كند.
    *در اولين كارش «داني و من» بيست ترانه هم اجرا كرد كه بسياري بعد از اتمام مجموعه، به دنبال پيدا كردن كاست او بودند.
    *علاوه بر استعداد زياد در بازيگري صداي خوبي هم دارد. جالب است بدانيد عاشق ترانه معروف گل و گلدون است.
    در بيست شهريور 1383ازدواج كرده است.
    *به خاطر بازي در سريال كمكم كن و قرار گرفتن در حال و هواي آن براي مدتي دچار افسردگي شد.
    *مسافري از هند و تب سرد دو سريال از قاسم جعفري است كه در هر دو حميد گودرزي نقش اول را داشت.
    او رابطه خوبي با اين كارگردان خوش ذوق دارد.
    *علاوه بر بازيگري در شغل تجارت فرش و شكلات هم فعاليت دارد زيرا معتقد است بازيگري آينده ندارد.
    *به شدت از شهرت بيزار است. با اين كه عامل موفقيت بسياري از فيلم‌هايي است كه در آنها بازي كرده اما به شدت از سوپراستار شدن بدش مي‌آيد.
    *شهاب حسيني او را براي خوانندگي به گروه هفت معرفي كرده و كاست آنها هم‌اكنون در بازار موسيقي با فروش خوبي روبه‌رو شده است.
    *مثل خيلي از بازيگران معروف به تبليغات علاقه زيادي دارد. با شركت درسا كه توليد كننده كيف و كمربند و محصولات چرمي است قراردادي 18 ماهه دارد.
    *عاشق بازي در نقش‌هاي غيرمتعارف مثل نقش ديوانه، معلول و... است و از عهده اين نقش‌ها به خوبي‌ برمي‌آيد.
    *به شدت به تيم استقلال علاقه دارد و اميدوار است امسال استقلال قهرمان ليگ برتر شود.

    *به شدت در زندگي و جامعه مقرراتي است. هنگام رانندگي حتما كمربند ماشين را مي‌‌بندد و همواره از اين‌كه در مورد كسي قضاوت اشتباه كند ناراحت و پشيمان مي‌‌شود.
    *مي‌‌گويد زن و شوهر بايد هم سطح هم باشند ولي اگر زن داراي فرهنگ بالاتري باشد اشكالي ندارد و بهتر است كه زن فرهنگش بالاتر باشد تا مرد.
    *در اغلب نقش‌هايش، نقش آدم‌هاي گستاخ و عاصي را بازي كرده و مي‌‌گويد بازيگر بايد جامعه‌شناس و موسيقي‌شناس و حتي روان‌شناس خوب و قابلي باشد تا بتواند به راحتي نقش را ايفا كند.
    *هم ورزشكار و هم ورزش دوست خوبي است علاقه زيادي به شنا دارد. همچنين به ورزش‌هاي بوكس، تنيس و بدنسازي هم علاقه‌مند است.
    *از بين بازيگران ايراني عاشق بازي پرويز پرستويي و اكبر عبدي است.
    *وابستگي شديدي به خانواده و همسرش دارد و كادو گرفتن و كادو دادن را بسيار دوست دارد. حتي هنگام مسافرت مدام با او در تماس است.
    *به سازهاي پيانو و ساكسيفون علاقه زيادي دارد. او مشكل اصلي امروز مردم را كمبود لبخند مي‌‌داند.
    *گودرزي مي‌‌گويد اگر بازيگر نمي‌‌شدم خيلي دوست داشتم مربي فوتبال شوم. گل كوچيك حميد هم زياد بد نيست اما بازيگري او بهتر از فوتبالش است.
    *عاشق دعا و نماز است و معتقد است كه انسان بدون معنويت به ابتذال و تكرار مي‌‌رسد.
    *عاشق بازي براندو، آل‌پاچينو و دنيرو است و حتما روزي سه چهار فيلم مي‌‌بيند و از آنها درس‌هاي فراواني در رابطه با بازيگري مي‌‌گيرد.
+ نوشته شده توسط دنیا در دوشنبه 1385/09/20 و ساعت 3:21 PM |
آتش بازى با آتش بس
 
194190.jpg
• محمدرضا گلزار
ستاره اقبال اين ستاره پراقبال اين روزهاى سينما وقتى تابيدن گرفت كه با ايرج قادرى روبه رو شد. نوازنده گيتار خوش چهره گروه مشهور آريان، يك روز در يكى از شهرهاى شمال به طور اتفاقى ايرج قادرى را ديد و جلو رفت تا با ستاره قديمى خوش و بش كند و در ضمن به كنسرت جديد گروه آريان دعوتش كند. قادرى با تجربه سال ها فيلم سازى خيلى زود فهميد كه چهره اين جوان گيتاريست به درد سينما مى خورد و در مقابل دعوت شدن به كنسرت، گلزار را به بازى در فيلم دعوت كرد. سام و نرگس (ايرج قادرى، ۱۳۷۹) اولين فيلم گلزار بود و پس از آن تهيه كننده ها و كارگردان هاى بعدى هم به سرعت از راه رسيدند تا ستاره تضمين شده آينده را زودتر از ديگران در فيلم هايشان استفاده كنند. به اين ترتيب گلزار بدون اين كه حتى يك پلان از او جايى نمايش داده شده باشد، سه فيلم ديگر بازى كرد: زمانه (حميدرضا صلاحمند، ۱۳۸۰)، بالاى شهر پايين شهر (اكبر خامين، ۱۳۸۰) و شام آخر (فريدون جيرانى، ۱۳۸۰). در اين بين، شام آخر اولين فيلمى بود كه از گلزار نمايش داده شد كه موضوعى زنانه داشت و شخصيت هاى اصلى اش زن بودند، پس فرصت مناسبى براى جلوه كردن ستاره روى پرده فراهم نبود. با اين وصف، تبليغات رسانه اى و حواشى و شايعه هاى زندگى گلزار كار خودش را كرد و محبوبيت او - حتى با وجود فيلم هاى ضعيف و بازى هاى ضعيف - هر روز بيشتر و بيشتر شد. گلزار هر روز و به هر بهانه اى سوژه اول نشريه هاى عامه پسند بود؛ زمانى به خاطر درگيرى ها و سرانجام جدايى اش از گروه آريان و زمانى به خاطر شايعات نامزدى اش با هديه تهرانى. (حرف هايى كه تهرانى چند سال بعد همه شان را تكذيب كرد.) زمانه درست در ميان اين حرف و حديث ها با حضور هديه تهرانى در يك نقش كوتاه در كنار گلزار بازار اين شايعه ها و خبرسازى ها را داغ تر كرد و جا پاى ستاره در سينماى ايران محكم شد، حتى با وجودى كه زمانه - در كمال تعجب - شكست تجارى سختى خورد و از اين نظر تنها فيلم ناموفق كارنامه گلزار تا امروز است. بوتيك (حميد نعمت الله، ۱۳۸۱) اولين فيلمى بود كه توجه منتقدان و تماشاگران خاص سينما را هم به گلزار جلب كرد. با اين فيلم بود كه مى شد تفاوت كار كارگردان هاى مختلف را در نتيجه نهايى كار بازيگر ديد. تفاوت كيفيت كار گلزار در بوتيك در مقايسه با زهر عسل و سيزده گربه روى شيروانى و كما و چشمان سياه (كه همه در فاصله اى كمتر از دو سال ساخته و اكران شد) باعث شد تا او اميدوارى هايى به عنوان ستاره اى مستعد ايجاد كند. به اين ترتيب كيومرث پوراحمد هم سراغ گلزار رفت تا در بازسازى سلطان قلب ها جايگزين ستاره محبوب سال هاى دور - محمدعلى فردين - شود. گل يخ نشان داد كه گلزار در قامت فردين نه توجهى جلب مى كند و نه گيشه اى را تسخير. ستاره اين روزها در قد و قواره و رفتار همين نسل معنى مى دهد و موفقيت آتش بس مهر تاييدى بر همين حرف است. (هر چند پوراحمد در گفت وگويى افسوس بخورد كه كاش گلزار در گل يخ هم مثل آتش بس خوب بود!) تهمينه ميلانى با هوشمندى دو ستاره اول فيلمش را شبيه طرفداران امروزى شان كرد تا اشتياق آنها براى تماشاى ستاره ها آمار فروش فيلم را تضمين كند. در عين حال، آتش بس با اختلاف بهترين حضور گلزار روى پرده سينماها هم هست؛ جايى كه به كمك متنى مناسب با شوخى ها و موقعيت هاى جذاب و كارگردانى كه اين شوخى ها و لحظه ها را خوب اجرا كرده، گلزار بيشتر از هميشه به چشم مى آيد. هم به چشم طرفداران پرشمارش و هم تماشاگران خاص و منتقدانى كه با وجود فيلم ها و بازى هاى قبلى، اصلاً محمدرضا گلزار را جدى نمى گرفتند و حق هم داشتند. حالا مى شود تا حدود زيادى مطمئن بود كه اگر متن خوبى در كار باشد و كارگردان پشت دوربين بتواند ضرباهنگ فيلم را درست حفظ كند، مى شود روى گلزار هم حساب كرد. آتش بس مقطع مهمى در كارنامه بازيگرى ستاره اول اين روزهاى سينماى ايران است.
194184.jpg
• مهناز افشار
حضورش در سينما را مديون شباهتش به ستاره بزرگ ديگرى بود، اما وقتى از اين شباهت استفاده لازم را برد، سعى كرد خودش را از زير سايه اين تشابه صورت بيرون بكشد. ابتداى بازيگرى با حضور هميشگى در حرف ها و گفت وگوها و نقل قول هاى آشناى نشريه هاى زرد، شهرتى براى خودش دست و پا كرد و امروز با انتخاب نقش هاى فرعى در فيلم هاى خاص و متفاوت دنبال كسب اعتبار و تغيير طبقه سينمايى است. شيرهاى جوان (محسن محسنى نسب، ۱۳۷۸) و دوستان (على شاه حاتمى، ۱۳۷۸) و شور عشق (نادر مقدس، ۱۳۷۸) براى شروع كار ستاره جوان سينما مناسب بود؛ سه فيلم با هدف گيرى دقيق و مطلق گيشه كه برحسب اتفاق هر سه تاى شان را فيلم سازان دفاع مقدس كارگردانى كرده بودند. ادامه مسير بازيگرى افشار پر از انتخاب هاى غلط و ناكامى هاى البته غيرقابل پيش بينى است؛ عدم نمايش خاكسترى (مهرداد مير فلاح، ۱۳۸۰) در زمان توليد و شكست تجارى نگين(اصغر هاشمى، ۱۳۸۰) و دخترى در قفس (قدرت الله صلح ميرزايى، ۱۳۸۱) مى توانست پايان تلخ عمر كوتاه ستاره اقبال افشار باشد، اما همزمان فروش خوب زهر عسل (ابراهيم شيبانى، ۱۳۸۲) و استقبال حيرت انگيز از پديده كما (آرش معيريان، ۱۳۸۲) باعث شد تا افشار نفس راحتى بكشد. افشار در هر دو اين فيلم ها كنار محمدرضا گلزار بود كه قبلاً در سيزده گربه روى شيروانى (على عبدالعلى زاده، ۱۳۸۱) هم همبازى اش بود. سال گذشته و با استقبال از آكواريوم (ايرج قادرى)، مهناز افشار در موقعيت ستاره اى موفق با گيشه اى معقول تثبيت شد و با استفاده از همين فرصت بود كه مجال حضور در نقش كوتاه متفاوتى را در سالاد فصل (فريدون جيرانى، ۱۳۸۳) پيدا كرد و تاييد بخشى از تماشاگران خاص سينما را هم گرفت و با تجربه اى كه به دست آورد، سال ۱۳۸۴ را شروع كرد كه مهم ترين و تعيين كننده ترين سال حضورش در سينماى ايران است.دو اجراى متفاوت افشار در دو نقش فرعى در دو فيلم خاص و غيربدنه اى مى تواند اعتبارى برايش دست و پا كند كه او در كنار موفقيت گيشه فيلم ها به آن احتياج دارد؛ چه كسى امير را كشت؟ (مهدى كرم پور) و كارگران مشغول كارند (مانى حقيقى). در كنار اين دو تجربه، افشار بار ديگر در كنار محمدرضا گلزار و اين بار جلوى دوربين تهمينه ميلانى رفت كه در خلق شخصيت هاى زن تاثيرگذار در فيلم ها شهرت خوبى دارد. آتش بس براى افشار هم وضعيتى مشابه گلزار ايجاد كرد و آتش بس هم تا امروز قابل قبول ترين حضور او روى پرده سينماها است. كارنامه افشار نشان مى دهد كه بخش عمده اى از موفقيت فعلى را بايد به حساب ميلانى واريز كرد، اما افشار هم در تلاش است تا ثابت كند فقط به دليل شباهت با يك ستاره ديگر در سينما حضور ندارد. انتخاب هاى بعدى اين موضوع را به سرانجام مشخصى خواهد رساند.
• نيلوفر خوش خلق
موقعيت اين بازيگر در سينماى ايران كمى عجيب و غيرقابل تحليل است. همسر امين حيايى به يمن محبوبيت و اقبال او توانست وارد كار بازيگرى شود و طبعاً تجربه هاى اولش هم به حضور در نقش هاى فرعى در كنار حيايى محدود مى شد: مونس (حميد رخشانى، ۱۳۸۰)، مانى و ندا (پرويز صبرى، ۱۳۸۰) و بوى بهشت (حميدرضا محسنى۱۳۸۰،). حضور در نقش هاى فرعى سه تا از ضعيف ترين فيلم هاى سينماى ايران در عرض يك سال براى نابود شدن هر بازيگرى كافى به نظر مى رسد. نيلوفر خوش خلق - در كمال تعجب - نه تنها كنار نرفت و فراموش نشد، بلكه موقعيت سينمايى اش به شكل عجيبى تغيير كرد و به بازيگر فيلم هاى متفاوت تبديل شد. (شايد چون خرابى كه از حد بگذرد، رو به آبادى نهد!) خوش خلق هنوز هم بازيگر نقش هاى فرعى است، اما فيلم ها تغيير محسوسى كرده: به آهستگى (مازيار ميرى)، گريز (نيكى كريمى) و آرامش در ميان مردگان (مهرداد فريد) سه فيلم متفاوت اوست كه هنوز به نمايش عمومى نرسيده است. اين روزها با آتش بس يك نقش كوتاه ديگر را روى پرده سينماها تجربه مى كند تا با فروش خوب فيلم چهره اش كمى در يادها باقى بماند و راه حضورش در سينماى ايران هموارتر شود.
• كيكاوس ياكيده
ميل و گرايش هميشگى دوبلورها به بازيگرى سينما اين بار سراغ ياكيده آمده و او را از پشت ميكروفن به روى پرده سينماها كشانده. ياكيده تاكنون بازيگرى را در دو فيلم تهمينه ميلانى و در دو نقش كاملاً متفاوت تجربه كرده: در زن زيادى پليسى وظيفه شناس، جنتلمن و حامى زنان بود و در آتش بس مردى لاابالى، بى ادب و ضدزن است. اگر قرار باشد بازيگرى كيكاوس ياكيده در حد و اندازه هاى همين دو فيلم باقى بماند، بايد نام او را هم به سياهه بلند دوبلورهايى اضافه كنيم كه در بازيگرى ناكام ماندند و جز دو سه تجربه ناموفق چيزى روى پرده از آنها ديده نشد تا دوباره پشت ميكروفن برگشتند و كار صداپيشگى را ادامه دادند، و اغلبشان هم ديگر سوداى بازى در سينما سراغ شان نيامد. هوس همان يك بارش بس بوده و هست.
نامه لوچيا كاپاكيونه به تهمينه ميلانى
فيلم تو مرا تكان داد
194181.jpg
لوچيا كاپاكيونه نويسنده كتاب «شفاى كودك درون» كه تهمينه ميلانى فيلم «آتش بس» را بر اساس تئورى اين نويسنده ساخته، پس از ديدن اين فيلم، نامه اى را براى ميلانى نوشته است. متن نامه به اين شرح است: «امروز فيلم «آتش بس» را با سهيلا نوربخش ديديم. صحنه  اى كه يوسف كودك درون خود را پيدا مى  كند و با او آشتى كرده و گريه مى كند تكانم داد، من هم همراه او گريه كردم دقيقاً شبيه تجربه من با شاگردان و مريض هايم بود، اصلاً فكر نكردم كه هنرپيشه  اى دارد بازى مى كند. تهمينه اين صحنه واقعاً واقعى بود احساس كردم كه اين هنرپيشه (محمدرضا گلزار) واقعاً در حال تجربه  فردى است كه مدت زيادى تماس با كودك درون خود را ترك كرده است و حالا با او آشتى كرده است، من اين صحنه را به دفعات بسيار، زمان درمان در دفترم تجربه كرده  ام.
تماشاى فيلم تو برايم تكان دهنده و باعث افتخاربود. تو نويسنده و كارگردان بسيار بزرگى هستى. من در صنعت سينماى  هاليوود بزرگ شده ام پدرم تدوين گر استوديوى MGM براى فيلم هاى جودى گارلند، فرد آمستر و جين كلى و يكى از پايه گذاران تلويزيون در آمريكا بود به همين دليل من يكى از علاقه مندان درازمدت و واقعى سينما هستم و خود من چند فيلم مستند درست كرده ام. با اين اوصاف فيلم «آتش بس» فيلمى است درجه يك، طنز، عميقاً تكان دهنده و انسان را به جلو مى  آورد موفق شده اى كه تئورى هاى مرا به صورت كامل به تصوير بكشى سال گذشته يك فيلم خارجى به نام«ما چه مى دانيم» كه شباهتى به فيلم هاى هاليوودى نداشت،   بسيار در اكران آمريكا موفق بود من مطمئنم فيلم تو در آمريكا بسيار بيشتر از آن فيلم موفق خواهد شد چرا كه علاوه بر موضوع فوق العاده زيبا و انسانى اش ساخت فوق العاده اى دارد.
من اميدوارم اين فيلم را براى آكادمى اسكار بفرستى چرا كه اين فيلم هم بسيار خوب نوشته شده و كارگردانى شده است و به راحتى مى تواند جزء ۵ فيلم خارجى اسكار انتخاب شود.
من افتخار مى كنم كه كارگردانى چون تو تئورى هاى مرا به فيلم بر گردن انداخت از صميم قلب از تو تشكر مى كنم و تهمينه اميدوارم كه با كمك خداوند تو در كارهايت هميشه موفق باشى.»
لوچيا كاپا كيونه
منتقدان از آتش بس مى گويند
از زندگى ايرانى تا روانشناسى سينما
194187.jpg
• لايه هاى زيرين زندگى ايرانى از زاويه ديد يك زن 
جليل اكبرى صحت (دبير سرويس فرهنگى هنرى روزنامه ايران)
ارزش گذارى: متوسط
• كارگردانى و فيلمنامه
تهمينه ميلانى پس از تجربه هاى پركش و قوس فيلم هاى فمينيستى اش كه در آن تلاش داشت به لايه هاى زيرين زندگى ايرانى از زاويه ديد يك زن آن هم از نوع فمينيستى اش دست پيدا كند و كم و بيش در نشان دادن اين واقعيت، موفق هم بود اما توان آن را نداشت كه در ارائه يك پيام منسجم و قابل باور به يكدستى برسد.
مشكل تهمينه ميلانى(در فيلم هاى قبلى اش) از نوع برخورد با سوژه آغاز مى شد و باعث مى شد نگاه ايدئولوژيكى اش در تمام پلان ها و ديالوگ ها بر سر بيننده آوار شده و بسيارى از پلان هاى خوب به حرف هاى ناگفته در بستر سوء تفاهم اجتماعى و اغتشاش پيام، نشنيده گرفته شود.
سينمايى كه تهمينه ميلانى در پى آن است متعهد به پيام و نقد اجتماعى است. اين مهمترين شاخصه آثار اوست اما در گام نهادن به دنيايى تازه تر او بايد از عنصر تصوير و ايجاز سرگرمى، داستان بى پيرايه و راحت بهره برده كه كمتر بدان توجه شده است.
ميلانى نيازمند آن است كه بسيارى از وقايع اجتماعى را به دليل نوع سينمايش، از جامعه  گرته بردارى كند نه اينكه براساس دانسته ها يا علائق خويش، معمارگونه قطعه اى را در ايدئولوژى خويش هضم و در فيلم هايش وصله كند. قدرت معمارى او گاهى به ضرر او تمام مى شود معمار كه مى گويم معمارهاى مدرن امروزى است كه وقت و فرصت نهادينه كردن بسيارى از دريافت هايشان را ندارند لاجرم از توليد هم دست برنمى دارند اما ميلانى در مقام كارگردان، بايد منتظر نهادينه شدن و عميق شدن يك باور، در ذات خويش باشد تا چيزى كه از آن مى تراود به مذاق بيننده خوش تر آيد. آتش بس به دليل اينكه ميلانى، فضاى محيطى با قصه انتخاب كرده است در آثار او قابل توجه است زبان طنز و البته آغشته به ايدئولوژى فمينيستى، يك فيلم جدى از يك كارگردان قابل بحث را پديد آورده است. به نظرم بايد ميلانى ساخت فيلم كمدى را ادامه دهد.
• بازيگرى
از نظر من بازى هاى فيلم برخلاف نظر برخى منتقدان ضعيف بوده و تنها نقطه قوت فيلم كارگردانى و سوژه فيلم است.
• طرح مسائل روانشناسى در قالب سينما
حسين سلطان محمدى (منتقد و نويسنده سينما)
ارزش گذارى: خوب و عالى
• فيلمنامه
به نظر من ميلانى در آتش بس، عناصر داستان خود را به خوبى چيده است و شخصيت ها به درستى پرداخت شده اند. فيلم آتش بس شخصيت هاى مدرنى دارد كه براى نسل جوان بسيار قابل فهم است و اگرچه ممكن است نسل سنتى از درك اين شخصيت ها عاجز باشند.
آتش بس اگرچه باعث ايجاد لحظات مفرحى براى تماشاگر خود مى شود ولى به شكلى ظريفى در پى تلنگر زدن به همين تماشاگر است.
پاى بندى به خانواده، تاكيد براينكه زندگى مشترك مهمتر از گفتار و اقدام فردى است و تاكيد بر اصول اخلاقى از مهمترين موضوعاتى است كه در قالب طنز براى تماشاگر بازگو مى شود.
در آتش بس هم نگاه سنتى و مردسالارانه مطرح مى شود و هم نگاه زن جديد و مستقل و ميلانى اين دو نگاه را در كنار هم مطرح مى كند.
آتش بس به شدت در پى طرح مسائل روانشناسى در قالب سينماست. هم اكنون بحث هاى روانشناسى در روزنامه ها، راديو، تلويزيون و انتشارات بسيار داغ است و كمك گرفتن از مشاوران و روانشناسان در زمانى كه جوان ها بيشتر تحت تاثير دوستان خود هستند تا خانواده، پيام اصلى اين فيلم است.
• بازيگرى
بازيگران در آتش بس بازى هاى بسيار خوبى دارند. شخصيت هاى فيلم آتش بس به نسبت شخصيت هاى فيلم هايى مثل هوو، چند مى گيرى گريه كنى و ازدواج به سبك ايرانى شخصيت هاى باورپذيرترى براى تماشاگر هستند.
• كارگردانى
ميلانى در آخرين ساخته خود، حرف ها و پيام هاى خود را در قالبى سرگرم كننده ارائه كرده است. فيلم آتش بس از لحاظ كارگردانى نمره مثبتى مى گيرد و كارگردانى اين فيلم نسبت به كارهاى قبلى ميلانى كه تعصب عجيب و غريب و نگاه تندى نسبت به مسائل زنان داشت، بهتر است.
انتقاد ميلانى به مردسالارى در جامعه در فيلم هاى ديگر بسيار تند تر بود و شايد خصوصيت طنز بودن آتش بس باعث شده نگاه تند ميلانى در اين فيلم لطيف تر شده باشد.
با افزايش تجربيات ميلانى، نگاه او پخته تر و منظم تر شده و توانسته فيلمى منطبق با قوانين و سليقه هاى حاكم بر مديران سينما توليد كند. با توجه به اينكه اين فيلم اصلاحيه اى هم نداشته است اين موضوع از پختگى ميلانى خبر مى دهد.
براى فيلمسازى كه فيلم هاى قبلى اش محل مناقشه بوده اند، اينكه فيلمى از او در دوران مديريت قبلى پروانه ساخت گرفته و در مديريت جديد بدون سانسور پروانه نمايش بگيرد موفقيت بزرگى است.
ميلانى در آتش بس بسيار واقع گراتر به جامعه خود نگاه كرده. در ايران همه فيلم ها با محك اجتماع سنجيده مى شوند و فيلم هايى كه به نگاه تماشاگر ايرانى نزديك تر باشد موفق تر است.
• بازيگرى
از آنجا كه آتش بس ريتم تندى دارد و گفتارها و كلام ها به هيچ وجه سكته ندارد كشمكش ها و بگومگوها توسط بازيگران به خوبى اجرا شده است. در آتش بس روى كلام و حفظ ريتم خيلى خوب كار شده، اگرچه بازيگران در جاهايى از فيلم فراتر از حالت واقعى حركت مى كنند كه به خاطر طنز بودن، طبيعى و قابل قبول است.
• مسائل فنى
مونتاژ فيلم خيلى خوب كار شده و فيلمبردارى زرين دست نيز در فيلم خوب است. نكته قابل توجه در آتش بس، طراحى صحنه و دكور فيلم است كه تا حد بسيار زيادى خوب كار شده. ميلانى در آتش بس با فضايى كار كرده كه با آن آشناست.
درباره كارگردان
شان  پن  بازيگر و كارگردان  آمريكايى، هفتم  آگوست  سال  ۱۹۶۰ در سانتامونيكاى  كاليفرنيا به  دنيا آمد. او كه  به  خاطر زندگى  خصوصى  ناآرام  و عقايد سياسى اش  بسيار مورد توجه  قرار گرفته، فرزند ايلين  ريان بازيگر و لئو پن كارگردان  است. پدرش  يك  يهودى  اهل  ليتوانى  بود كه  در جريان  مك  كارتيسم  در آمريكا در ليست  سياه  هاليوود قرار داشت. مادرش  نيز بازيگرى  كاتوليك  و ايرلندى  است. شان  پن  با بازى  در چند فيلم  تلويزيونى، از سال  ۱۹۸۱ وارد دنياى  حرفه اى  سينما شد. روزهاى  هيجانى  در بلندى هاى  ريجمانت، پسران  بد، شاهين  و آدم  برفى  از نخستين  فيلم هايى  بودند كه  پن  در آنها به  ايفاى  نقش  پرداخت. قضاوت  در برلين  و تلفات  در جنگ  از ديگر فيلم هاى  اوست. پن  در سال  ۱۹۸۹ در فيلم  «ما فرشته  نيستيم» با رابرت  دونيرو همبازى  شد. در اين  سال  او به  زندگى  چهارساله اش  با مدونا ستاره مشهور موسيقى  پايان  داد. سرك  كشيدن  رسانه ها در زندگى  اين  زوج  هنرى، چندان  با ذائقه شان  پن  جور درنمى آمد. شان  پن  دو سال  بعد اولين  فيلمش  را با نام  «دونده  سرخپوست» كارگردانى  كرد. او در فيلم هاى  درخشانى  نيز بازى  كرده  است. «راه  رفتن  مرد مرده»، «چرخش  كامل»، «بازى»، «من  سم  هستم»، «رودخانه  مرموز»، «۲۱ گرم»، «سوء قصد به  ريچارد نيكلسون» و «مترجم». شان پن پنج  سال  گذشته  را در اوج  گذرانده  و در سال  ۲۰۰۴ برنده  جايزه اسكار بهترين  بازيگر مرد نيز شده  است. بر عكس  بازيگرى، شان  پن  در زمينه كارگردانى  بسيار كم كار بوده. او در سال  ۱۹۹۵ فيلم  «گارد ساحلى» را ساخت. اما سومين  فيلمش  «قول» بهترين  فيلم  شان  پن  در مقام  كارگردان  بود كه  نشان  داد او علاوه  بر بازيگرى  بااستعداد، كارگردانى  خوش  قريحه  هم  هست. قول  علاوه  بر اينكه  كانديداى  جايزه بهترين  نخل  طلاى  كارگردانى  از جشنواره  كن  شد، نامزد دريافت  جايزه شير طلايى  جشنواره  برلين  هم  بود. شان  پن  در سال  ۲۰۰۴ جايزه جان  اشتاين بك  را در كاخ  هنرهاى  زيباى  سان  فرانسيسكو دريافت  كرد. پن  زندگى  پرحاشيه اى  داشته . او از زمان  جشن  چهل سالگى اش  سيگار را ترك  كرده  است. اين  نكته  وقتى  حائزاهميت  است  كه  بدانيم  او قبلاً روزى  حداقل  چهار پاكت  سيگار مى كشيد.
پن  به  خاطر عقايد سياسى اش  و صراحت  در بيان  اعتقاداتش  مورد توجه  رسانه هاست. او در اكتبر سال  ۲۰۰۲ يك  ستون  آگهى  در واشينگتن پست  خريد (به  مبلغ  ۵۶ هزار دلار) تا نامه سرگشاده اش  را به  بوش  در آنجا منتشر كند. او در اين  نامه  از بوش  خواسته  بود كه  صداى  مارش  جنگ  عليه  عراق  را پايين  بياورد. پن  نامه  را به  عنوان  پدر دو فرزند و پسر يك  قربانى  جنگ  جهانى  دوم  نوشته  بود. او بعدها به  عراق  رفت  تا به  عنوان  يك  خبرنگار از آنجا گزارش  تهيه  كند. در انتخابات  سال  گذشته  رياست  جمهورى  ايران، شان  پن  به  ايران  آمد تا براى  سان فرانسيسكو كرونيكل  گزارش  تهيه  كند. او يكى  از منتقدين  سرسخت  هاليوود هم  هست. او به  همراه  خانواده اش  هاليوود را ترك  كردند و به  مارين  كانتى  در شمال  سان فرانسيسكو رفتند چرا كه  دوست  نداشتند بچه شان  در آن  فضا بزرگ  شود. پن  درباره هاليوود گفته  است: «استوديوهاى  فيلمسازى  هاليوود مثل  بانك هاى  بزرگ  است. هر چه  قدر پول  بخواهيد در اختيارتان  مى گذارند اما بعداً خيلى  از بانك ها انتظار دارند بيشتر از آنچه  گرفته ايد را پس  بدهيد.»
+ نوشته شده توسط دنیا در پنجشنبه 1385/09/09 و ساعت 2:55 PM |
 
    اين روزها مجموعه «زير تيغ» كه چهارشنبه شب‌ها از شبكه اول پخش مي‌شود، مخاطبان زيادي پيدا كرده است، كاري از «محمدرضا هنرمند» كه برخلاف مجموعه‌هاي ديگر، از ابتداي مجموعه مشخص نيست كه داستان چه خواهد شد، اين مجموعه داراي كاراكترهاي مشخصي مي‌باشد، شخصيت‌هاي اين مجموعه بازيگران خوبي هستند كه «هنرمند» توانست از آن كار بكشد، اما زوج جوان اين مجموعه كوروش تهامي و الهام حميدي است كه در اين مجموعه ايفاي نقش مي‌كنند.
    
    
    

کوروش تهامي


    
    • كوروش تهامي متولد 4/2/1350 در تهران به قول خودش روز تولدش به خاطر خاص بودن تنها روزي بوده كه شب نشده است!
    • در يك خانواده پنج نفري متولد شده دو خواهر دارد كه يكي از خودش بزرگ‌تر است و ازدواج كرده و يك دختر كوچولو به نام ريحانه دارد. خواهر كوچكترش دانشجو است و عاشق شعر و كتاب.
    • پدربزرگش عرب بوده و در عراق به دنيا آمده است اما پدر و مادرش تهران هستند و در تهران متولد شده‌اند.
    • از بچگي عاشق موسيقي بوده، او از كودكي به خاطر آنكه خيلي زود به تخصص رسيده شروع به تدريس تنبك و دف كرد و از همان كودكي طعم مستقل بودن را چشيد.
    • در كودكي پسر خيالبافي بوده. او واقعا عاشق اين كار بوده، زياد اهل شيطنت نبوده اما وقتي شيطتنش گل مي‌كرده به آتش زدن تانكر نفت هم مي‌رسيد!
    • همسرش كارگردان سينما و در فيلم مستند زنان غسال‌خانه آشنا و همين آشنايي منجر به ازدواج شد. همسرش در حال حاضر در فرانسه سرگرم ادامه تحصيل است.
    • در كودكي بچه زياد درسخواني نبوده اما بسيار باهوش بوده و با وجود آنكه اصلا درس نمي‌خوانده هميشه نمراتش بالاتر از 15 مي‌شد.
    • آرزوي كودكي‌اش اين بوده كه دكتر شود تا بتواند مادربزرگش را كه مريض بوده و وابستگي شديدي به او داشته را خوب كند اما دوران دبيرستان نظرش عوض مي‌شود و به فكر خلباني و بازيگري مي‌افتد.
    • فارغ‌التحصيل رشته تئاتر است و مدركش را از دانشگاه آزاد گرفته است.
    • تهامي سربازي نرفته است. از شانس خوب او توانسته هنگامي كه خدمت سربازي را مي‌فروختند سربازي‌اش را بخرد.
    • بچه كه بوده كلكسيون قوطي كبريت با باتري جمع مي‌كرده. مدتي هم به جمع كردن تمبر مي‌پرداخته و عاشق اين كار
بوده.
    • تنها مواردي كه او را در زندگي رنج مي‌دهد، فقر و نداري است. از اين‌كه بعضي‌ها سر جايشان نيستند زجر مي‌كشد.
    • زماني از طرفداران دو آتيشه قرمزهاي پايتخت بوده اما در حال حاضر روي هيچ تيمي تعصب ندارد ولي بازي‌هاي تيم ملي را دنبال مي‌كند.
    • به خاطر اين‌كه هيچ علاقه‌اي به بازي فوتبال و واليبال ندارد تا به حال در هيچ كدام از تيم‌هاي هنرمندان عضو نشده است.
    • به فال حافظ خيلي اعتقاد دارد اما آدم خرافاتي نيست و به هيچ عنوان زندگي را روي فال نمي‌گذارد.
    • در رانندگي بسيار محتاط است تا به حال اصلا تصادف نكرده اما از بد حادثه يك بار ماشينش را دزديده‌اند كه مجبور شده تا 300، 400 هزار تومان خرج كند.
    • در كودكي عاشق كارتون پلنگ صورتي و تام و جري بوده. تمام كارتون‌هاي مورچه‌خوار و سندباد و پينوكيو را تا آخر ديده است.
    • عاشق فيلم‌هاي بروس‌لي و چنگيز وثوق بوده و به محض ديدن فيلم‌هاي آنها جوگير مي‌شده و خودش را جاي آنها جا مي‌زده.
    • از بين بازيگرهاي خارجي، عاشق بازي آل پاچينو، جاني دپ و نيكول كيدمن است و از سبك بازي آنها خوشش مي‌آيد.
    • عاشق دريا و موج است و قشنگ‌ترين رنگ زندگي‌اش رنگ آبي است.
    • به نظر خودش بازيگري باعث شده توجه و وقتش نسبت به اتفاقات اطرافش بيشتر شود و محبت مردم را هم نسبت به او زياد كرده است.

    • از شهرت بدش نمي‌آيد و از امضا دادن و از اين‌كه دور و برش شلوغ باشد اصلا فراري نيست.
    • از بازي در فيلم بچه‌هاي خيابان كار آقاي همايون اسعديان بسيار راضي است. اين زن حرف نمي‌زند را هم يلي دوست دارد.
    • عاشق سريال «هشدار براي كبري 11» و «پرستاران» است و تمام قسمت‌هاي اين سريال‌ها رادنبال مي‌كند.
    • با وجود اين‌كه پول هيچ وقت در زندگي‌اش حرف اول را نزده اما خيلي از كارها را به خاطر دستمزد خوبشان باز كرده است.
    • اول فقط شيفته موسيقي سنتي بوده ولي الان موسيقي پاپ را هم گوش مي‌دهد. از صداي اصفهاني و عصار خوشش مي‌آيد و از پيشكسوت‌ها هم صداي آقاي حسين عليزاده و استاد شجريان را دوست دارد.
    
    

و اما الهام حميدي


    

    * متولد 8/9/56 در شهر تهران است و دو برادر دارد كه از خودش كوچك‌تر هستند.
    * پدرش در جواني تئاتر كار مي‌كرده، عموي پدرش گوينده راديو بوده و در واقع اين استعداد در خانواده آنها وجود داشته است.
    * از هفت سالگي در تمام تئاترهاي مدرسه شركت كرده كه اين مسئله گاه با اعتراض مادرش همراه بوده است.
    * هشت سال است كه ازدواج كرده است اما همسرش در زمينه هنري فعاليت نمي‌‌كند.
    * تحصيلاتش را در رشته حسابداري در دانشگاه رودهن به پايان رسانده و از همين دانشگاه ليسانس گرفته است.
    * يك ترم به كلاس‌هاي بازيگري رفته است و همان كلاس‌ها بود كه براي بازي در «آوايي در گلستان» آقاي رامين لباسچي انتخاب شد.
    * مردم او را با «مسافري از هند» مي‌شناسند. او در اين سريال نقش پروانه را بازي مي‌كرد.

    * بسيار كدبانو و خانه‌دار است. آشپزي‌اش بسيار خوب است و سعي مي‌كند هر كاري كه انجام مي‌دهد به نحو احسن باشد.
    * گريم او براي خيلي دور خيلي نزديك آن‌قدر خوب انجام شده بود كه يكي از همكارانش در نگاه اول او را نشناخته بود و فكر مي‌كرد او از بازيگران بومي است.
    * تا به حال در معجزه ازدواج، كوي دامون، نقش سنگ، جوان امروز، مسافري از هند، باران عشق، خيلي دور خيلي نزديك و زير تيغ بازي كرده است.
    * بازي در مسافري از هند، در عين حالي كه تجربيات فراواني به همراه داشت از لحاظ روحي تاثير عميقي روي او گذاشت به طوري كه تا مدت‌ها حس افراد شكست خورده را داشت.
    * از بين بازيگران ايراني علاقه فراواني به عزت‌ا... انتظامي و اكبر عبدي دارد و از بين خانم‌ها فاطمه معتمدآريا و گوهر خيرانديش را دوست دارد.
    * عاشق صداي اصفهاني، عبداللهي و رضا صادقي است. او به هر دو موسيقي سنتي و پاپ علاقه‌مند است.
    * در فيلم سرگيجه هم با كوروش تهامي همبازي بود. علاوه بر تهامي بازيگراني چون مهدي سلوكي و كامبيز ديرباز هم بازي مي‌كردند.
    * اصلا به فوتبال علاقه‌اي ندارد، طرفدار هيچ كدام از تيم‌هاي كشور نيست اما بازي‌هاي تيم ملي را دنبال مي‌كند.
    * براي ديدن بازي ايران و بحرين به همراه خانم‌ها رويا نونهالي، لاله اسكندري، هانيه توسلي و سحر زكريا به استاديوم
آزادي رفت آن هم به دليل اين‌كه در رودربايستي گير كرده بود.
    * از بين كارگردانان، كارهاي مجيد مجيدي را خيلي دوست دارد. تماشاي بچه‌هاي آسمان او را به شدت تحت تاثير قرار داد.
    * تماشاي فيلم بچه‌هاي آسمان آن‌قدر روي او تاثيرگذار بود كه هنگام خروج از سينما دلش مي‌خواسته كفش‌هايش را در آورد و به افراد نيازمند ببخشد.
    * به نظر او خداوند از طريق نشانه‌ها با انسان حرف مي‌زند اما روزمرگي و غرق شدن در خواسته‌هاي مادي زنگاري است كه مانع ازديدن خداوند مي‌شود.
    * در جشن خانه سينما جايزه بهترين نقش مكمل را از آن خود كرد تا همگان بيشتر توانايي‌هاي او را تاييد كنند.
    * حميدي به تازگي بازي در فيلم بچه‌هاي ابدي پوران درخشنده را شروع كرده است. در اين فيلم علاوه بر حميدي، شهاب حسيني، هادي مرزبان، پانته‌آ بهرام، آهو خردمند و فلور نظري بازي خواهند كرد.
    * حميدي علاوه بر بچه‌هاي ابدي براي بازي در فيلم «چهار انگشتي» سعيد سهيلي با بازي جمشيد هاشم‌پور و انديشه فولادوند قرارداد بسته است
+ نوشته شده توسط دنیا در پنجشنبه 1385/09/09 و ساعت 2:24 PM |

 


    بدون شك در دو ماهه اخير فيلم غير اخلاقي كه منتسب به زهرا اميرابراهيمي بازيگر مجموعه نرگس كه در آن در نقش زهره بازي كرد، چنان بازتابي داشت كه در مدت كمي اين كپي CD در كل ايران دست به دست چرخيد، آنچه كه مشخص است، اينكه «امير ابراهيمي» در گفتگوي كوتاه خود با خبرگزاري‌هاي مختلف ايران و يك روزنامه، همه چيز را نفي كرده است و گفته كه زن حاضر در آن فيلم او نيست، بلكه دختري شبيه به اوست كه نامزد سابقش آن را تهيه و مونتاژ كرده
است... گروه كارشناسي كه آن فيلم را ديده‌اند، بر اين نظرند كه زن حاضر در آن CD غيراخلاقي، امير ابراهيمي نيست، بلكه شبيه اوست. در روزهاي اخير پس از دستگيري بازيگر مرد آن فيلم در ارمنستان، از او بازجويي‌هايي متعددي شده و البته هر روزه در نشريات ايران، از قول او صحبت‌هايي مي‌‌شود كه البته با توجه به كارهاي پليسي بعيد است كه اين بازجويي‌ها به بيرون درز پيدا كند...
    اين در حالي است كه محافل مطبوعاتي در خارج از كشور هم به اين مسئله پرداختند و هر روز از قول خود به شايعاتي در اين باره اشاره داشتند، شايد به همين خاطر است كه «زهرا اميرابراهيمي» با نشريه گاردين به گفتگو پرداخت.
    زهرا اميرابراهيمي با خبرنگار گاردين در مورد فيلمي كه جنجال‌برانگيز شده و در ميان مردم پخش شده است به گفتگو نشست ترجمه كامل اين مطلب را بخوانيد.
    «زهرا اميرابراهيمي» يكي از معروفترين هنرپيشه‌هاي تلويزيوني ايران پس از اينكه فيلم رسوايي برانگيزش به دست پليس افتاد، در خطر طرد شدن اجتماعي و از دست دادن شغل و شلاق خوردن قرار گرفت. اين فيلم درست زماني در ايران پخش شد كه در ايران با فرهنگ فاسد غرب مبارزه مي‌‌شود، از اينرو براي مردم ايران، اين فيلم هضم نشدني بود... لذا موجي از ناباوري در ميان مردم به همراه داشت... تاثير نامطلوب اين فيلم با توجه به نقش زهرا اميرابراهيمي در سريال‌هاي تلويزيوني به خصوص آخرين مجموع‌‌اش كه سعي در اشاعه و تبليغ موازين اسلامي و مذهبي را دارند چند برابر شده است.
    يكي از فيلم‌هاي زبانزد زهرا اميرابراهيمي كه اخيرا به صورت سريال در تلويزيون ايران پخش شد «نرگس» نام دارد كه نزديك به 86 درصد مردم ايران جزء بينندگان اين مجموعه بودند.
    ماموران پليس بعد از آگاهي از پخش فيلم رسوايي برانگيز زهرا اميرابراهيمي آنهم درست بعد از پايان رسيدن فيلم نرگس، او را مورد بازجويي قرار داده‌اند و هنوز هم بازجويي‌ها ادامه دارد.
    زهرا اميرابراهيمي 25 ساله در مصاحبه‌اي با گاردين حضور خود را در اين فيلم انكار كرده است. او مي‌‌گويد اين فيلم تقلبي بوده و توسط نامزد سابقش از روي انگيزه سوء وانتقام جويي و با استفاده از تكنيكهاي سينمايي و مونتاژ جعل شده است و هدفش خراب كردن شخصيت اجتماعي وي بوده است. او مي‌‌گويد: دختري كه در اين فيلم حضور دارد شخص وي نيست.
    شباهتهايي بين اين زن و شخصيتي كه من در نرگس بازي كردم وجود دارد. اما مي‌‌توان با استفاده از تكنيك‌هاي سينمايي شخصي را شبيه شخص ديگري كرد. من از اين تكنيك‌ها تا حدي اطلاع دارم و مي‌‌دانم اين اتفاق هم براي خودم افتاد.
كارشناسان معتقدند كه انكار زهرا مي‌‌تواند براي رهايي او از مجازات كافي باشد. بر طبق قوانين ايران نوارهاي ويدئويي بايد همراه با مدركي نظير اعتراف متهم يا مدارك جانبي ديگر باشد و به دادگاه ارائه شود.
    بر طبق قوانين جزايي رابطه جنسي بين دو نامحرم مي‌‌تواند 99 ضربه شلاق مجازات داشته باشد. نامزد وي كه تاكنون نامي از او برده نشد و آقاي X ذكر شده جزو اهالي پشت صحنه سينماست. و پس از اينكه به ارمنستان فرار كرد به ايران بازگردانده شد و اكنون در بازداشت به سر مي‌‌برد.
    او ممكن است به علت تهيه و توزيع فيلم غيراخلاقي به سه سال حبس و شش هزار پوند معادل ده ميليون تومان جريمه محكوم شود.
    او قبول دارد كه در اين فيلم شركت داشته اما مدعي است كه زهرا خودش پيشنهاد اين فيلم را داده و اين فيلم در خانه خود اين هنرپيشه گرفته شده است و توسط خودش پخش شده است و از سويي ديگر زهرا مي‌‌گويد: نامزد سابقش پس از اينكه حدود يك سال پيش رابطه‌اش به علت خيانت وي پايان پذيرفته همان زمان او را مورد تهديد قرار داده و به او گفته كه كاري مي‌‌كنم تا نتواني در جامعه سرت را بلند كني و نتواني در ايران كار كني.
    از اين رو اين فيلم را ساخته و در حددود 100 هزار نسخه كپي كرده و به ميان مردم پخش كرده است.
    گفتني است با توجه به شهرت زهرا اميرابراهيمي و تلاش روزافزون براي پاك كردن مظاهر غربي باعث عكس‌العمل نشان دادن مقامات دولتي شده است.
    سعيد مرتضوي دادستان كل تهران دستور رسيدگي مخصوص به اين پرونده را داده و براي افرادي كه در توليد و توزيع آن نقش داشته‌اند درخواست مجازات اعدام كرده است.
    «امير ابراهيمي» كه از نظر احساسي صدمه خورده است اما شايعات در مورد تلاشش براي خودكشي را نفي مي‌‌كند اما او مي‌‌گويد كه موقعيت شغلي وي در معرض تهديد است و كارفرمايانش او را اخراج خواهند كرد.

    او مي‌‌گويد: بر طبق هنجارهاي اخلاقي جامعه ايران توزيع اينگونه فيلم‌ها سبب ضربه زدن به فرد است . اگر شما به پرونده بازيگري من نگاهي بيندازيد مي‌‌بينيد كه من معمولا در فيلم‌هاي مذهبي و اخلاقي ايفاي نقش كرده‌ام. من و خانواده‌ام تصور مي‌‌كرديم كه در جامعه‌اي با آگاهي بالا زندگي مي‌‌كنيم. اكنون براي ما روشن شده كه بيشتر از 90 درصد جامعه اين فيلم را جدي گرفته‌ و آنرا دنبال كرده‌اند اگر فرصتي به دست آيد آنها به دنبال غيراخلاقيات و موضوعات زشت هستند.
    امير ابراهيمي در ادامه مي‌‌گويد: بعد از اعتراضات فراواني كه از سوي همكاران به من شد، فيلم غير اخلاقي را ديدم اما واقعيت اينجاست كه شخص درون فيلم من نيستم.
    وي افزود: منكر شباهت‌هايي كه هنرپيشه فيلم غير اخلاقي با من دارد نيستم زيرا با استفاده از امكانات گريم مي‌‌توان فردي را شبيه ديگري ساخت، ضمنا اطلاعاتي در مورد تكنيك‌هاي مونتاژ دارم و مي‌‌دانم كه با استفاده از آن مي‌‌توان چهره فرد مورد نظر را خلق كرد.
    وي تاكيد كرد: حتي بعد از اينكه از او جدا شدم تهديد كرد بلايي سرم مي‌‌آورد كه نتوانم سرم را در جامعه بالا بگيرم و حتي جايي در صدا وسيما نداشته باشم. حال فكر مي‌‌كنم با اين فيلم جعلي تهديد خود را عملي كرده است. بنا به گزارش نويسنده گاردين، فيلم غيراخلاقي منتسب به زهرا امير ابراهيمي در جامعه ايران به «نرگس 2» معروف شده و بسياري از خانواده‌هاي ايراني بيم آن دارند تا فرزندانشان آنرا مشاهده كنند.
+ نوشته شده توسط دنیا در پنجشنبه 1385/09/09 و ساعت 2:17 PM |
 

مرگ از زندگی پرسید:آن چیست که باعث میشود تو شیرین و من تلخ

جلوه کنم؟زندگی لبخندی زد وگفت:دروغ هایی که در من نهفته است!

و حقیقتی که تو در وجودت داری؟

+ نوشته شده توسط دنیا در سه شنبه 1385/09/07 و ساعت 2:58 PM |
+ نوشته شده توسط دنیا در شنبه 1385/09/04 و ساعت 10:27 PM |
 


 

پيش درآمد:

مي دانم كه براي نوشتن راهنماي ساخت وبلاگ خيلي دير است. مي دانم که تا حالا ??درصد کامپيوتر دار هاي فارسي زبان با وبلاگ آشنا شده اند. ميدانم که کار با پرشين بلاگ خيلي آسان است و احتياج به راهنما ندارد. يا مثلا بي کلاسي است. کسي به سن و سال من الان بايد راهنماي مووبل تايپ و php بنويسد.(اين هام حتما روي چشم توضيح ميدم) ولي با همه اين ها ميخواهم يك راهنماي كامل براي ساخت وبلاگ بنويسم و وجدان خودم را راحت كنم. حالا اگر اين راهنما فقط براي ?? نفر هم مفيد باشد براي من كافي است . از دوستان حرفه اي هم خواهشمندم كه اين چند يادداشت را ناديده بگيرند. سعي ميكنم اين مقاله را در چند يادداشت تمام كنم و بعد همه آن را بصورت ebook درآورم و براي دانلود بگذارم.

مقدمه:

يكي از پديده هاي جديد و تاثير گذار در حيطه اينترنت، وبلاگ مي باشد. در سالهاي اخير اين پديده انقلابي در اينترنت و فرهنگ استفاده از آن به وجود آورده است. دليل اين امر قابليت هائي است كه در وبلاگ ها نهفته است.مهمترين قابليت كه تفاوت عمده وبلاگ و سايت نيز به حساب مي آيد اين است كه ايجاد يك وبلاگ احتياج به تخصص و دانش خاصي ندارد و همين امر باعث شده است كه افراد زيادي به وبلاگ نويسي روي بياورند. در ميان اين افراد مي توان طيف بسيار گسترده اي از افراد را مشاهده كرد. از پزشك و پرستار گرفته تا روزنامه نگار و دانشجو. تفاوت ديگر، رايگان بودن ايجاد و استفاده از وبلاگ هاست كه اين تفاوت نيز نقش بسيار مهمي در استقبال افراد و بخصوص جوانان از اين پديده دارد. همين استقبال گسترده باعث شده اطلاعات و مطالب بسيار مفيدي از اين رهگذر به عرصه اينترنت افزوده شود. اطلاعاتي كه ما تا پيش از اين به علت نا آشنائي اين اقشار با طراحي صفحات وب، از آنها محروم بوده ايم. اين پديده بخصوص در ايران با استقبال گسترده تري مواجه شده است. بطوري كه مطالب فارسي كه در سال 1381 به اينترنت افزوده شده از مجموع تمام مطالبي كه تا قبل از آن به زبان فارسي در اينترنت موجود بوده بيشتر است ( اين را نمي دانم كجا خوانده ام). يك تفاوت ديگر بين وبلاگ و سايت هاي معمولي، پويا بودن وبلاگ ها است. اكثر سايت ها ماهيتي ايستا و ساكن دارند و معمولا به سرعت تغير نمي كنند يا اگر تغير كنند، بخش كوچكي از آنها تغير مي كند ( به استثناي سايتهاي خبري و برخي سايتهاي ديگر). ولي اگر پس از ده روز به يك وبلاگ فعال مراجعه كنيد، ممكن است اثري از نوشته هاي قبلي نبينيد زيرا وبلاگ ها ماهيتي پويا و روز آمد شونده دارند و به تبع همين ماهيت، بازديد كنندگان وبلاگ ها هم بسيار بيشتر و در فواصل زماني كمتر به وبلاگ ها سر مي زنند ( من بعضي از وبلاگ ها را هر روز مي خوانم). در هر حال رشد اين پديده بخصوص در ايران نشانه اي ميمون از يك رويكرد مثبت به علم و دانش و به اشتراك گذاشتن آن با ديگران است . من اين رشد را به فال نيك گرفته و مي كوشم سهمي ( هرچند اندك و دير هنگام) در اوج گيري اين پديده داشته باشم.من در اين نوشته قصد دارم روش ايجاد، ارسال مطالب و همه كار هائي كه دانستن آنها براي داشتن يك وبلاگ، لازم و مفيد است را شرح دهم.

وبلاگ چيست؟

وبلاگ پديده اي نوپا در عرصه اينتر نت است و بيش از چند سال از پيدايش آن نمي گذرد. وبلاگ (Weblog) -كه به آن بلاگ( Blog )نيز اطلاق مي شود- تركيبي است از دو كلمه webبه معناي شبكه جهاني و log (به معناي گزارش روزانه يا روز نوشت) و به ياد داشتهائي گفته مي شود كه توسط يك يا چند نفر بصورت روزانه، هفتگي يا گاه به گاه نوشته شده و در عرصه اينترنت قرار مي گيرد. چند معني فارسي نيز براي آن ابداع شده است. مثل تار نگار يا تار نگاشت كه كمتر مورد استفاده قرار مي گيرند. هر فردي كه به اينترنت دسترسي داشته باشد و مطلبي براي نوشتن داشته باشد مي تواند بطور رايگان (يا در صورت تمايل با صرف هزينه)، صاحب يك وبلاگ شود. مطالبي كه در وبلاگ نوشته مي شوند ممكن است خاطرات شخصي ، خبر ، مقالات علمي و هرگونه مطلب قابل نگارشي باشند. علاوه برا ين نظرات خوانندگان وبلاگ ها نيز جزو مطالب وبلاگ محسوب مي شود.

چگونه يك وبلاگ بسازيم

روش هاي متعددي براي ساخت وبلاگ وجود دارد. ما ميتوانيم براي ايجاد وبلاگ از خدمات مجاني سايت هاي سرويس دهنده وبلاگ استفاده كنيم و يا فضا و دامين براي خود خريداري كرده و اين كار را روي سايت اختصاصي خود انجام دهيم. ابتدا از سرويس هاي رايگان شروع مي كنيم. معروفترين اين سرويسها بلاگر (http://www.blogger.com ) و پرشين بلاگ (http://www.persianblog.com ) مي باشند. البته سرويسهاي مجاني ديگري نيز در اينترنت وجود دارد. مثل http://www.blogsky.com http://www.blogsky.com . http://www.persianlog.com . ولي دو سرويس فوق الذكر از بقيه آسان تر و پر طرفدار تر هستند. ابتدا سرويس سايت blogger را بررسي مي كنيم. اين سايت سرويس وبلاگ را به دو صورت در اختيار ما قرار مي دهد. سرويس مجاني ( كه در اين حالت تبليغات سايت در بالاي وبلاگ ما نمايش داده مي شود)، و سرويس پولي يا blogger pro كه در اين سرويس تبليغي نمايش داده نمي شود و امكاناتي بيش از سرويس مجاني دارد. براي ثبت نام و استفاده از blogger قبلا راهنما هائي نوشته شده كه ما يكي از مفيد ترين آنها يعني راهنماي ساخت وبلاگ حسين درخشان را اينجا عينا نقل مي كنيم:

اضافه کردن زبان فارسي به ويندوز XP/2000:
(اگر آن را داريد اين مرحله را رد کنيد)
- به اينجا برويد: Start>Settings>Control Panel>Regional Options
- در فهرست پايين، Arabic را تيک بزنيد.
- در ليست بالا (Your Locale) زبان Farsi را پيدا کنيد و آنرا انتخاب کنيد.
- چيزهايي را که ويندوز لازم دارد در اختيارش بگذاريد. (سي دي ويندوز)
گوشه پایین سمت راست صفحه، يک مربع با حرف EN ميبينيد. از اين به بعد در هر نرم افزار يا Application در حال اجرا، اگر روی آن مربع کليک کنيد ميتوانيد FA يا زبان فارسی را انتخاب کنيد و به فارسی بنويسيد.

اضافه کردن زبان فارسي به ويندوز ME/98/95:
(اگر آن را داريد اين مرحله را رد کنيد):
- نرم‌افزار فارسي‌ساز را از اينجا بگيريد و نصب کنيد:
http://groups.yahoo.com/group/farsiblogging/files/FarsiLang.exe
-  کامپيوترتان را Restart کنيد.
- حالا گوشه‌ پايينِ سمت راست صفحه، يک مربع با حروف EN مي‌بينيد.
از اين به بعد در هر نرم افزار يا Application در حال اجرا، روی آن مربع کليد کليد کنيد ميتوانيد FA يا زبان فارسی را انتخاب کنيد و به فارسی بنويسيد

ثبت نام در Blogger.com:
-
بوسيله مرورگر يا Browser اين نشانی را وارد کنید: http://www.blogger.com/
-
در قسمت  Sign Up يک شناسه و رمز عبور برای خودتان تعيين کنيد و کليد Sign Up را بزنيد
- مشخصات درخواست شده را وارد کنيد
-  اگر همه چيز درست انجام شده باشد، برميگرديد به صفحه اول بلاگر با اين تفاوت که سمت راست صفحه در قسمت آبی رنگ، عبارت "Your Blog" را ميبينيد که در آن دو گزينه هست. يکی برای ساختن بلاگ جديد يا Create a New blog و ديگری برای خارج شدن يا Sign Out
- Create a New Blog
را انتخاب کنيد

ساختن يک بلاگ‌ خام:
-  ساختن هر وبلاگ خام، چهار قدم دارد. اول باید عنوان و توضيح مربوطه را به زبان انگليسی وارد کنيد و مشخص کنيد که آيا ميخواهيد وبلاگتان در فهرست عمومی بلاگر قرار گيريد يا نه. Next را بزنيد. (همه اين مشخصات را بعداً ميتوانيد تغيير دهيد. نگران نباشيد)
-  در قدم دوم بايد محل قرار گرفتن بلاگ را مشخص کنيد. بهتر است برای شروع، گزينه اول يعنی Host is at Blogspot را برگزينيد که بطور رايگان بلاگ شما را سايت BlogSpot قرار ميدهد. ولی اگر ميخواهيد در جای ديگری صفحاتتان را قرار دهيد بايد گزينه دوم يعنی FTP it to your own server را انتخاب کنيد که این راهنما فعلاً به این حالت نميپردازد. Next را بزنيد
-  در قدم سوم بايد نشانی يا URL بلاگتان را در سايت BlogSpot مشخص کنيد که ميتواند هر عبارت قبلاً انتخاب نشده ای باشد. بعد بايد مربع کوچک مقابل عبارت I Agree را تيک بزنيد. Next را بزنيد
- در قدم چهارم يا آخر، بايد قالب کلی يا Template بلاگتان را برگزينيد( نکته مهم: فقط دقت داشته باشيد که هيچ کدام از Template های موجود در اين صفحه، قابليت فارسی نوشتن ندارد و بهرحال در مراحل بعدی بايداز Templateهای مخصوص زبان فارسی استفاده کنيد. پس در اين مرحله فرقی ندارد که چه Templateی را انتخاب ميکنيد) Next را بزنيد
- حالا بايد چند ثانيه صبر کنيد تا بلاگ شما ساخته شود. سپس بطور اتوماتيک وارد صفحه اصلی بلاگتان ميشويد که البته هنوز فارسی نشده است و اصطلاحاً هنوز خام است

فارسی کردن يک بلاگ خام:
- در بالای صفحه، پايين Address bar مرورگرتان، چند کليد ميبينيد. يکی از آنها Template نام دارد. روی آن کليک کنيد
- همه محتويات پنجره داخلی صفحه را انتخاب کرده و پاک (Delete) کنيد. ولی صفحه را نبنديد
- از ميان << قالبهای پيش ساخته فارسی>> که در سمت چپ صفحه واقع شده، يک قالب را به دلخواه انتخاب کرده و روی <<صفحه اصلی>> مربوط به آن قالب، Right-Click کنيد. بعد از ميان گزينه های منوی باز شده Save target as را بزنيد و فايل مذکور را در يکجا ذخيره کنيد. بعداً آنرا باز کنيد و همه محتوياتش را انتخاب و در حافظه کپی کنيد. ( برای اينکار کافيست Ctrl را نگه داشته و در همان حال کليد C را فشار دهيد)
- دوباره به صفحه Template باز گرديد و محتويات حافظه کامپيوتر را (که در واقع محتويات همان فايل تازه دريافت شده بايد باشد) در اين پنجره منتقل يا اصطلاحاً Paste کنيد. (برای اين کار کافيست که کليد Ctrl و V را بفشاريد)
- اگر متن جديد در پنجره مذکور بدون مشکلی وارد شده است، کليد Save Changes را بزنيد.(وگرنه سه قدم آخیر را دوباره با دقت تکرار کنيد)
- حالا از بين کليدهای بالای صفحه Archive را انتخاب کنيد
- در قسمت بالای سمت راست صفحه جدیدی که باز ميشود، روی Archive Template کليک کنيد
- حالا دوباره از ميان <<قالبهای پيش ساخته فارسی>> که در سمت چپ همين صفحه واقع شده، روی <<صفحه آرشيو>> همان قالبی که انتخاب کرده اید Right-Click کنيد. از ميان گزينه های موجود در منوی باز شده، Save Target as را بزنيد و فايل را پس از دريافت در يکجا ذخيره کنيد. بعد آنرا بازکنيد و همه محتوياتش را انتخاب کرده و در حافظه کپی (Copy) کنيد.(برای اينکار کافيست کليد Ctrl را نگه داريد و در همان حال کليد C را فشار دهيد)
-  دوباره به صفحه Archive Template بازگرديد و محتويات حافظه کامپيوتر را (که محتويات همان فايل تازه دريافت شده بايد باشد) در پنجره خالی بالای صفحه منتقل يا اصطلاحاً Paste کنيد(برای اين کار کافيست کليد Ctrl را بگيريد و V را بفشاريد)
- اگر متن جديد در پنجره مذکور بدون مشکلی وارد شده است، کليد Save Changes را بزنيد(وگرنه سه قدم اخير را دوباره با دقت تکرار کنيد)
- حالا دوباره وارد صفحه اصلی بلاگتان ميشويد که در واقع صفحه POST يا نوشته هايتان است

آماده کردن صفحه «نوشتن» يا Post برای مطالب فارسی
- صفحه Post يا همان صفحه اصلی، با يک نوار افقی سياه رنگ به دو قسمت بالا و پايين تقسيم شده است. در بخش سفيد رنگ صفحه پايين، Right-Click کنيد. از منویی که باز ميشود، روی Encoding برويد تا باز شود. حالا ابتدا Auto-Select را اگر فعال است غير فعال کنيد (يعنی با کليک کردن روی آن علامت تيک را از کنارش برداريد) بعد از بين فهرست زبانهای محتلف، Unicode UTF-8 را برگزينيد. (اگر آنرا در ليست نميبينيد More را بزنيد تا فهرست کامل آشکار شود)
- دقيقاً همين کار را دوباره در نوار خاکستري رنگ بالاي صفحه انجام دهيد. (فقط و فقط اين کار را بايد در همان قسمت انجام دهيد. در بخش سفيد رنگ، امکان آن نيست)

نوشتن مطلب فارسي:
- دوباره در بخش خاکستری بالای صفحه، Right-Click کنيد و در پايين منوی Encoding گزينه Right-to-Left Document را انتخاب کنيد
- حالا در بخش سفيد بالای صفحه شروع به نوشتن کنيد (نکته مهم: اگر با ويندوز 2000 کار ميکنيد، به دليل اشکالی که در حرف ی هست، بايد هميشه بجای فشار دادن کليد D که برای زدن ی استفاده ميشود، از Shift-X استفاده کنيد)
- اگر ميخواهيد بخشی از متن نوشته هايتان را بايک Hyperlink به يک صفحه ديگر ارجاع دهيد، ابتدا آن بخش از متن را با استفاده از ماوس يا کليد Shift انتخاب يا به اصطلاح Select کنيد. بعد کليدی که شکل يک کرده زمين و يک گيره کاغذ را دارد بزنيد. بعد در پنجره کوچکی که باز ميشود، آدرس صفحه مورد نظرتان را وارد کنيد و OK را بزنيد
- پس از اينکه نوشتن مطالبتان پايان يافت کليد Post & Publish را بزنيد تا هم متنتان به بانک اطلاعاتی اضافه شود و هم صفحه اينترنتی بلاگتان با متن جديدی که نوشته ايد اصطلاحاً به روز يا Update شود
- پس از هر بار زدن Post مطلب نوشه شده در قسمت پايين صفحه ديده ميشود و امکان تغيير آن هم با زدن Edit وجود دارد
- برای ديدن صفحه ساخته شده و تست کردن آن، کافيست که روی View Web Page در قسمت سمت چپ نوار سياه رنگ وسط صفحه کليک کنيد
- پس از پايان کار، حتماً کليد Sign Out را در بالای صفحه در سمت راست را فشار دهيد.

استفاده از پرشین بلاگ به علت داشتن رابط کاربر (Interface) فارسی و تاریخ شمسی و برخی امکانات ديگر، آسان تر است. در اينجا روش استفاده از خدمات پرشين بلاگ را بررسي مي كنيم.
ثبت نام در پرشين بلاگ:
ثبت وبلاگ در سايت پرشين بلاگ بسيار ساده است. ابتدا به آدرس http://www.persianblog.com/ برويد. سپس در منوي اصلي(سمت راست) روي لينك عضويت در سايت كليك كنيد. در صفحه عضويت بايد فرم ثبت نام را پر كنيد.

براي تكميل فرم ثبت نام به اين نكات توجه داشته باشيد:

- برای انتخاب زبان فارسی و انگلیسی میتوانید از دکمه های Shift و Alt استفاده کنید
- توجه كنيد كه فيلد هاي ستاره دار حتما بايد پر شوند.
- در بخش شناسه كاربري دقت كنيد كه اين شناسه حتما بايد به زبان انگليسي باشد. در ضمن شناسه اي كه اينجا انتخاب مي كنيد بخشي از آدرس وبلاگتان خواهد بود .يعني اگر شما در این بخش عبارت ehsan را تايپ کنید، آدرس وبلاگ شما به این صورت خواهد بود: http://ehsan.persianblog.com/
- در شناسه كاربري ميتوانيد از حروف و اعداد اانگليسي استفاده كنيد.
-  كلمه عبور يا پاسورد به حروف كوچك و بزرگ حساس است.
- حتما عدد سن خود را به انگليسي وارد كنيد وگرنه با پيغام خطا مواجه مي شويد
- شناسه و كلمه عبور به پست الكترونيكي شما ارسال مي شوند. پس حتما يك آدرس معتبروارد كنيد.

درپايان موافقتنامه را خوانده، عبارت بلي را انتخاب كرده و دكمه (فرم بالا مورد تائيد است) كليك كنيد. اگر همه چيز درست باشد و اگر شناسه كاربري قبلا توسط شخص ديگري ثبت نشده باشد، شما به صفحه خوشامد گوئي منتقل مي شويد. (در غير اين صورت بايد مراحل قبل را مجددا تكرار كنيد.)

نوشتن يادداشت در وبلاگ:

در صفحه خوشامد گوئي ، با كليك روي دكمه ورود به سايت، به صفحه Sign in منتقل میشويد و با وارد كردن شناسه و كلمه عبور ميتوانيد وارد صفحه مديريت يادداشتها و پيام ها شويد. (در دفعات بعد، در همان صفحه اصلي پرشين بلاگ نيز ميتوانيد شناسه و كلمه عبور را وارد كنيد)
اين صفحه اصلي كار شماست. امكانات اين صفحه، بسيار شبيه به برنامه Word ميباشد. در بخش عنوان، عنوان يادداشت و در كادر اصلي نيز متن يادداشت خود را بنويسيد. سپس دكمه ( فرستادن يادداشت و بازسازي وبلاگ) را كليك كنيد. اكنون شما اولين يادداشت خود را درشبكه جهاني اينترنت قرار داده ايد. براي ديد وبلاگ خود روي لينك (وبلاگ شما) در سمت راست صفحه كليك كنيد.
در ويرايشگر جديد پرشين بلاگ امكانات زيادي گنجانده شده كه ما مهم ترين آنها را بررسي مي كنيم.

ايجاد لينك:

براي اينكه بخشي از نوشته را به صفحه ديگري در اينترنت لينك كنيد به اين صورت عمل كنيد: متن مورد نظر را انتخاب كنيد، دکمه insert or edit hyperlink را در بالای صفحه کلیک کنید. در بخش آدرس ، آدرس كامل صفحه مورد نظر را وارد كنيد.( دقت كنيد كه عبارت http:// از قبل در اين كادر وجود دارد. مراقب باشيد آن را دوباره تكرار نكنيد). در كادر پنجره اگر عبارت (نمايش در يك پنجره جديد) را انتخاب كنيد، صفحه مورد نظر در يك پنجره جديد باز مي شود. دكمه قبول را كليك كنيد. براي حذف لينك هم آن بخش را انتخاب كنيد و دکمه Remove hyperlink (اولین دکمه سمت راست) را کلیک کنید.

افزودن صورتك

براي افزودن صورتك، روي مكان مورد نظر كليك كنيد و بعد دکمه insert smily را کلیک کنید. اینجا میتوانید صورتک دلخواهتان را انتخاب کنید. حذف صورتک ها هم با دکمه Delete انجام میشود.

انتخاب قالب:
 شما مي توانيد به سادگي يك قالب جديد براي وبلاگتان انتخاب كنيد. براي اين كار روي لينك انتخاب قالب در سمت راست صفحه كليك كنيد. در صفحه انتخاب قالب، چندين قالب آماده وجود دارد كه ميتوانيد با كليك روي دكمه انتخاب، قالب مورد نظرتان را انتخاب كنيد. ( توجه داشته باشيد كه اگر در قالب قبلي تغيري داده باشيد، با انتخاب قالب جديد، آن تغيرات از بين مي روند) .

مشخصات شخصي:

با كليك روي دكمه مشخصات شخصي ، به صفحه اي مي رويد كه در آن مي توانيد بعضي از مشخصاتي را كه هنگام ثبت نام وارد كرده ايد تغير دهيد.مشخصاتي از قبيل: نام و نام خانوادگي ، جنسيت ، سن و غيره

تنظيمات وبلاگ:

در اين صفحه نيز مي توانيد بعضي ديگر از مشخصات را تغير دهيد. مثل كلمه عبور و عنوان وبلاگ.

ثبت در فهرست كاربران:

اين قسمت براي وبلاگ ها اهميت زيادي دارد. زيرا پس از ثبت، وبلاگ شما در فهرست وبلاگ هاي پرشين بلاگ نمايش داده مي شود و تعداد زيادي به بازديد كنندگان آن افزوده مي شود. در بخش موضوع، زمينه فعاليت وبلاگ را مشخص كنيد و در بخش توضيحات، شرح كوتاهي راجع به وبلاگ خود بنويسيد. ( اين شرح در فهرست كاربران جلوي نام وبلاگ ديده مي شود. سعي كنيد شرحي كوتاه و گويا بنويسيد. حتما به زبان فارسي بنويسيد)

افزودن عكس به يادداشت:
به علت اين كه عكس ها فضاي زيادي روي اينترنت اشغال مي كنند، پرشين بلاگ و بقيه خدمات دهنده هاي وبلاگ به شما اجازه نمي دهند كه روي فضاي وبلاگ خود عكس ارسال كنيد. عكس هائي كه ميخواهيد به يادداشت هايتان اضافه كنيد، يا روي اينترنت هستند و يا روي كامپيوتر شخصي شما. اگر عكس مورد نظر روي يك سايت اينترنتي باشد، كافي است روي آن راست  کليک کرده و گزينه Properties را انتخاب کنيد. اکنون تمام عبارتی را که مقابل عنوان Address قرار دارد با ماوس به دقت انتخاب كنيد و آن را كپي كنيد. حالا به صفحه يادداشتها برويد. در مكان مناسب كليك كنيد . سپس روی گزينه Insert Image کليک کنيد و آدرس کپی شده را در کادر (آدرس تصوير) Paste کنيد.  سپس دكمه قبول را كليك كنيد. با اين كار عكس مورد نظر به يادداشتتان افزوده مي شود. (برای فايلهای Animated gif نيز ميتوانيد همين كار را انجام دهيد). اما اگر عكس روي كامپيوترتان باشد. كار كمي مشكل تر مي شود. در اين حالت ابتدا بايد عكس را روي اينترنت بفرستيد يا اصطلاحاً Upload کنيد.  پس از آن بقيه كار به همين صورت انجام مي شود. ارسال عكس روي اينترنت را در ادامه بررسي مي كنيم.

ارسال عكس به اينترنت:

براي اينكه عكسهاي خود را روي اينترنت بصورت آنلاين در اختيار داشته باشيد. ابتدا بايد فضائي روي اينترنت داشته باشيد تا بتوانيد عكسهاي خودتان را روي آن فضا قرار دهيد. در اينترنت سايت هاي زيادي هستند كه فضاي رايگان در اختيار شما قرار مي دهند. شما ميتوانيد عكسهاي خود را روي اين فضاي رايگان قرار داده و سپس به روشي كه گفته شد ، عكس را در وبلاگ خود قرار دهيد. تعدادي از اين سايتها را اينجا معرفي مي كنم:
 



http://www.villagephotos.com/
http://www.geocities.com/
http://www.sharemation.com/
http://www.netfirms.com/
http://www.50megs.com/
http://www.8m.com/
http://www.20m.com/
http://www.f2s.com/
http://www.20fr.com/

 



تعداد اين سايتها بسيار زياد است. البته بعضي از سايت ها ي رايگان، اجازه نميدهند عكسي را كه آنجا فرستاده ايد، در وبلاگتان قرار دهيد. در اين ميان سايتي كه فقط اختصاص به عكس دارد و كارائي بيشتري نيز نسبت به بقيه دارد، سايت http://www.villagephotos.com/ است. من در ادامه روش کار اين سايت را توضيح ميدهم.
ابتدا به آدرس http://www.villagephotos.com/ برويد. برای ثبت نام در سايت لينک Signup for free را کليک کنيد. دراين صفحه يك نام و يك پاسورد براي خود انتخاب كنيد و اي ميل خودتان را هم وارد كنيد و سپس دکمه Signup now را کليک کنيد.  نام
و پسورد شما به اي ميلتان ارسال مي شود. اكنون هربار كه به اين سايت برويد، با وارد كردن نام و پسورد ميتوانيد وارد فضاي اختصاصي خود شويد.اكنون روی لينک Photos در پائين صفحه كليك كنيد. اگر قبلا عكسي ارسال كرده باشيد، اينجا ميتوانيد آن را ببينيد. براي ارسال عكس روی لينک Upload new images کليک کنيد. در اين صفحه شما ميتوانيد هربار دو عكس روي ارسال كنيد. براي ارسال عكس روی دکمه Browse کليک کرده، عكس مورد نظرتان را از روي هارد انتخاب كنيد و open را كليك كنيد. سپس دكمه uploadرا كليك كنيد. كار تمام است. حالا با كليك روي لينك continue به صفحه عكسها برگرديد. با كليك روي لينك Copy URL to Clipboard در زير هر عكس، آدرس عكس را در حافظه كپي كنيد. حالا به صفحه يادداشتها برويد. در مكان مناسب كليك كنيد . سپس روي گزينه insert image كليك كنيد و آدرس كپي شده را در كادر (آدرس تصوير) paste كنيد. سپس دكمه قبول را كليك كنيد. با اين كار عكس مورد نظر به يادداشتتان افزوده مي شود.


براي ايجاد هر تغيري در شكل ظاهري وبلاگتان بايد قالب آن را تغير دهيد. ممكن است هيچ كدام از قالب هاي آماده موجود نظر شما را جلب نكند، يا اين كه بخواهيد لينك سايت ها و وبلاگ هاي ديگر را به وبلاگتان اضافه كنيد و يا تغيرات ديگري در آن بدهيد. براي انجام اين كار ها بايد قالب وبلاگتان را تغير دهيد. براي ايجاد تغيرات در وبلاگ بايد كمي با زبان html آشنا باشيد. ولي اگر html بلد نيستيد هم نگران نباشيد. برنامه Microsoft FrontPage به سادگي مشكلات شما را حل مي كند. براي ايجاد تغيرات ابتدا به بخش ويرايش قالب برويد. اينجا مي توانيد كدهاي html قالب وبلاگ خود را ببينيد. همه كدها را به كمك ماوس يا با زدن دكمه هاي ctrl+A انتخاب كنيد و در حافظه موقت كپي كنيد. سپس در فرانت پيج يك صفحه جديد باز كنيد (ctrl+N) . با كليك روي گزينه html در پائين صفحه به حالت html برويد. اينجا تمام كد هاي موجود را پاك كنيد و كدهائي را كه كپي كرده بوديد اينجاpaste كنيد. اكنون به حالت نرمال برگرديد. اگر اين مراحل را درست انجام داده باشيد، اينجا مي توانيد قالب وبلاگ خود را مشاهده كنيد. مزيت فرانت پيج نسبت به html اين است كه ميتوانيد مشخص كنيد كه لينك يا تصوير مورد نظر شما دقيقا در چه مكاني ظاهر شود. همچنين مي توانيد بلافاصله به حالت preview رفته و تغيرات ايجاد شده را ببينيد. پي از انجام تغيرات ، به حالت html برويد. همه كد ها را كپي كنيد . به بخش ويرايش قالب وبلاگتان برويد. كدهاي قبلي را پاك كرده و كد هاي جديد را جايگزين آنها كنيد. دكمه ثبت را كليك كنيد و در كادر هشدار، ok را كليك كنيد. در پايان دكمه بازسازي وبلاگ را كليك كنيد. با اين روش شما مي توانيد قالب وبلاگ خود را تغيير دهيد. اما ببينيم چگونه مي توان هر يك از اين تغيرات را ايجاد كرد.

افزودن موزيك به وبلاگ:

ما دو نوع موزيك مي توانيم در وبلاگمان قرار دهيم. يكي موزيكي كه موزيك زمينه خوانده مي شود و به محض لود شدن وبلاگ پخش مي شود و نوع ديگر موزيكي است كه بصورت plugin در وبلاگ قرار مي گيرد. براي هر دو نوع، يا آن موزيك روي يكي از سايت ها وجود دارد و يا اين كه ما بايد موزيك مورد نظرمان را آن لاين كنيم. يعني به فضائي كه قبلا در اينترنت گرفته ايم ارسال كنيم. ارسال موزيك با ارسال عكس تفاوت چنداني ندارد . دقت كنيد كه سايت villagephotos كه قبلا معرفي كرديم فقط براي ارسال عكس است و براي ارسال موزيك بايد يكي ديگر از سايتهاي رايگان را انتخاب كنيد. قدم بعدي اين است كه اين كد را در قالب وبلاگتان كپي كنيد:

بجاي عبارت your music آدرس دقيق موزيك مورد نظرتان را بنويسيد. مثلا اگر آدرسي كه گرفته ايد به اين صورت باشد: http://Milad.20m.com و نام فايلي هم كه ارسال كرده ايد test.mp3 باشد، بايد اين كد ها را در قالب وبلاگ خود بنويسيد:

bgsound src=" http://Milad.20m.com/ test.mp3 " loop="-1">

مكاني كه اين كد ها را كپي مي كنيد چندان مهم نيست.

ارسال فايل به اينترنت (ftp)

براي ارسال فايل روي اينترنت برنامه هاي مختلفي وجود دارد كه روش آنها تا حدود زيادي شبيه به يكديگر است . من يكي از معروفترين آنهارا با نام CuteFTP معرفي مي كنم. اولين كار اين است كه اين برنامه را دريافت و نصب كنيد. براي گرفتن نسخه آزمايشي آن مي توانيد به سايت download.com مراجعه كنيد. در پايان نصب، گزينه create desktop shortcut را فعال كنيد. براي استفاده از برنامه CuteFTP ساده ترين راه اين است كه از دكمه quick connect استفاده كنيد. با كليك روي اين دكمه يك منو باز مي شود. در بخش URL آدرس فضاي مجاني كه گرفته ايد را وارد كنيد ( مثلا: http://Milad.20m.com) . Username و password را نيز طبق اي ميلي كه هنگام ثبت نام براي فضاي رايگان دريافت كرده ايد، وارد كنيد و بعد دكمه connect را بزنيد. اگر كار ها را درست انجام داده باشيد. اتصال برقرار مي شود. حالا صفحه اصلي CuteFTP را مي بينيد.دو پنجره بزرگ در سمت راست و چپ برنامه ديده مي شود. معمولا پنجره سمت چپ هارد ديسك شما را نشان مي دهد و پنجره سمت راست فضاي شما را بر روي اينترنت. حالا مي توانيد فايل هاي مورد نظرتان را از پنجره سمت چپ( كامپيوترتان) به پنجره سمت راست (فضاي اينترنتي) منتقل كنيد. اين كار با انتخاب فايل ها و كليك دكمه upload و يا با كليك و كشيدن فايل ها به پنجره سمت راست انجام مي شود.

قرار دادن تصوير در قالب:

ممكن است بخواهيد لوگو يا عكسي را در قالب وبلاگتان قرار دهيد. براي اين كار ابتدا به روشي كه در مبحث ارسال فايل به اينترنت گفته شد، عكس مورد نظرتان را آنلاين كنيد و آدرس آن را در حافظه كپي كنيد. سپس قالب وبلاگ را در فرانت پيج باز كنيد. در محل مورد نظرتان كليك كنيد. سپس از منوي insert گزينه هاي picture و from file را انتخاب كنيد. در كادر file name آدرس عكس را كپي كنيد و insert را كليك كنيد. پس از چند ثانيه، عكس در قالب وبلاگ ظاهر مي شود. به اين روش مي توانيد فايل هاي انيميشن با فرمت gif را هم در قالب خود قرار دهيد.

ايجاد لينك در قالب:

يكي از كارهائي كه همه وبلاگ نويسان دوست دارند انجام دهند. ايجاد لينكهائي به وبلاگ ها و سايت هاي ديگر و يا به يادداشت هاي قبلي خودشان است. براي اين كار بايد كدهاي زير را در قالب وبلاگتان كپي كنيد:

your text در اينجا بجاي your text كلمات مورد نظرتان را بنويسيد و بجاي your file address آدرس كامل صفحه مورد نظر را در اينترنت وارد كنيد. البته اگر بخواهيد مكان دقيق لينك را در قالب مشخص كنيد، بايد سراغ فرانت پيج برويد. در فرانت پيج ابتدا عبارت مورد نظرتان را بنويسيد. سپس آن را انتخاب كرده، راست كليك كنيد و آخرين گزينه يا hyperlink را انتخاب كنيد. در كادر address آدرس صفحه مورد نظرتان را وارد كنيد و ok را كليك كنيد. اگر مي خواهيد اين صفحه در يك پنجره جديد باز شود، قبل از ok گزينه target frame را در سمت راست كليك كرده و در آنجا گزينه new window را كليك كنيد.

لينك دادن به يك يادداشت خاص

گاهي وقتها مي خواهيم به يك يادداشت خاص از يك وبلاگ آدرس بدهيم. يا اين كه در قالب، چند لينك براي يادداشت هاي مهم وبلاگ خودمان ايجاد كنيم . اين كار يك راه ساده دارد: حتما در وبلاگ ها زير هر يادداشت اين عبارت را ديده ايد: نوشته شده در ساعت..... توسط ... . كافي است روي همين جمله راست كليك كنيد و از منو گزينه copy shortcut را انتخاب كنيد. بعد در بخش هايپر لينك آن را paste كنيد .

قرار دادن لوگوي ديگران در قالب:

براي اين كار كافي است كدهائي را كه در زير لوگو قرار دارد در محل مناسب در قالب وبلاگتان كپي كنيد.

ابزار آمارگيري:

ابزار هاي آمار گيري مي توانند براي وبلاگ شما بسيار مفيد باشند. از جمله تعداد بازديد كنندگان در هر روز و هر ماه و اين كه از بين افرادي كه به شما لينك داده اند كدام يك بازديد كننده بيشتري براي شما آورده اند. همچنين مي توانيد بفهميد كه بازديد كننده ها از كدام موتور جستجو و با چه كلماتي سايت شما را پيدا كرده اند. هه اينها به شما كمك مي كند كه مخاطبين خود را بيشتر بشناسيد و براي موفقيت وبلاگ خود، بهتر تصميم گيري كنيد. سايتهاي زيادي وجود دارند كه سرويس آمارگيري را بصورت رايگان در اختيار ما قرار مي دهند. من معروف ترين آنها را اينجا ذكر مي كنم:



http://www.nedstatbasic.net

http://stats.netsups.com

http://www.bravenet.com

http://www.sitemeter.com




پس از مراجعه به هريك از اين سايت ها و طي مراحل ثبت نام، چند كد html يا java به شما ارائه مي شود كه بايد آنها را در قالب وبلاگتان كپي كنيد. اگر مي خواهيد مكان دقيق آمار گير را مشخص كنيد، بايد اين كار را در فرانت پيج انجام دهيد.

معرفي وبلاگ به موتور هاي جستجو

براي اين كه وبلاگ شما بازديد كننده بيشتري داشته باشد، بهتر است آن را به موتور هاي جستجوي معروف معرفي كنيد. 90% ايراني ها از موتور هاي جستجوي گوگل و ياهو براي جستجوي اطلاعاتشان استفاده مي كنند. همچنين اين دو سايت قابليت جستجوي فارسي نيز دارند. اين سايتها معمولا بخش خاصي براي معرفي سايتهاي جديد دارند. مثالا براي معرفي وبلاگ خود به گوگل، بايد به اين آدرس برويد:

http://www.google.com/addurl.html در كادر URL آدرس وبلاگ و در بخش comments توضيحاتي مربوط به وبلاگ خود بنويسيد. در بخش comments كلماتي را كه در وبلاگتان بيشتر بكار مي روند وارد كنيد. هركلمه را با كاما از كلمه بعدي جدا كنيد. از كلمات فارسي نيز مي توانيد استفاده كنيد .

براي اين كه جستجو نتيجه بهتري داشته باشد . لازم است عبارات و كلماتي را كه به وبلاگ شما مربوط هستند و از آنها بيشتر استفاده مي كنيد، به قالب وبلاگ اضافه كنيد. اين كلمات را در ابتداي كدها، در زير اين عبارت هااضافه كنيد:





Name=keywords>"اينجا كلمات كليدي وبلاگتان بنويسيد < META content="



در بخش كلمات كليدي، هركلمه را با كاما از كلمه بعدي جدا كنيد. از كلمات فارسي نيز مي توانيد استفاده كنيد.

ساخت لوگو براي وبلاگ:

در ابتدا لازم است توضيح دهم كه مفهومي كه در ايران به نام لوگو جا افتاده اشتباه مي باشد. لوگو در واقع نام سايت يا شركت يا موسسه است كه با فونت خاصي نوشته شده است. مثل لوگوي شركت سوني يا تويوتا كه همه آن را ديده ايد. و بجز اين نام هيچ مولفه ديگري ندارد. ولي در ايران و بخصوص در بين وبلاگ نويس ها لوگو به همين آرم هاي كوچك 30 در 80 گفته مي شود كه لابد در ستون كناري بيشتر وبلاگ ها ديده ايد. به هر صورت يادداشت امروز درباره ساخت همين آرم ها است.

مهم ترين نكته: لوگو شما بايد در عين زيبائي، كم حجم باشد. اگر لوگوي سنگيني بسازيد، دوستانتان از آن در وبلاگ هايشان استفاده نخواهند كرد.

لوگوي شما بايد كاملا گويا باشد و بيننده با ديدن آن بايد به موضوع وبلاگ يا سايت يا شركت شما پي ببرد

طرح را زياد شلوغ نكنيد. توجه داشته باشيد كه بسياري از جزئيات در آن اندازه كوچك ديده نميشود.

ابعاد لوگو بايد استاندارد باشد. وگرنه طرح وبلاگ را به هم مي زند.( مثلا 30 در 80).

حجم آن نبايد بيش از 6 كيلوبايت باشد.( براي انيميشن تا 12 كيلوبايت)

لوگوي خود را مي توانيد با فتوشاپ، كورل، فري هند يا هر برنامه گرافيكي كه راحت تر هستيد بسازيد. فرمت فايل شما ترجيحا بايد gif يا jpg باشد. اگر مي خواهيد لوگوي شما انيميشن باشد، بايد سراغ برنامه هاي ساخت انيميشن مثل gif animator، image ready ، يا فلاش برويد. در اين صورت هم مي توانيد از فرمت هاي gif و swf استفاده كنيد.

در برنامه فتوشاپ پس از زدن دكمه new در كادر محاوره اي مي توانيد ابعاد فايل را مشخص كنيد. دقت كنيد كه رزولوشن را روي 72 نقطه در اينچ تنظيم كنيد.

بهتر است از فتوشاپ 7 استفاده كنيد چون طراحي در آن بسيار آسان است.

به هيچ وجه از رنگ هاي تند استفاده نكيد. سعي كنيد از رنگ هاي همنشين و مكمل استفاده كنيد. توجه داشته باشيد كه لوگوي شما ميزان حرفه اي بودن شما را نشان مي دهد.

آدرس لوگوي خودتان را در وبلاگ در زير لوگو در دسترس قرار دهيد. همه حوصله ندارند يا بلد نيستند براي لوگوي شما كد نويسي كنند.

سعي كنيد طرح و رنگ لوگو با طرح و رنگ وبلاگ يا بنر وبلاگ هماهنگ باشد

+ نوشته شده توسط دنیا در شنبه 1385/09/04 و ساعت 10:18 PM |

 


 


با آغاز فيلم نرگس در صداي و
سيماي جمهوري اسلامي و جذابيت زياد آن پس از گذشت مدتي کوتاه جايگاه خاصي
بين خانواده هاي ايراني پيدا کرد. شخصيت هاي اين داستان هريک معنايي مجزا
براي خود داشتند.


اما در اين ميان شخصيت "زهره" بعلت نقش آفريني جالب و چهره ي جذاب طرفداران ويژه خود را يافته بود تا اينکه فيلم مبتذل منتسب به وي انتشار پيدا کرد.





عكس جديد امير ابراهيمي


واکنش زهرا امیر ابراهیمی بازیگر نقش زهره در سریال نرگس به اتفاقات اخیر


" زهرا اميرابراهيمي" بازيگر
سينما و تلويزيون در خصوص جريانات پيش آمده اخير در طي اين چند هفته كه از
وي در محافل خبري و مطبوعاتي منتشر شده است ، نسبت به اين اتفاقات واكنش
نشان داد.


امير ابراهيمي با انتقاد از
جريانات اخير كه به وي نسبت داده شده است ، گفت : پاييز امسال برايم ياد
آور بدترين خاطره ها را ساخت ، تلخ و وهن آور . به قول اخوان " ابرهاي همه
عالم در دلم مي گريند "...چون من از اين اتفاق غير انساني در رنجم و خداي
هنر را شاهد مي گيرم نه براي خودم و فرديت خودم ، بلكه براي آنكه حرمت يك
انسان و يك زن چنين لگد مال شد زيرا براين باورم بار سنگين تهمت و بي
حرمتي را به يك انسان تحميل كردن ، گناهي بس گران و درد آور است.


وي افزود : در جامعه ما من اولين
و آخرين قرباني اين گونه تهمت هاي ناروا و برچسب هاي غير انساني نيستم و
نخواهم بود . چون تا زماني كه حس بي مسئوليتي و لاقيدي در بعضي انسانهاي
كوته فكر و كوچك وجود داشته باشد اين اعمال شبه رواني هم رخ خواهد داد ، و
جالب اينكه در ايران - ملقب و مشهور به سرزمين ناموس و كيان - چرا بايد
چنين شهرونداني غير ايراني و بدون حميت و تعصب داشته باشيم .


امير ابراهيمي در ادامه گفت :
اين اتفاق صرفا به خاطر كسب پول و شايد هم نوعي تفنن غير اخلاقي باشد و به
خيال خامشان ديگر قانون و چارچوبي نيست و جامعه افسار گسيخته و بي اصول
شده است .


اين بازيگر سينما و تلويزيون در
بخش ديگري از صحبتهاي خود خاطر نشان كرد : بعضي وقت ها بد نيست ما مدعيان
آزادي و انسانيت ؛ خود را لحظه اي به جاي ديگر ي بگذاريم و اين در هر دين
و كيش و آئيني مر سوم است ؛ من هم بنا به اين رسم اديان ، دقيقا خودم را
به جاي سه نفر گذاشتم . اول به جاي پدري گذاشتم كه هر روز چهره ي زرد و
غمگين دخترش را مي بيند و شايد هم براي دلسوزي بر رخ سردش بوسه اي بزند و
شايد هم نمي دانم در خفا و كنج خلوت از تيشه برداشتن مدعيان به سوي ناموسش
بگريد و مردانه بار غم بر د وش كشد و يا خود را جاي مادري مي گذارم كه با
شنيدن خبر خودكشي جگر گوشه اش همان لحظه قلبش باز ايستد كه در آرزوي مادر
شدن دخترش روزگار را مي گذراند ،و يا خود را به جاي دوستي مي گذارم كه
شرمش را با غيرت و شرف ايراني مي خورد تا كه شايد دست به كاري زند كه حقي
را باز ستاند. در هر سه حال ، هر انساني كه بويي از انسانيت به مشامش
رسيده باشد ؛ ناراحت مي شود.


امير ابراهيمي درباره شايعات
اخيري كه در خصوص خودكشي وي در برخي رسانه ها منتشر شده است ، گفت : من
خودم را جاي تمام وجود خودم گذاشتم كه براي اثبات اين بي حرمتي به شخصيت
زن و انسان به سان اشرف مخلوقات . رفتاري كالائي داشتن با آن ، فقط تصميم
گرفتم كه بايستم و به حرمت شرف و كيان قهرماني ايران تاريخ ، بگويم و
فرياد بزنم كه من " زنم و انسانم " و علاوه بر آن به عنوان يك هنرمند بايد
به جلا و صلابت زن ايراني فكر كنم و از حرمت زنان و دختران هم كيش و زبانم
دفاع كنم ... و تنها وسيله و لبزار من همان هنر من است .


بازيگر نقش زهره در سريال نرگس
خاطر نشان كرد: تكذيب من دردي را دوا نمي كند ، چه را تكذيب كنم ؟ وجود
بلاهت را ؟.... من خود عين انكارم ! و مي دانم نسل نو و جوان و هم نسل
خودم در ايران چنين عرصه را براي جولان بي غيرتان و عدوهاي ابله كيان و
ناموس ايران ، فراهم نمي كنند.


وي افزود : من ساكن كوچك وادي
هنرم . عزمم را جزم كردم تا بيشتر از پيش در زمينه كاري ام فعال تر باشم و
با نوجستن و تكاپو در عرصه هنر ، به عنوان يك زن ايراني حركت كنم . حركتي
براي نو جستن و زيستن و آموختن ؛ فعلا قصد هيچ گفتگويي با رسانه اي را
ندارم و فقط به مردمان سرزمين قمر و پروين و فروغ و بزرگان هنر و ادب مي
گويم من زنده ام.


منبع: ایلنا


 
+ نوشته شده توسط دنیا در شنبه 1385/09/04 و ساعت 10:15 PM |
    
    عطار اشرفي، سرپرست مستعفي تيم ملي وزنه‌برداري در روزهاي اخير، پرده از بسياري مسائل پشت پرده برداشت و وضعيت نابسامان اين ورزش را تشريح كرد. اين‌كه چرا اين قهرمان سابق وزنه‌برداري الان به فكر بازگو كردن واقعيت‌ها افتاده و قبلا اين كار را نكرده بر ما پوشيده است اما چنانچه فقط نيمي از حرف‌هايش واقعيت باشد بايد به طور جدي نگران آينده ورزش كشور باشيم. اين‌كه همه اصول اخلاقي مقابل رنگ زرد چند مدال بي‌ارزش شود واقعا جاي تاسف دارد. به هر حال اگر ما جاي مديران بلندپايه كشور بوديم حتما در مورد صحت و سقم ادعاهاي اشرفي تحقيق مي‌‌كرديم تا در آينده شاهد روي دادن اتفاقاتي نظير آنچه در وزنه‌برداري رخ داد نباشيم. البته پيش از عطار اشرفي، شاهين نصيري‌نيا هم تهديد كرده بود كه اگر زياد سر به سرش بگذارند واقعيت‌ها را بازگو مي‌كند اما حالا كه از تهديد گذشته و سرپرست تيم ملي،
همه وزنه‌برداران (روي كلمه همه تاكيد داريم) و اغلب مسئولان را به مسائلي غيرقابل هضم متهم كرده است، خودمان را به آن راه نزنيم. ديدن واقعيت و غصه خوردن براي آن چه هست به مراتب باارزش‌تر از ناديده گرفتن آن است. احتمالا بعد از مطالعه اين مصاحبه شما هم بهت‌زده از خود مي‌پرسيد آيا همه اين حرف‌ها حقيقت دارد؟
    
    * از ماجراي فحاشي وزنه‌برداران شروع كنيم. گفته بوديد وزنه‌برداران احترام هيچ‌كس را حفظ نمي‌كردند آيا كسي با آنها برخورد نمي‌كرد؟
    اشرفي: هيچ‌كس جرات نداشت. اين آقايان از بزرگ تا كوچك به هركس دلشان مي‌خواست فحش مي‌دادند اما كسي نمي‌توانست بگويد چرا. اصلا براي ما ارزش قائل نبودند ما را قبول نداشتند هر حرفي فكر كنيد، مي‌گفتند. بعضي وقت‌ها با طعنه به آنها سلام مي‌كرديم برمي‌گشتند با اكراه جواب مي‌دادند آنقدر توهين و بي‌احترامي از اين به اصطلاح ورزشكاران ديديم كه وقتي دوپينگ‌شان اعلام شد يك لحظه گفتم <خدايا راحت شدم> دلم خيلي گرفته بود.
    
    * يعني به رييس فدراسيون هم فحش مي‌دادند؟
    اشرفي: آقاي مرادي كه مصاحبه كرد و گفت من چيزي نشنيدم اما ديگران فحش‌ها را شنيدند و به ايشان گفتند. رييس فدراسيون هم چون جرات نداشت به بزرگ‌ترها چيزي بگويد نشنيده مي‌گرفت تازه اگر به مرادي هم فحش نمي‌دادند (كه مي‌دادند) ما هم نماينده ايشان بوديم.
    
    * شما كي مطمئن شديد ايوانف از داروهاي نيروزا استفاده مي‌كند؟
    اشرفي: اولين بار در اردوي اردبيل شك كردم آنجا ايوانف از من هشتصد سرنگ و همين تعداد آب مقطر خواست اول فكر كردم سرنگ‌ها را براي تزريق ويتامين مي‌خواهد با يك پزشك صحبت كردم گفت: آب مقطر را براي رقيق كردن مي‌خواهد. پرسيدم يعني ويتامين را مي‌خواهد رقيق كند. گفت نه يك داروي غيرمجاز را اين طوري رقيق مي‌كنند بعد هم معلوم شد تستسترون را تزريق مي‌كند.
    

    * اگر در اردبيل متوجه شديد چرا همان موقع به كسي نگفتيد تا كار به اينجا نكشد؟
    اشرفي: همه مي‌دانستند. خودشان مي‌دانستند ايوانف چه كاره است. من چندين بار به آقاي مرادي گفتم. قبل از من پزشك قبلي تيم ملي به خاطر اين‌كه ايوانف از او مي‌خواست داروهاي غيرمجاز تهيه كند استعفا داد و رفت همه چيز را هم به مرادي (رييس فدراسيون) گفت اما هيچ اتفاقي نيفتاد، ايشان مرتب به دو چيز اشاره مي‌كرد اول اين‌كه ايوانف را به من تحميل كردند و دوم اين‌كه دو رويداد ورزشي مهم پيش رو داريم (مسابقات جهاني و آسيايي.)
    
    * چرا به سازمان تربيت‌بدني يا كميته ملي المپيك اطلاع نداديد؟
    اشرفي: با سازمان تربيت‌بدني كه كاري نداشتيم در مورد كميته ملي المپيك هم آقاي دهنوي به عنوان نماينده كميته در تمرينات حضور داشتند و همه اين مسائل را اطلاع دادند اين‌كه مي‌گويم همه اطلاع داشتند به اين خاطر است الان همه مي‌گويند كي بود؟ كي بود؟ راست نمي‌گويند. همه مي‌دانستند.
    
    * چرا وقتي نمايندگان ستاد مبارزه با دوپينگ تست گرفتند نتايج منفي بود اما تست‌هاي WADA مثبت بود.
    اشرفي: اين مطلب را قبلا جايي نگفتم. ايوانف داشت براي خودش يك روش جديد دوپينگ اختراع مي‌كرد. بچه‌هاي ما شده بودند موش آزمايشگاهي. يكي از بچه‌ها به خاطر همين كارها هموگلوبين خونش آنقدر بالا رفت كه ممكن بود كبدش را از دست بدهد. ايوانف مي‌دانست اگر تستسترون را قبل از رقيق كردن بزند تا سه ماه اثرش مي‌ماند به همين خاطر رقيق مي‌كرد بعد از 15 روز اثرش از بين مي‌رفت بلافاصله بعد از 15 روز به فدراسيون مي‌گفت بيايند تست بگيرند. وقتي تست‌ها منفي مي‌شد مي فهميد روش كارش موفق بوده است هميشه هم تزريق نمي‌كرد يك بار در بابلسر، يك بار در اردبيل و آخرين بار هم در همين اردوي تهران. معمولا يك دوره 10-15 روزه تزريق مي‌كرد و 10-15 روز بعد از پايان كار اثرش از بين مي‌رفت اما نمايندگان WADA روز پنجم تزريق آمدند و همه چيز معلوم شد.
    
    * يعني ايوانف از تيم ملي وزنه‌برداري ما براي آزمايش روش كارش استفاده مي‌كرد؟
    اشرفي: خودش در برابر رييس فدراسيون جهاني اعتراف كرد و گفت: من مي‌خواستم يك )New system( را كشف كنم. رييس فدراسيون جهاني عصباني شد و گفت: مگر بچه‌هاي مردم موش آزمايشگاهي هستند. ايوانف هم جواب داد همه جاي دنيا اين كار را انجام مي‌دهند راست هم مي‌گفت شما نگاه كنيد الان همه ورزشكاران پرخاشگر هستند چرا؟ چون دارو مصرف مي‌كنند.
    
    * چرا نتيجه تست ابراهيمي و رضازاده منفي شد؟

    اشرفي: اصغر ابراهيمي مصدوم بود. ايوانف از ورزشكار مصدوم متنفر است و اگر بتواند با تفنگ، ورزشكار مصدوم را خلاص مي‌كند به اصغر ابراهيمي ويتامين هم نمي‌داد چه رسد به تستسترون، در مورد رضازاده هم با خودش صحبت كنيد. من يك چيزهايي به طور كلي مي‌گويم مردم هم حدس مي‌زنند معمولا هم درست حدس مي‌زنند.
    
    * چرا اصرار داريد رضازاده خودش حرف بزند؟
    اشرفي: براي اين‌كه فارسي خوب ياد گرفته وكيل وصي هم ندارد، خودش حرف مي‌زند. يك چيزهايي به او گفته‌اند بگويد فقط هم همان چيزها را مي‌گويد.
    
    * يعني شما معتقديد رضازاده تست نداد؟
    اشرفي: من چنين اعتقادي ندارم. نمي‌توانم چنين اتهامي را مطرح كنم چرا از خودش نمي‌پرسيد؟
    
    * چرا پيش از تست گرفتن WADA كسي به فكر نيفتاد جلوي ايوانف را بگيرد؟
    اشرفي: براي اين‌كه مدال مي‌آورد. آقايان مدال مي‌خواستند الان آقاي مرادي مي‌گويد ايوانف را به من تحميل كردند اگر مي‌رفت مدال مي‌آورد باز هم مي‌گفت تحميل كردند؟ نه! آقاي مرادي روز اول كه آمديم كار را شروع كرديم در جلسه گفتند ما دنبال دارو نيستيم و ورزش پاك مي‌خواهيم اما بعد معلوم شد اين حرف‌ها فقط مال جلسه بود. ورزشكار 77 كيلويي ما دو ضرب 210 كيلو مي‌زد چطور چنين چيزي ممكن است آقايان خودشان مي‌دانند بدون دارو نمي‌شود اما چشمشان را مي‌بستند.
    
    * اما بعضي‌ها مي‌گويند در تمام دنيا دوپينگ وجود دارد؟
    اشرفي: بله! به همين خاطر بعضي كشورها وزنه‌برداري را كلا از بين بردند گفتند اگر دوپينگ نباشد نمي‌خواهيم مدال گرفتن خيلي سخت است بلغارها بعد از سال 95 كه همين ايوانف هفت قهرمان قدر آنها را دوپينگي كرد رفتند سراغ وزنه‌برداري سالم اما هنوز نتوانستند سر بلند كنند و نتوانستند مدال بگيرند. در بلغارستان به جوان‌ها گفتند اگر دوپينگ كنيد تا پاي اعدام هم مي‌رويد نتيجه اين‌كه وزنه‌برداران اين كشور مدال نمي‌گيرند.
    
    * پس مسئولان ورزش چون مدال مي‌خواستند كارهاي ايوانف را ناديده گرفتند؟
    اشرفي: ببينيد آقاي مرادي از كنار همين وزنه‌برداري پست‌هاي بين‌المللي به دست آورد و عضو هيئت رييسه فدراسيون جهاني شد. چيز كمي نيست به هر حال تمايل نداشت ضربتي برخورد كند. وقتي حكايت را مي‌شنيد با نااميدي حرف مي‌زد مرتب مي‌گفت ايوانف را تحميل كردند. بقيه آقايان هم هر كدام به نوعي در جريان بودند چند ماه قبل از اين اتفاقات با آقاي كفاشيان مناظره كردم گفتم مستنداتي دارم ارائه مي‌دهم. كدام آدم مسئولي آمد بگويد مستندات تو چيست و كجاست بعد خودشان را زدند به آن راه. الان هم كه من حرف مي‌زنم تلفن تهديدآميز مي‌شود مي‌گويند مي‌گيريم مي‌بريمت فلان جا و بهمان جا.
    
    * خود وزنه‌برداران مي‌دانستند ايوانف آنها را دوپينگ مي‌كند؟
    اشرفي: اگر نمي‌دانستند چرا روزي كه نمايندگان WADA آمدند، همه دنبال سوراخ موش مي‌گشتند و مي‌زدند توي سرشان؟
    
    * براي ايوانف مكمل مجاز هم مي‌خريديد؟
    اشرفي: بله فهرست مي‌داد پزشك تيم برايش مجاز هم مي‌خريد اما...
    
    * ماجراي تلفن‌هاي مشكوكي كه به شما مي‌شد چه بود؟
    اشرفي: يك آقاي مودب زنگ مي‌زد بعضي چيزها را پيش‌بيني مي‌كرد. يك بار گفت به آقاي مرادي بگوييد پول رضازاده را بدهد وگرنه در مسابقه شركت نمي‌كند همين اتفاق هم افتاد يعني رضازاده گفت تا پاداش مسابقات قطر را نگيرم شركت نمي‌كنم. دفعه بعد زنگ زد گفت مي‌گوييم از WADA بيايند تست بگيرند تست همه مثبت مي‌شود غير از رضازاده حتي وقتي كه نتايج اعلام شد ما ساعت 1/5 شب فهميديم ولي روز قبلش ساعت 5/5 زنگ زد و نتايج را گفت. آخرين بار هم كه زنگ زد گفت رضازاده در مسابقات آسيايي ناكام مي‌شود.
    
    * يعني مدال نمي‌گيرد؟
    اشرفي: نه! گفت مدال مي‌گيرد اما مدالش را از او پس مي‌گيرند
+ نوشته شده توسط دنیا در شنبه 1385/09/04 و ساعت 10:13 PM |




الف)
خوش رفتار و در باطن میانه رو و ملاحظه کار و خونگرم است و با همه کس زود
دوست می شود . پیراهن سیاه برای او نامبارک است .هر چه را طلب کند زود
بیابد و بیماری او همیشه در باد قولنج گردن و پهلو است .

ب ) زیبا و با محبت و رفیق باز و مغرور و جیب او خالی و قدر مال دنیا را نداند .

ح ) خوش اخلاق و با محبت ، او همیشه از دردشکم رنج می برد و این بیماری هر
چند وقت یکبار به سراغ او می آید چهره او یا سیاه چهره و قوی استخوان یا
سفید پوست و بزرگ اندام .


د ) پرفکر و بشاش و زیبا چهره و جنگجو است وقدر مال دنیا رانمی داند و همیشه در حال ولخرجی است .
هـ ) همیشه اطرافیان را امرونهی کند و زیبا چهره و تند خو و آتشی مزاج وطبع او گرم است .
و ) به دیگران کمک می کند و گاهی مغرور می شود و پشت سربدگویی می کنند .
ز ) با محبت و خونگرم و در هر کاری مقرراتی است گاه از بیماری در ناحیه سر وزانو در عذاب می افتد و نسبت به زندگی دلسرد می شود .
ت ) خوش چهره و خوش اخلاق ، کم خواب و هرگاه مرتکب گناه می شود سریع توبه می کند و اگر دل کسی را به درد آورد در پی آن است که دلجویی کند و همیشه احساس تنهایی می کند .
ث ) ثابت قدم و پراراده و در هر کاری ولی گیرا است خوش اخلاق و پر عقل است و پیشانی او بلند است و هرگز محتاج نخواهد شد .
ج ) خوش اخلاق و حق گو و کینه ای و حرف را در دل نگه می دارد و اغلب در بحث و جدل و جنگ به پیروزی می رسد .
خ ) زیبا با چشمانی درشت با محبت و مقرراتی و مدام سعی می کند که رزقش زیاد شود فردی است تنبل و در کارها و باید این کاررا ترک کند تا در زندگی موفق و پیروز شود .
و ) خوش اخلاق ، میانه رو گاه اطرافیان در پشت سر او بدگویی می کنند . او فردی خوش گذران است اگر ایمان خود را حفظ کند به هر مقام و منزلتی که بخواهد می رسد .
س ) پر استعداد و با سلیقه و همیشه بهترین اجناس را انتخاب می کند و بسیار مغرور است هر کاری که میل داشت انجام می دهد و با اطرافیان خود در نزاع و لجبازی بسر می برد . در نظر دیگران پر هیبت است .
ش ) مشفق و مهربان ، جنگجو و عصبانی ، خونگرم ، زبان او تلخ است . اگر زبان خود را نگه دارد از بلا محفوظ می ماند و بسیار لجباز است .
ص ) حرف شنو و دهن بین و هرکس هر حرفی را از او در میان بگذارد سریع باور می کند . نترس و با محبت و همیشه در حال ترقی و تفکر است .
ض ) خوش اخلاق ، زیرک و دانا ، کینه توز ، نگرانی خود را در ظاهر بروز نمی دهد ، کمان ابرو دارد و در کارها بسیار دقیق است و هرگز یاد خدا را فراموش نمی کند او فردی زرنگ است .
ط ) پاک و خوش اخلاق و خوش گذران و خونگرم و پیراهن سیاه براو خوش یمن است .
ظ ) ظاهر و باطنش یکی است و خشک و مقرراتی است و اطرافیان پشت سراو بدگویی می کنند در اعضای بدن خالی دارد که نشان اقبال است .
ع ) بلند مرتبه و پرگذشت ، خوش اخلاق ، بخشنده ، مقرراتی ، خشک ، او هرگز قدر مال دنیا را نمی داند متعصب و در اول زندگی رنج بسیاری می کشد زیرا قدر مال دنیا را نمی داند .
غ ) با گذشت و خشک و مقرراتی و احساس ناامیدی می کند گاه در فکر فرو می رود و به گذشته و آینده خود می اندیشد ، زندگی را با صلح و صداقت دوست دارد .
ف ) آتش مزاج و تند خو ، زیبا چهره ، جنگ جو ، خون گرم ، نترس ، هرچند وقت یکبار مریض می شود در زندگی چند بار شکست می خورد ولی در آینده به مقام و منزلت خوبی می رسد .
ق ) توانا ، زیرک ، دانا ، و درهرکاری نقشه بسیار می کشد و موفق می شود هم زییابست وهم خوش گذران و قدر مال دنیا را نداند و گاه گاهی با ملایمت و یا خصومت برخورد می کند .
ک ) خوش اخلاق ، زیرک ، دانا ، خشک و مقرراتی ، زبان او تلخ است قادر است با یک کلمه حرف ، دیگران را برنجاند و همیشه در حال ترقی و فعالیت است .
ل ) زیبا چهره ، خوش اخلاق ، یکدانه ، همیشه جدایی اختیار می کند و غرور خاصی دارد قدر مال دنیا را نمی داند .
م ) با محبت ، خون گرم ، و نترس ، همیشه اطرافیان پشت سرش بدگویی می کنند و در روبرو از او تعریف می کنند . فردی است خوش چهره و چشمان درشتی دارد و در کارهای خود در تمام کارها تقاضای کمک می کند . گاه تنبلی می کند .
ن ) خوش اخلاق ، کینه توز ، دم دمی مزاج است ، گاهی اوقات بسیار خوب و گاهی اوقات مقرراتی وخشک می شود همچون قاضی است و در حقوق خود و دیگران به میزان برخورد می کند .
ی ) پرفکر و زیبا و با هرکس درافتد بر او غالب می گردد . دم دمی مزاج است و گاهی بسیار خوب و گاه خشک و مقرراتی است . او فردی است چهارشانه و از مریضی شکم گاه گاهی رنج می برد .

منبع:

+ نوشته شده توسط دنیا در شنبه 1385/09/04 و ساعت 10:12 PM |
آموزش خود هيپنوتيزم ساده Relaxation مقدمه: تعلق و وابستگي به جسمانيت وعادت کردن به آن ، دليل بسياري از مشکلات روحي يا حتي از دست دادن لذتهاي بي نهايتي است که خداوند امکان تجربه آن را به بشر داده است ...لذا اولين مرحله و گام در رسيدن به عالم آرامش و در واقع رسيدن به او ، رها شدن از جسم و قطع تعلقات است . مقاله زير آموزش ساده ترين نوع خود هيپنوتيزم به عنوان Relaxation ، مقدمه اي براي کنترل ذهن ، راز اصلي تمرکز قوا و حذف تنشهاي غير ضروري و زيانبار بدن است . مراحل يازده گانه: 1>شروع خواب مصنوعي> مکاني ساکت و دنج پيدا کنيد ، آرام روي صندلي اي راحت بنشينيد و يا در جايي نرم دراز بکشيد (گذاشتن موسيقي اي آرام يا صداي طبيعت مي تواند کيفيت کار را بهتر کند). سپس چشمها را بسته و از 10 تا 1 به صورت معکوس بشماريد به طوريکه شماره ها يک در ميان با دم و بازدم تنظيم شوند ، مثلا با شماره 10 ،نفسي عميق بکشيد و 15 ثانيه نگهداريد سپس با شماره 9 بيرون دهيد و همينطور الي آخر. . . در ضمن تصور کنيد لحظه به لحظه و با هر شماره بدن شما سنگينتر مي شود. 2>رها سازي پاها> ابتدا پاي راست خود را از انگشتانش تا کمر(يا تا زانو)در ذهن مجسم کنيد . آن را احساس کنيد و در ذهن خود تصور کنيد که تمام اجزاي آن مثل خمير شل ، گرم و سنگين شود ؛ سنگين سنگين ،اين کلمه را 5 بار تکرار کنيد ؛ وارد جزئيات شويد و سعي کنيد به ترتيب عمل کنيد يعني به خود القا کنيد که پاي راستتان تا کمر از نوک انگشتان ، پاشنه پا ، کف پا، ساق پا، ران و... همه و همه شل ، سنگين و گرم شده اند بعد همينطور پاي چپ(براي اينکار مي توانيد در ذهن خود 5 بار به پاهايتان دستور بدهيد که آرام سنگين و گرم شو و بگوييد لحظه به لحظه پاهايم گرمتر و سنگينتر و شل تر مي شوند . احساس سه کلمهً گرم ، سنگين و شل را مدام در ذهن خود تکرار کنيد .) 3>رها سازي تنه> يک نفس نيمه عميق و آرام بکشيد و همه بدنتان را رها کنيد.حالا عضلات شکم ، سينه ، سرسينه ها و پهلوها را رها کنيد ؛ تصور کنيد تمام قسمتهاي بدنتان شل شده اند لذا اين قسمتها را ، راحت ، آسوده ، شل ، سنگين و گرم شده باور کنيد ، مي توانيد 5 بار ذهني بگوييد از کمر تا کتفم شل و سنگين شده و لحظه به لحظه گرمتر و شل تر و روانتر مي شود .(به تصوير کشيدن اجزاء بدن در ذهن به صورت ماده اي مثل خمير يا هر ماده اي که در حال وارفتن و روان شدن باشد بسيار کمکتان مي کند) 4>رها سازي دستها> منظور ، قسمت مچ دست تا انگشتان مي باشد ؛ پس ابتدا دست راست و سپس چپ خود را رها و شل کنيد ،دقيقا مانند مراحل قبل ؛يعني تصورکنيد تمام اجزاي دست مورد نظر شل و سنگين شده .بهتر است از نوک انگشتان شروع کنيد و 5 بار به خود بگوييد دست چپم شل و سنگين شده است ،آرام و رها . 5>رها سازي کتفها و بازوها> کتفها و بازوهايتان را شل ، سنگين و بدون هيچ انقباضي قرار دهيد (همانطور که با اعضاي قبلي رفتار کرديد) ، مي توانيد تصور کنيد همينطور که بازوهاي شما سنگين، شل و گرم مي شوند به تدريج مثل خميري نرم ، روان به سوي پاهايتان در جريان است . 6>رها سازي سر> حال نوبت عضلات گردن ، فک ، چانه ، صورت ، لبها ، گونه ها ، پيشاني ، گوشها ، ماهيچه هاي زير چشم و موها رسيده است .تصور کنيد اختيار اين قسمتها دست شما نيست و همه شان شل ، گرم ، سنگين و مايع شده اند ؛ رهايشان کنيد و در ذهن ببينيد صورتتان آرام و آسوده شل شده است . 7>چسباندن پلکها> اکنون تصور کنيد پلکهايتان شديداً به هم چسبيده اند ، يعني تصور کنيد آنها را با قويترين چسب دنيا به هم چسبانده اند و شما در ذهن خود مجسم کنيد که نمي توانيد چشمهايتانرا باز کنيد آرام آرام عضلات صورت را شل کرده و رهايشان کنيد . 8>پاکسازي آلودگيها> در اين مرحله در ذهن و خيال خود تصور کنيد هوايي زلال و شفاف (ترجيحا قابل رويت) به درون ريه هايتان مي فرستيد به طوريکه اين هوا علاوه بر ريه ها ، به تمام سلولها و اتمهاي اجزاي ديگربدن نيز وارد شده و همه عضلات داخلي و ماهيچه ها و مغزتان را پاک پاک پاک ، صاف و زلال و شفاف مي کند و به همين دليل هواي وارد شده سياه رنگ مي شود ؛ پس در بازدم ، آن رنگ سياه که در واقع بيماريها ، نقطه ضعفها ، ناراحتي ها و مشکلاتتان است بيرون مي رود . اين تنفس شامل دم پاک و بازدم سياه رنگ را مرتب تکرار کنيد و تصور کنيد که با بيرون رفتن تنشها و بيماريها به صورت دود سياه ، لحظه به لحظه شادابتر و سرحالتر مي شويد و رفته رفته رنگ سِاه بازدمها نيز کمتر مي شود تا آنجا که هم دم و هم بازدمتان زلال و شفاف و پاک مي شوند و در واقع تمام سلولهاي بدنتان را پاک و تميز و جوانتر شده مي بينيد . 9>افزايش کيفيت آرامش> تصور کنيد کنار دريا در ساحلي بسيار زيبا يا کنار رودخانه اي جنگلي يا در باغي سرسبز و آرام يا روي تشکي نرم و لطيف يا قايقي راحت در وسط اقيانوسي آرام زير گرماي مطلوب خورشيد ونسيم خنک پرطراوتي(و خلاصه هر مکان و فضاي آرامشبخشي که بودن در آنجا را دوست داريد )دراز کشيده ايد ؛ احساس کنيد که نسيم دريا يا صداي آب شما را آرام و آرامتر مي کند ، خورشيد به صورت حرارتي مطبوع بر شما مي تابد و بدنتان را نوازش و گرم مي کند . حالا در ذهن بگوييد لحظه به لحظه آرامتر مي شوم ، دستهايم ، پاهايم ،کمرم ،سينه ام ،شکمم ،عضلات صورتم همه سنگين و سنگين تر مي شوند .دست چپم ، سنگين شده سنگين سنگين ، دست راستم شل و آرام شده سنگين سنگين ، گرم گرم ؛ هر نفسي که مي کشم مشکلات ، تنشها ،بيماريها و انقباضها از بدنم حذف ميشود و من آرام و راحتم ، پاهايم ، سينه ام و سرم سنگين و گرمند ، من راحتم من آرامم . در اوج نشاط وآرامش ، آسوده و راحت ، رها و آزاد و شاد و اميدوار .(دقت کنيد که تکرار اين کلمات و تصور کردن دوباره اجزاي بدن به صورتي آرام در افزايش کيفت آرامش شما بسيار مهم است). 10>تلقين خواسته ها> اين مرحله ، مرحله تلقين دقيقتر آمال است ؛ هر چه مي خواهيد و هر آرزوئي که داريد به صورت جمله اي کوتاه در ذهن خود بيان کنيد مثلا بگوئيد من هر لحظه به لحظه و روز به روز از هر لحاظ بهتر مي شوم يا من در درسها يا کارم موفق هستم ،يا من ثروتمندم ،يا من سالمم . حتما اين جملات را به زبان حال (نه اينکه از اين به بعد مي خواهم باشم)و با ساختاري مثبت بيان کنيد (ا زکلمات منفي و کلمه نه خودداري کنيد) . جملات را چندين بار تکرار کنيد و تصور کنيد که به هدف خود رسيده ايد .دوستان را ببينيد که برايتان شادماني مي کنند ، صداها را بشنويد که به شما تبريک مي گويند ، افراد و دوستان شما را در بغل کرده مي بوسند و موفقيتتان را تبريک ميگويند ، احساس بسيار بسيار خوبي داريد .خوش به حالتان. 11>بيدار شدن از خواب مصنوعي> آرام آرام از 1 تا 10 بشماريد ، با هر شماره تنفس را تندتر کنيد کوتاه و سريع ، و به خود بگوييد وقتي به 10 رسيدم چشمهايم را باز مي کنم ، شاداب و سر حالم ، کاملا با نشاط و سرحال ، خوشحال و پر انرژي . انگشتان پاي راست را تکان بدهيد ، آنگاه انگشتان پاي چپ ،ساق پاي راست و ساق پاي چپ ؛رانها را به حرکت درآوريد ؛ پاها را بالا بياوريد ؛ دستهايتان را تکان دهيد ؛ گردنتان و عضلات صورت را منقبض کنيد ، تکان بخوريد ، شاد و سر حال چشمها را باز کنيد و بعد از 30 ثانيه بنشينيد با اين عمل شما امواج آلفا مغز خود را فعال مي کنيد .( تذکر مهم اينکه در مرحله 11 حتما با تلقين معکوس ، حالت سنگيني و کرختي بدنتان را حذف کنيد مثلا بگوييد پاي چپم سبک شده ، دمايش عاليست و راحتم ، همچنين حتما تلقين کنيد من بعد از بيداري شاد و سرحال و پر انرژي مي شوم ، تمام اعضاي بدنم در حالت عادي راحتتر و پر انرژي اند.) نکاتي بيشتر: > تقسيم کردن بدن به اجزاي بيشتربدين منظور است که عمل تن آرامي به آساني امکانپذير شود .زيرا مغز فرمانهاي جزئي را سريعتر از فرمانهاي کلي به اجرا مي گذارد . پس بدن خود را قسمت به قسمت شل کنيد تا به مرحله مفيد و موثر تن آرامي برسيد. > مثالها ، ترتيب و جملاتي که در اين مراحل آورده شده بود بي شک ثابت نيستند ؛ بخصوص در مراحل 8 ،9 و 10 تا آنجا که مي توانيد قوه تخيلتان را به کار بگيرد .طبيعتا پس از انجام يکي دو بار مي توانيد متناسب سيستم روحي ، جسمي و نيازهاي خود آنها را تغيير دهيد و سعي کنيد تمام مراحل را براي خود سفارشي(Customize)کنيد . > با توجه به تکنيکهاي NAC (علم تداعي عصبي شرطي ) در ابتداي مرحله 11 که شروع به برگشت به حالت عادي مي کنيد در ذهن خود تصور کنيد مثلا دست چپتان را مشت کرده ايد . بعدها در مواقع ضروري ، هر وقت و هر جا ، در جمع ، ماشين و محيطي شلوغ يا پرتنش که شما اين کار يعني مشت کردن دست چپتان را انجام دهيد و چشمهايتان را ببنديد ، بلافاصله احساس آرامش مي کنيد و امواج آلفا ، مغز شما را شاد مي کنند. > در ضمن ذکر اين نکته نيز لازم است که منظور از گفتن فلان جمله در مراحل مذکور آن نيست که آنها را به زبان بياوريد بلکه بايد طوري بيان و احساس شود که کل وجود شما جملات مورد نظر را فرياد کند. > مي توانيد جملات مورد نظر را با تنظيم زمانبندي مناسب ،همراه موسيقي اي ملايم بر روي يک نوار کاست ذخيره کرده و از آن در حين انجام دادن مراحل استفاده کنيد . > مسلما رفتن به حالت Relaxation و اعمال مشابه براي عوض کردن اجتماع يا آدمهاي اطرافتان نيست بلکه روشي است تا شما را با روحتان آشتي دهد و قدرتهاي نامتناهي اي که خداوند متعال در اختيارتان قرار داده را به کنترل شما درآورد تا بوسيله آنها بتوانيد در برابر محيط ، موقعيتها ، فرصتها و افراد پيرامونتان بهترين تصميم و عکس العمل را به کا بنديد ... Farewell ديدن آرامش و شادي ديگران هميشه براي من انرژي بخش است لذا با آرزوي رها شدن همه انسانها از بندها و زنجيرهايي که در واقع خود به جسم و روح خود کشيده اند شما را به يگانه منبع بي نهايت انرژي ، ايزد بزرگ ، مي سپارم... تا خود نخواهيد هيچ تغييري رخ نمي دهد ... اميدوارم در نهايت آرامش و اطمينان باشيد درحالي که سرشار از انرژي ، نشاط و اشتياق هستيد...
+ نوشته شده توسط دنیا در شنبه 1385/09/04 و ساعت 10:11 PM |


 

پزشکان اسپانيايي جنيني را که به مدت سيزده سال منجمد شده بود در بدن زني قرار دادند که حاصل آن تولد يک نوزاد است.

به گزارش مهر، اين طولاني‌ترين مدتي است که تاکنون يک جنين در محيطي سرد انجماد مي‌يابد. اين جنين يکي از 6 جنين باقي مانده از زوجي بود که از طريق لقاح آزمايشگاهي صاحب نوزادي شده بودند.

تايمز لندن خبر داد: در سال 2003 نيز يک جنين يخ زده 12 ساله درون بدن يک زن اسرائيلي جاي گرفت و حاصل آن تولد يک دوقلو بود.

محققان هنوز مطمئن نيستند که تا چه مدت يک جنين را مي‌توان در فضايي سرد نگهداري کرد و سپس آن را به يک نوزاد سالم تبديل ساخت. به اعتقاد برخي از محققان منجمد کردن جنين‌ها حتي براي قرن‌ها نيز امکان پذير است.

کاشت جنين‌هاي باقي مانده يکي از جنجال برانگيزترين جنبه‌هاي لقاح آزمايشگاهي است. برخي از کشورهاي اروپايي محدوديت‌هايي را در خلق چنين جنين‌هايي اعمال کرده‌اند.

+ نوشته شده توسط دنیا در شنبه 1385/09/04 و ساعت 10:11 PM |